تبليغاتX
ارتباط موثر

ارتباط موثر

فرهنگ تفاهم در ارتباط با اعضای خانواده

بهبود روابط در محیط کار

 

ده روش برای بهبود مهارت‌های بین فردی

ارتباط

امروزه خیلی از افراد اعم از زن یا مرد شاغل هستند و ساعت زیادی از وقت خود را در محیط کار می گذرانند پس موفقیت در محیط کار و داشتن وجه ای مناسب و آرامش در محیط کار برایشان بسیار مهم است .اهمیت مهارت‌های بین فردی در محیط کار را دست‌کم نگیرید.

اینکه همکاران، چه تصویری از شما در ذهن دارند، نقش بزرگی را در شادمانی و نشاط روزانه در محیط کار و مهم‌تر از آن در موفقیت و کارایی شغلی شما دارد.

اگر نتوانید با اطرافیان، ارتباط موثر و خوبی برقرار کنید ، با وجود همه‌ی این قابلیت‌ها، در زندگی شخصی و حرفه‌ای با مشکل روبه رو می‌شوید.

اگر شاغل هم نباشید می توانید از این مهارت ها در ارتباطات خانوادگی خود استفاده کنید.با به کارگیری توصیه‌های موجود در این مقاله ، می‌توانید مهارت‌های اجتماعی خودتان را ارتقاء دهید؛ می توانید با همکاران، صمیمی‌تر شده و در نهایت با رعایت این‌ توصیه‌ها می‌توانید در دنیای کاری امروز، موفق شوید:

 1- لبخند بزنید:

افراد، کمتر دور شخص اخمو، جمع می‌شوند. اگر می‌خواهید با همکاران خود رابطه‌ی شاد و دوستانه‌ای داشته باشید، سعی کنید همیشه نگرش مثبت و خوبی نسبت به کار و زندگی داشته باشید. اغلب وقت‌ها لبخند بزنید ، با این کار به دیگران، انرژی مثبت منتقل می‌کنید.

همیشه به دنبال یافتن یک نکته یا ویژگی مثبت در دیگران باشید و به آنان بگویید که چه ویژگی‌های خوبی دارند. سخاوتمند باشید و با کلمه‌های محبت‌آمیز، دیگران را تشویق کنید.

2- قدرشناس باشید:

همیشه به دنبال یافتن یک نکته یا ویژگی مثبت در دیگران باشید و به آنان بگویید که چه ویژگی‌های خوبی دارند. سخاوتمند باشید و با کلمه‌های محبت‌آمیز، دیگران را تشویق کنید. وقتی کارمندی را صدا می‌زنید تا به اتاق شما بیاید ، به او خوش آمد بگویید تا احساس خوبی داشته باشد . اگر دیگران بدانند که قدردان آنان هستید ، آنگاه بهترین کارهایی را که دوست دارید ، برای شما انجام می‌دهند.

 

3- به دیگران توجه کنید:

به آنچه در زندگی دیگران اتفاق می‌افتد ، توجه کنید. رویدادهای مهم شادی‌بخش (تاریخ تولد ، ازدواج) دیگران را به آنان تبریک بگویید و در شرایط ناگوار مانند بیماری و فوت عزیزان، با آنان هم‌‌دردی کنید.

با افراد، تماس چشمی برقرار کنید و با حالت صمیمیت ، دیگران را در صورت امکان به اسم کوچک صدا بزنید.  به نظرهای افراد گوش داده و به آنان اهمیت بدهید.

دو گوش ویک دهان

4- گوش دادن موثر را تمرین کنید:

گوش‌ دادن، روشی است که می‌خواهید به دیگران نشان دهید که به‌طور واقعی نظرهای آنان را می‌شنوید. «گوش دادن موثر» یعنی به زبان خودتان، آنچه را که دیگران می‌گویند، بازگو کنید. وقتی به حرف‌های همکاران خود، دقیق گوش می‌‌دهید، آنان شما را تحسین می‌کنند.

5- افراد را دور هم جمع کنید:

محیطی به وجود آورید که دیگران به کار گروهی تشویق شوند. با همه‌ی افراد به عدالت و مساوی رفتار کنید و از تبعیض و پارتی‌بازی خودداری کنید.

 

6- تضادها را حل کنید:

وقتی افراد ، دور هم جمع می‌شوند ، اگر تضادی به وجود آمد ، آن را حل کنید. یاد بگیرید یک میانجی خوب باشید. اگر همکاران، راجع به مسائل کاری، جروبحث کردند ، جلسه‌ای با حضور آنان برگزار کنید و مشکل‌ها را حل کنید. اگر این‌چنین نقش رهبری را ایفا کردید ، مورد احترام و تحسین اطرافیان قرار می‌گیرید.

یک ارتباط‌گر روشن و شفاف، کمتر با همکاران خود ، دچار سوء‌تفاهم و اختلاف می‌شود. نفوذ کلام و بلاغت، نشان از فراست، هوش و بلوغ فکری شما می‌دهد و این ارتباطی به سن شما ندارد.

7- ارتباط شفاف برقرار کنید:

توجه خاصی به آنچه که می‌گویید و اینکه چطور می‌گویید ، داشته باشید. یک ارتباط‌گر روشن و شفاف، کمتر با همکاران خود ، دچار سوء‌تفاهم و اختلاف می‌شود. نفوذ کلام و بلاغت، نشان از فراست، هوش و بلوغ فکری شما می‌دهد و این ارتباطی به سن شما ندارد. اگر به آنچه که می‌گویید ، توجه نکنید ، دیگران نیز به حرف‌ها و عقیده‌های‌تان اهمیتی نمی‌دهند.

 

8- شوخ طبع باشید:

نترسید از این که با دیگران، شوخی و بذله‌گویی می‌کنید. بسیاری از افراد ، گرد کسانی جمع می‌شوند که بتوانند شادی را برای آنان فراهم کنند و لبخند بر لبان‌شان بنشانند.اما اینکار را از حد نگذرانید تا به شخصیتتان لطمه نزند و البته مراقب حد ارتباط با نامحرم نیز باشید.

 

9- از دریچه‌ی چشم دیگران به موضوع‌ها بنگرید:

هم‌دلی به معنی این است كه : خودتان را جای دیگران بگذارید و احساس آنان را درک کنید و سعی کنید حادثه‌ها را از چشم‌انداز دیگران ببینید. شما می‌توانید با حس کردن هیجان‌های خودتان، وضعیت روانی خود را حفظ کنید . در حالی که اگر از درک هیجان‌های دیگران، غافل شوید ، نمی‌توانید توجه آنان را جلب کنید. افرادی که از شناخت، درک هیجان‌ها و احساس‌های دیگران عاجزند ، در ابراز هم‌دلی با دیگران نیز ناتوانند.

 

10- شکایت نکنید و نق نزنید:

هیچ‌چیز بدتر از یک شاکی یا نق‌زن حرفه‌ای نیست. اگر به سادگی راجع به هر موضوعی عصبانی شوید ، دیگر روز خوشی برای شما باقی نمی‌ماند. سعی کنید همیشه نسبت به اطرافیان، گذشت داشته باشید و موضوع‌ها را آسان بگیرید تا از این طریق، بر اعتبار و محبوبیت خود نزد دیگران بیفزایید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 21:11  توسط عزیز  | 

چرا بی وفایی؟چرا چند همسری؟

تقلب در پیمان زناشویی از داغ ترین موضوعات مورد بحث است و تعهد و وفاداری نیز به همان نسبت ارزش خود را همچنان حفظ نموده است. بی وفایی در ارتباطات زناشویی یکی از بزرگترین مشغله های ذهنی بشر است و شاید این مشغله بعد از جنایت و تعدی ، بزرگترین دغدغه ذهنی بشر باشد. همه افراد از این فاجعه متنفر هستند و در عین حال آماده شنیدن داستانهایی از این نوع می باشند ولی بعضی از افراد حتی تاب تحمل شنیدن آن را هم ندارند. بعلاوه در بسیاری از حماسه ها و داستانهای واقعی از بازتاب بد احساسی و اجتماعی این عمل سخن ها رفته است و بزرگترین مذاهب جهان این عمل را رد نموده است. اما با این حال چرا برای بسیاری از افراد تمکین به یک همسر سخت است؟

شاید برای بشر ، اقتدا به یک همسر به طور طبیعی رخ نمی دهد و عوامل بیولوژی، انسان را مستعد جستجو برای داشتن چندین شریک جنسی می کند. این چیزی است که دیوید براش جانور شناس و جودی لیپتون روانکاو در کتاب خود با عنوان “افسانه تک همسری: بی وفایی و  وفاداری در حیوانات و انسانها ” بحث می کنند. طبق گفته این افراد همه حیوانات۱۰۰% قادر به تمکین به یک همسر در ۱۰۰% زمان نیستند. تنها حیوانی که به طور جبری باید  به یک همسر اکتفا کند ، کرم کدو است که در دستگاه گوارش ماهی زندگی می کند . زیرا جنس نر و ماده این کرم در بدن ماهی به هم آمیخته شده و بعد از آن هرگز از هم جدا نمی شوند. بقیه حیوانات اعم از اکثر انسان ها برای تامین نیاز جنسی خود به یک همسر تمکین نمی کنند. به گفته لیپتون به منظور کشف این حقیقت که در کدام محل ها ، هنوز تمکین به یک همسر وجود دارد تنها راه ممکن انجام تست DNAاست، تا مشخص شود که چه کسی در کنار چه کسی آرمیده است. ! از نظر این دو نفر بین وفاداری جنسی و آنچه به نام تک همسری اجتماعی وجود دارد تفاوت قابل ملاحظه ای وجود دارد. برای مثال حتی در حیوانات که به منظور زندگی و بقای نسل جفت گیری می کنند، مانند بسیاری از پرندگان ، انجام تست DNA ثابت می کند که جوجه ای که پرورش می دهد مربوط به پدر خانواده نیست. این مورد در انسانها نیز در بعضی موارد صادق است. برای مثال لیپتون می گوید : در یکی از بیمارستانها به منظور تشخیص بیماریهای ارثی کودکان تست DNA  ترتیب داده شد و ۱۰% از این بچه ها از نظر ژنتیکی هیچ ربطی به پدر خانواده نداشتند.
اما اشتباه نکنید.!لیپتون و باراش که به مدت ۲۸ سال است در کنار هم زندگی میکنند ، مسئله وفاداری جنسی را امری غیر ممکن ، غلط یا غیر طبیعی نمی دانند. آنها تنها مدعی اند که تمکین به یک همسر برای بعضی از انسانها سخت است و جالب است بدانید که افراد بشر در بخش وسیعی از زندگی خود در صدد کسب مهارتهای پیچیده همچون نواختن ویلون هستند و اگر بخواهیم وفاداری رانیز نوعی مهارت بدانیم باید اعتراف کنیم که بعضی از انسانهای بسیار باهوش و با استعداد در این مورد بسیار ناشی عمل می کنند و یا به عبارتی می توان گفت نمی خواهند این مهارت راکسب کنند. از نظر یک روانشناس به نام پیتر کرامر: انسانهایی که به یک ارتباط پایدار تک همسری اقتدا نموده و واقعا به عهد خود وفادار می مانند، از نظر روحی و عقلی انسانهایی فوق العاده سالمی هستند.
این افراد دارای خصوصیات منحصر به فردی هستند که این امر را برای آنها امکان پذیر ساخته است و می توان گفت ، تمکین به یک همسر در بسیاری از موارد سخت است. از نظر یک آسیب شناس خانواد  ، بعضی از افرادی که در زندگی زناشویی خود تقلب می کنند ، افرادی هستند که به آنها لقب تعقیب کننده یا هوسباز داده می شود. آنها مایل به کسب فتوحات بزرگ و قابل توجه هستند و این فتوحات را در قالب داشتن چند همسر و معشوقه درک می کنند. از حیث بالینی این افراد دچار نوعی اختلال شخصیتی خودستایی هستند . آنها آرزومند و طالب کسب توجه و محبت هستند ، در حالیکه خود قادر به پاسخگویی به این سبک نیستند. بعضی دیگر افراد هم که تاکنون در این رابطه اقدام نکرده اند، ممکن است مستعد این تقلب باشند. آنها آگاه نیستند ک در ارتباط فعلی خود نوعی فقدان و اشتباه وجود دارد و یک اتفاق مثل توجه به مرد یا زن دیگر حس خاصی را در آنها بیدار می کند و لذا در ارتباط با وفاداری خود به همسر اول دچار تردید می شود و پایه های  آن تعهد و پیمان اولیه سست می شود.
بعضی دیگر افراد از وجود خلل و محرومیت در ارتباط با همسر اول خود آگاه هستند و سعی فعال در جبران آن دارند (به گونه ای دیگر ، خواه غلط یا درست)
بحران مشهور نیمه زندگی ، یکی دیگر از دلایل تقلب و عدم وفاداری است(و این در حالی اتفاق می افتد که مردان و زنان بچه های جوانی دارند که این مسائل را تجربه ننموده اند و ممکن است مرتکب اشتباه شوند) .مطالعات آماری در این زمینه یعنی بی وفایی در زندگی زناشویی سرشار از نکات نامعلوم است. بعضی از این آمارها مدعی است که حدود ۵۰% زنان و ۷۰% مردان مرتکب این تقلب می شوند. اما بهترین و کاملترین اطلاعات در این باره توسط دانشگاه شیکاگو جمع آوری شده است. طبق آمار این مرکز ۱۵% از زنان و ۲۲% مردان به این حقیقت معترف شده اند که درکنار ازدواج اول خود با افراد دیگری نیز ارتباط داشته اند .
این امر واضحی است که مردان به این بی وفایی بیشتر راغب هستند و هر چه قدر بیشتر عمر کنند درصد این خطا بالا می رود. برای مثال طبق یک مصاحبه مشخص شده که ۳۷% از مردان در سن ۵۰ تا ۵۹ سال و ۷% از مردان در سن ۱۸ تا ۲۹ سال به برقراری چندین ارتباط تن داده اند. یعنی درصد خیانت به نسبت افزایش سن بالا می رود. در صورتی که در زنان، خیانت و تقلب در سالهای بعد از جنگ جهانی دوم(baby boomer) یعنی ۱۹۴۳ تا ۱۹۵۲ (حداکثر زاد و ولد در این زمان اتفاق افتاده است) به حداکثر مقدار رسیده است.  در این زمان حدود ۲۰% زنان به این امر تن داده اند. درحالیکه در بقیه زمانها و تاریخ ، این درصد برای زنان بین ۱۱% تا ۱۵% متغیر است. و اما بعضی از انواع بی وفایی های دیگر علاوه بر برقراری ارتباط جنسی وجود دارد که در محاسبات ذکر نمی شود.مثل ارتباط های معاشقه ای مخفیانه یا گفتگوهای عاشقانه بین افراد ناشناس در اینترنت و یا تماشای صحنه های تحریک کننده مثل استیریپتیز.
بی وفایی زمانی اتفاق می افتد که یکی از دو طرف نقض پیمان کند. اما همین حقیقت هم نیازمند توضیح کامل است. اگر در صورت آشکار شدن خیانت ، همسر شما آن را تقلب و فریب بداند ، پس این واقعا یک خیانت است ، اما ممکن است همسر شما این امر را مسئله ای عادی بداند و یا حداقل تحمل کند  و در این رابطه حساسیت نشان ندهد. بنابر این برداشت افراد از این مسئله متفاوت است. بعضی از افراد تا ۳ شریک را در بستر خود را ه می دهند ، اما به شدت منکرتقلب هستند . مشکلات دیگری که در بررسی های آماری مربوط به بی وفایی همسران وجود عدم صراحت در بیان است. و به همین خاطر آمار نشان می دهد که ۷۸% افراد ظاهرا  متعهد به عهد هستند.
علاوه بر تاکیدات اساسی مذهب و فرهنگ برای وفاداری و حتی در نظر گرفتن تهدیدات کیفری در این زمینه ، باز هم پاداش هایی در قبال این وفاداری در نظر گرفته می شود. تک همسری یک معاهده خانوادگی لازم الاجرا است و رعایت آن برای  مردان نیز دارای مزیت است .اول اینکه فرزندی که به سختی و مشقت پرورش می دهند ، لااقل می دانند که از خودشان است. ثانیا یک مرد با موقعیت اجتماعی متوسط لااقل از داشتن یک همسر-که متعلق به خودش باشد- مطمئن است.
در بعضی از گروههای اجتماعی ، مردانی که  تشکیل حرمسرا می دهند ، از نظر موقعیت سرامد هستند و قادر به تصرف همه زنان می باشند. اما خوشبختانه در دنیای امروز این مسئله کمتر پیش می آید. تک همسری تعهدی است که در فرهنگ و آداب و رسوم برای مردان و زنان باید رعایت شود ،یعنی تفاوتی بین زن و مرد در رعایت آن نباید وجود داشته باشد.
یکی از بزرگترین نتایج تمکین به یک همسر این است که به همان نسبت که هر دو پیر می شوند ، احساس داشتن کسی که می توانند کاملا به او اعتماد کنند به طور پر رنگ تری جلوه گری می کند و امری  دلگرم کننده برای گذری سالم وبدون تنش  از این برهه زندگی است و اگر خوب فکر کنیم ، این یک نعمت فوق العاده است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388ساعت 22:24  توسط عزیز  | 

مشکلات شایع زناشویی

شرم و حیا باعث می‌شود بسیاری از خانم‌هایی که این مشکل را دارند، به متخصص زنان مراجعه نکنند و هرطور هست، با این درد بسوزند و بسازند. البته شاید هم بتوان به آنها حق داد. بسیاری از آنها نمی‌دانند که این مشکل در دنیای پزشکی شناسایی شده و راه‌حل‌هایی برای درمان آن وجود دارد. آنها نمی‌دانند باید به کدام متخصص یا مشاور مراجعه کنند و هنگام مراجعه چه بگویند و موضوع را چه‌طور مطرح کنند. این‌طور می‌شود که به علت درد غالبا از برقراری ارتباط زناشویی با همسرشان طفره می‌روند و همین، مشکلات خانوادگی‌‌شان را پیچیده‌تر می‌کند‌و گاهی همین مشکل قابل‌حل باعث از هم پاشیدن کانون خانواده‌ای می‌شود.در این رابطه با دکتر زهرا افتخار، متخصص زنان و عضو هیأت علمی‌دانشگاه علوم پزشکی تهران و کلینیک سلامت خانواده گفتگو کرده‌ایم…

آیا علت درد در هنگام فعالیت زناشویی، کمبود محبت بین زن و شوهر است یا این درد منشا روانی دارد؟
گاهی ممکن است علت درد، روانی باشد. فرد اضطراب دارد یا چیزهایی که برایش تعریف کرده‌اند باعث نگرانی او شده و در نتیجه ناخودآگاه باعث انقباض عضلات کف لگن او می‌شود. این انقباض گاهی می‌تواند آن قدر شدید باشد که درد ایجاد کند. گاهی مشکلات بین زن و شوهر و مشکلات شخصی‌‌ای که با هم دارند، باعث می‌شود این حالت به وجود آید؛ مثلاً زنی شوهرش را قبول ندارد یا مردی زنش را کتک می‌زند؛ خب، ممکن است که این زن دچار درد در زمان نزدیکی ‌شود چون شاید اصلاً نتواند یا نخواهد از شوهرش تبعیت کند. گاهی اوقات هم مشکلات واژینیسموس وضعیتی است؛ مثلاً فرد در ازدواج اولش مشکلی نداشته اما حالا که بعد از طلاق دوباره ازدواج کرده، با شوهر دوم‌اش نمی‌تواند رابطه‌ای داشته باشد. این‌ها نشان می‌دهد که مسایل روانی مطرح است.
ممکن است علل جسمی هم در این رابطه دخالت داشته باشند؟
بله، این موضوع علل مختلفی دارد که یک سری علل ممکن است مربوط به خود دستگاه تناسلی باشد اما یک سری دردها ممکن است دردهای راجعه، زوجین اعضای بدن باشد یعنی در واقع مشکل در بخش دیگری است اما باعث درد در زمان نزدیکی می‌شود. مهم‌ترین نکته، علت‌شناسی این مشکل و پی بردن به عامل ایجادکننده آن است؛ از عفونت دستگاه تناسلی بگیرید تا جای زخم عمل جراحی، رادیوتراپی در منطقه، حتی در هنگام شیردهی هم به علت کاهش میزان استروژن خون، خشکی واژن اتفاق می‌افتد و می‌تواند باعث بروز درد شود. البته علل خارج دستگاه تناسلی زنانه هم مطرح هستند؛ مثلا سیگار، عدم تناسب وزن زن با همسرش، یبوست مزمن، سندرم روده تحریک‌پذیر و….
سلامت : ممکن است این درد در اوایل ازدواج در دوران جوانی وجود نداشته باشد و در سنین میانسالی تازه شروع شود؟
بله؛ سندرمی ‌وجود دارد که خانم‌هایی در در سنین میانسالی و خانم‌هایی که نزدیک یائسگی هستند (مثلا ۳۸ یا ۴۰ سال به بالا تا زمان یائسگی که واقعاً علتش ناشناخته است) را مبتلا می‌کند. این خانم‌ها سوزش و احساس خشکی در ابتدای واژن دارند. زمانی که می‌خواهند اقدام به رابطه زناشویی کنند؛ آن خشکی، خیلی دردناک می‌شود و به همین دلیل، درد شدید باعث انقباض شدید عضلات کف لگن می‌شود و در نتیجه فعالیت زناشویی برایشان خیلی سخت و گاهی غیرممکن می‌شود.
با توجه به این فهرست بلندبالای علل که اشاره کردید، برای تشخیص باید چه کار کرد؟
برای تشخیص، فرد باید هم از نظر روانی بررسی شود و هم از نظر جسمی. زن و شوهرهم حتماً باید باهم ویزیت شوند. اولین گام این است که علت مشکل کاملاً مشخص شود. معاینه دقیق، بررسی هورمونی، بررسی عفونت ادراری و یک شرح‌حال خوب و کامل از زوجین و روابط‌شان باید گرفته شود. اینکه زن سابقه اسهال یا یبوست مکرر داشته، بررسی روان‌پزشکی، سابقه جراحی، سابقه مصرف داروها ، سوء‌مصرف مواد مخدر، الکل، سیگار و همه این‌ها را بررسی می‌کنیم و در کنارش اینکه روابط‌شان از اول ازدواج چه طور بوده و در نهایت با توجه به علل ایجادکننده، درمان را برنامه‌ریزی می‌کنیم. اگر عفونت داشته، عفونت را برطرف می‌کنیم و اگر مشکل هورمونی بوده آن را رفع می‌کنیم. بسیاری از زوج‌ها ممکن است مشکل‌شان عدم آموزش جنسی درست باشد. با کمی‌صحبت، راهنمایی یا وسایل کمکی مشکل‌شان به خوبی حل می‌شود و اگر نیاز به مشاوره‌های روان‌شناسی وجود داشته باشد، به متخصصین مربوط معرفی می‌شوند. آماری که در کشورهای دیگر وجود دارد، نشان داده که تنها نیم تا یک درصد مشکلات آن قدر جدی می‌شود که درمان‌های تکمیلی نیاز دارد.
این درمان‌های دیگر که این گروه اندک به آن نیاز دارند، شامل چه درمان‌هایی است؟
در واژینیسموس‌ها یکی از کارهایی که انجام می‌شود، آموزش شل کردن عضلات است. (این افراد به تدریج یاد می‌گیرند که کدام عضلات را باید شل کنند)، یا استفاده از مشاوره‌های روان‌شناسی و یا تجویز دارو برای کاهش میزان اضطراب در زمان نزدیکی، در آخرین مرحله و زمانی که کارهای دیگر را نمی‌توان انجام داد از ترکیبات بوتولیسم استفاده می‌کنیم که با تزریق آن به عضلات، آنها برای ۶ ماه شل می‌شوند و در این مدت ترس و اضطراب فرد از این رابطه از بین می‌رود. نکته مهم این است که درمان‌ها باید دونفره باشد یعنی زن و شوهر هردو در برنامه درمانی و مشاوره قرار گیرند. این طور نیست که به خانم نسخه‌ای بدهیم و بگوییم که برود خانه. برای درمان هر دو نفر باید حضور داشته باشند و هر دو همکاری داشته باشند تا نتیجه بگیرند.

دیسپارونیا چیست؟

به هرگونه فعالیت زناشویی که همراه با درد باشد، دیسپارونیا یا فعالیت زناشویی دردناک می‌گویند. درد ممکن است با اولین نزدیکی اتفاق بیفتد که به آن اولیه می‌گویند و یا ثانویه باشد یعنی یک خانمی‌سال‌ها از زندگی زناشویی‌اش بگذرد و در سنین میانسالی دچار این دردها ‌شود. برای تشخیص مشکل اصلی، نوع درد هم مهم است. گاهی ممکن است خانمی بگوید قبل از اینکه فرآیند فعالیت زناشویی شروع شود، درد شروع می‌شود و یا بعضی بیمارها حتی وقتی به آنها نزدیک هم نشده‌اند، احساس درد می‌کنند.

شدت درد هم فرق می‌کند. گاهی چند روز اول بعد از ازدواج شکایت شروع می‌شود و بعد کم‌کم و یا با درمان‌های خیلی ساده رفع می‌شود اما گاهی ممکن است درد آن چنان شدید باشد که اقدامات تخصصی‌تر را لازم داشته باشد.

علل جسمی دیسپارونیا
• عفونت در دستگاه تناسلی (واژینیت)
• عوارض جراحی؛ مثلاً گاهی فرد زایمان داشته و در جای برشی که ایجاد کرده‌اند، ممکن است بعداً حساسیتی ایجاد شود که در رابطه زناشویی دچار درد شود و یا جراحی‌های دیگر. البته زمانی که جراحی مربوط به دستگاه تناسلی است، احتمال ایجاد مشکل بیشتر است؛ مثلاً بعد از جراحی‌ای که به عنوان جراحی افتادگی رحم می‌شناسند.
• رادیوتراپی ممکن است باعث فیبروز و تغییر شکل درقسمت تحتانی دستگاه تناسلی شود. در این موارد نیز نزدیکی ممکن است باعث درد شدید شود.
• در یائسگی زودرس چون ترشح استروژن در بدن کم می‌شود و جریان خون داخل واژن کاهش پیدا می‌کند، در نتیجه واژن خیلی خشک شده و انعطاف‌پذیری آن کم می‌شود حتی تنگ شده و طول آن نیز کاهش می‌یابد. در این شرایط مراحل آماده‌سازی که در خانم‌ها باید برای رابطه زناشویی اتفاق بیفتد، برای این افراد نمی‌تواند به خوبی صورت بگیرد.
• در شیردهی، مقدار استروژن زنان پایین می‌آید و خانم‌های شیرده، دچار خشکی واژن می‌شوند. در این شرایط نیز مقاربت برای آنها ممکن است دردناک باشد.
• عفونت‌های داخل لگنی می‌تواند باعث ایجاد التهاب در لگن یا چسبندگی شود و نهایتا می‌تواند زمینه ایجاد درد را در زمان فعالیت زناشویی فراهم سازد. چسبندگی ثانویه به جراحی‌های قبلی از دیگر علل آن است حتی مریض در نتیجه جراحی‌های غیر زنان مثل آپاندیسیت یا جمع شدن مایع داخل لوله و التهابی که به دنبال آن ایجاد می‌شود، ممکن است نزدیکی خیلی دردناک داشته باشد.
• عفونت‌های مزمن مثانه
• سندرم روده‌ تحریک‌پذیرو یبوست مزمن
• آندومتریوز؛ بیماری‌ای که در آن بافت داخل رحم به غیر از جای خود، در جای دیگری مثلاً داخل شکم کاشته می‌شود. این بیماری هم باعث چسبندگی خیلی شدید می‌شود. این گروه معمولاً علاوه بر مقاربت، قاعدگی دردناک نیز دارند. بعضی از این افراد ممکن است نازایی نیز داشته باشند. این افراد معمولاً دردهای عمیق در لگن خود احساس می‌کنند.


+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 19:20  توسط عزیز  | 

شیوه های جدید حفظ زندگی مشترك

هر ازدواجی لحظات خوب و بد و شیرین و تلخی دارد؛ ولی آنچه باعث خوشبختی و یا شكست یك ازدواج در طولانی مدت می شود، چیست؟

در دو دهه اخیر، محققان در حال تحقیق و بررسی عواملی هستند كه باعث می شود یك ازدواج به خوبی و تفاهم متقابل بینجامد و در مقابل، ازدواج دیگر شكست بخورد.

گروهی از محققان، تحقیق خود را روی زوجهایی انجام دادند كه آنها را در لابراتوارهای زوجین از نزدیك ، مطالعه و بررسی كردند، به طوری كه تمام عمل و عكس العمل های آنان مطالعه شد. (این شیوه تحقیق، بررسی یا شیوه دلیل خوانی نامیده می شود.)

یكی از محققان، گروهی از زوجین عادی را از جامعه انتخاب كرد و با این شیوه، راه مطمئنی برای مطالعه درباره علل شكست یا موفقیت ازدواج ها یافت. این آزمایش ها معمولاً به صورت اندازه گیری ضربان قلب همسر و یا چگونگی نشان دادن احساسات با تغییرات چهره و این كه با چه زبانی با یكدیگر و اطرافیان صحبت می كنند، صورت گرفته است. در حال حاضر محققان با تقریبی بیش از 90 درصد می توانند تخمین بزنند كه كدام زندگی موفق ، و كدام ناموفق است. در متن زیر شما می توانید تعدادی از پیشنهادهایی كه براساس تحقیقات بسیار معتبر به دست آمدهبرای راهیابی به یك زندگی زناشویی موفق و محكم بخوانید:

خیلی زود در جستجوی كمك بر آیید

یك زوج عادی معمولاً در حالت عادی، 6 سال پس از ازدواج به فكر كمك خواستن از دیگران می افتند (این در حالتی است كه بیشتر طلاقها در 7 سال اول ازدواج اتفاق می افتد) بدین ترتیب در مدت 6 سال اول ازدواج، بیشتر زوجین با ناراحتی ها و مشكلات مكرر، به زندگی زناشویی خود ادامه می دهند.

خودتان را اصلاح كنید

بنا به توصیه محققان ، ما باید بتوانیم احساسات خود را بیان كنیم و بگوییم چه چیزی در درجه اول برای ما اهمیت دارد. زوجهای موفق و خوشبخت احساسات خود را در مواقع حساس به راحتی بیان می كنند.

مواظب لحن خود  در مشاجرات باشید

بیشتر درگیری ها زمانی آغاز می شوند كه یكی از زوجین با  لحن منتقدانه از دیگری ایراد می گیرد. ذهنیات خود را بیان كنید، ولی به صورتی كه شنیدنش، هم برای شما و هم برای طرف مقابلتان راحت باشد.

تأثیر پذیر باشید

یك ازدواج زمانی موفق است كه شوهر بتواند از همسرش تأثیر بپذیرد. تأثیرپذیری شوهر از همسرش (برخلاف زن از شوهرش) بسیار مهم است. تحقیقات نشان داده است كه زنان در حالت عادی آماده تأثیر پذیری از شوهرانشان هستند. پس ازدواجی موفق است كه هر دو طرف به یك میزان از دیگری تأثیر بگیرند.

استانداردهای خودتان را بالا ببرید

زوجهایی كه تازه ازدواج كرده اند و یا زوجهای خوشبخت معمولا توقع بالایی از یكدیگر دارند. خوشبخت ترین زوجها معمولاً توقع رفتارهای زننده از یكدیگر را ندارند، هر چه میزان تحمل رفتارهای زشت طرفین در اول ازدواج كمتر باشد، در طولانی مدت، زوجین در مسیر ازدواج خوشبخت ترند.

یاد بگیرید چگونه یك مشاجره را آرام كنید و یا آن را خاتمه دهید

زوجهای موفق می دانند یك مشاجره را چگونه خاتمه دهند و می دانند چگونه می توان یك مسئله پیچیده را ترمیم كرد پیش از آن كه مشاجره به طور كامل از كنترل خارج شود.

شیوه ترمیم یك مشاجره به این شرح است:

موضوع بحث را با یك موضوع كاملاً بی ربط عوض كنید. از طنز استفاده كنید. طرف مقابل را با یك جمله كه نشان دهنده اهمیت دادن به اوست، متوجه كنید؛ مثلا من می دانم این مسئله برای تو سخت است و به این ترتیب او را متوجه این نكته كنید كه هر دوی شما در این مورد وضع مشابه دارید. مثلاً بگویید این مشكل هر دوی ماست. از مشاجره عقب بكشید. در زندگی زناشویی گاهی شما باید كوتاه بیایید تا برنده شوید. اهمیت دادن و قدردانی از احساسات همسر بسیار مؤثر است؛ مثلاً من می خواهم از تو تشكر كنم. اگر یك مشاجره خیلی به بن بست رسید، 20 دقیقه به خود فرصت دهید و پس از این كه هر دو خونسردی خود را به دست آوردید، دوباره گفتگو كنید.

بر نیمه روشن تمركز كنید

      در یك ازدواج موفق، زوجین معمولاً 5 بار بیشتر از دیگران از جملات مثبت استفاده می كنند، (مثلاً ما زیاد می خندیم) به جای به كار بردن جمله منفی (به ما اصلاً خوش نمی گذرد).

نكته آخر

یك ازدواج خوب باید شامل منبع غنی ای از موجهای مثبت باشد. در بانك احساسات خود بیشتر پس انداز كنید تا وزن نكات مثبت زندگی از منفی های آن بیشتر شود. از ازدواج باید مراقبت كرد و به آن اهمیت داد تا محكم و پر معنا بماند.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت 19:17  توسط عزیز  | 

چگونه آرامش را به زندگی پرتنش امروزی بازگردانیم؟

جامعه ما آكنده از بار اطلاعاتی سنگین است و ابزاری چون تلویزیون، رادیو، اینترنت، تبلیغات، پست الكترونیك و تلفن همراه همگی بر این سنگینی می‌افزایند.

از سوی دیگر شكل زندگی در عصر حاضر بویژه در جوامع شهری ناگزیر توام با سر و صداها، ‌شلوغی‌ها و انبوهی از كارهای الزام‌آور روزمره است كه قطعا تمام این فاكتورها به افزایش استرس و سلب آرامش انسانها كمك می‌كند.

محققان و روانشناسان در سالهای اخیر تلاش كرده‌اند به شیوه‌های مختلف كه متداول‌ترین آنها انتشار اخبار، مقالات و توصیه‌های بهداشتی است به مردم در حفظ آرامش در میان این همهمه و آشفتگی یاری برسانند. به اعتقاد آنها دسترسی و مطالعه این منابع هرازگاهی می‌تواند ما را به یاد نیاز اصلی مان به آرامش بیاندازد و حتی دقایقی از این زندگی پرمشغله جدا سازد. با این روی استیو موریل كارشناس و نویسنده این مقاله در روزنامه «دیلی مدیتیشن و دیلی لایف» روش‌هایی را برای كسب آرامش در زندگی عنوان كرده كه به قرار زیر است:

* حداقل روزی 15 دقیقه را در سكوت بگذرانید و به نیازهای واقعی خود و چیزهایی كه دارید فكر كنید. سكوت عصاره آرامش است. البته با اجبار نمی‌توان سكوت كرد. بلكه باید زمانی كه فرا رسید آن را بپذیرید. روزی یك ساعت در اتاقی تنها بمانید و حتی اگر لازم شد در را روی خود ببندید.

* جلوی گریه خود را نگیرید و گهگاهی گریه كنید این كار باعث تخلیه تنش‌هایتان شده و به شما آرامش می‌دهد.

* وقتی احساس می‌كنید كه سرتان پر از فكرهای جورواجور است با قدم زدن آنها را پاك كنید.

* افراد آرام به خود می‌گویند كه برای تغییر گذشته كاری نمی‌توان كرد، آنگاه از فكر ادامه زندگی لذت می‌برند.

* آرامش را از كودكان بیاموزید. آنها در همان لحظه‌ای هستند كه زندگی می‌كنند و لذت می‌برند.

* اگر نمی‌توانید دیگران را ببخشید بدانید كه افكار خشمگین همواره شما را با این افراد مرتبط خواهد كرد. اما شاد كردن دیگران باعث آرامش می‌شود.

* هرچه اكسیژن بیشتری به شما برسد آرام‌تر خواهید شد. بنابراین خوب است كه در محل كار یا خانه خود گیاهی نگه دارید.

* از چیزی كه هستید راضی باشید در این صورت احساس آرامش بیشتری می‌كنید.

* با حركات آرام و صحبت كردن شمرده احساس آرامش را به جمع منتقل كنید.

* با شوخ طبعی به آرامش خود كمك كنید.

* مهم نیست كه با شما مودبانه برخورد شود یا نه بلكه برخورد محترمانه شما باعث ایجاد آرامش و احساس خوبی در شما خواهد شد.

* سرعت حركت شما با احساستان رابطه مستقیمی دارد. آرام راه بروید و حركات بدن خود را آرام كنید. طولی نمی‌كشد كه آرام خواهید شد.

* گاهی می‌توانید برای رسیدن به آرامش دراز بكشید، عضلات خود را شل كنید و به هیچ چیز فكر نكنید.

* لحظه های زیبای زندگیتان را بنویسید و از آنها عكس و فیلم بگیرید.سپس بیشتر وقت آنها را به یاد آورید و درباره‌شان فكر كنید و لذت ببرید.

* آهسته غذا خوردن و جویدن باعث تجدید توان فكری و احساس آرامش خواهد شد.

* راحتی یكی از عناصر مهم آرامش است. دمای مناسب، صندلی، لباس و كفش راحت این امكان را برای شما فراهم می‌كند. هرچند وقت یكبار ساعت خود را باز كنید تا خود را از فشار زمان نجات دهید. هم چنین درآوردن كفش‌ها به كاهش فشار عصبی كمك می‌كند. پوشیدن لباسهای گشاد و راحت باعث ایجاد راحتی و احساس آرامش می‌شود.

* برای تاثیر بیشتر و رسیدن به آرامش در خود متمركز شوید و آرام نفس بكشید.

* تمرین كنید كه آرامتر از حد معمول صحبت كنید. این كار به خودی خود ضربان قلب و تنفس را آرام می‌كند.

* اگر به عقاید مذهبی و معنوی پایبند باشید، به یكی از با افتخارترین روش‌های رسیدن به آرامش خاطر رسیده‌اید، آنگاه می‌توانید بگویید، الا بذكر الله تطمئن القلوب. اگر از خدا دور افتاده‌اید، اكنون وقت آشتی است. داشتن یك تكیه گاه معنوی در حد تعادل موجب آرامش می‌شود.

* احساسات و مشكلات خود را به دیگران بگویید و آرامش بیشتری احساس كنید.

* یكی از مهم ترین مهارت‌ها در آرام بودن، فكر نكردن به مسایل كوچك است. دومین مهارت، كوچك شمردن تمام مسایل است.

* شاد كردن دیگران، ‌موجب آرامش می‌شود. نمی‌دانید چه لذتی دارد پول رستوران امشب را با توافق سایرین به یك كارتن خواب هدیه بدهید. قدردانی كنید. دیگران را برای لطف كردن به خود تحت فشار قرار ندهید، لطف كه وظیفه نیست.

* اگر می‌دانستید كه: «سیگار كشیدن + ورزش نكردن‌ = استرس، اضطراب و حذف آرامش»، هرگز سیگار نمی‌كشیدید و ورزش كردن را به تعویق نمی‌انداختید
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم اسفند 1387ساعت 20:28  توسط عزیز  | 

باورهاي منطقي در مورد انتخاب همسر

 

 

فرآيند انتخاب همسر براي هر فرد بالغ و مجرد، مرحله اي بسيار مهم و اغلب دشوار محسوب مي‌شود. شايد كمتر انتخاب ديگري ممكن است تا اين اندازه در طول زندگي زوج‌ها مركز توجه و بسيار با اهميت تلقي گردد.
اما متأسفانه، در بحبوحه‌ي دروان معاشقه (نامزدي) افراد جوان اغلب بي ملاحظه مي‌شوند و مشكلات اساسي را در ازدواج ناديده مي‌گيرند و يا اين كه آنها را بررسي نمي‌كنند. علاوه بر اين نگرش‌ها و عقايد خاصي در جامعه‌ي ما رواج يافته است كه موجب نا اميدي و نارضايتي در فرآيند انتخاب همسر مي‌گردند. در اين ميان برخي از عقايد و باورها در فرآيند ازدواج و انتخاب همسر غيرمنطقي و محدود كننده به نظر مي‌رسند.
باورها و يا عقايد غيرمنطقي (محدود كننده) درباره انتخاب همسر كه به عنوان باورهاي شخصي تعريف شده‌اند:
الف- زمان ازدواج و امتخاب فرد مورد نظر براي ازدواج را محدود مي‌كنند.
ب - تلاش براي پيدا كردن فرد مناسب براي ازدواج را دچار افراط و يا تفريط مي‌كنند.
ج - از بررسي انديشمندانه‌ي توانايي‌ها و ضعف‌هاي بين فردي و شناختن فاكتورهاي قبل از ازدواج كه در موفقيت ازدواج مؤثر هستند، جلوگيري مي‌كنند.
د- مشكلات و موانع انتخاب همسر را تداوم مي‌بخشند و گزينه‌هاي بعدي براي حل مشكلات را به حداقل مي‌رسانند.
به عنوان مثال يكي از اين عقايد محدود كننده مي‌تواند اينگونه باشد كه زوج‌ها با اين اعتقاد وارد زندگي شوند كه تنها عشقشان نسبت به يكديگر براي غلبه كردن بر تمام مشكلات كافي است.
نگرش‌ها و طرز تفكر منطقي و غيرمنطقي افراد درباره فرايند انتخاب همسر به هنگام ازدواج يكي از فاكتورهاي بسيار مهمي‌ است كه مي‌تواند ازدواج را با موفقيت يا شكست مواجه نمايند.
آگاه بودن افراد درباره‌ي نگرش‌ها و طرز تفكر و عقيده‌ي خودشان درباره‌ي انتخاب همسر و در پيش گرفتن نگرشي منطقي و واقع‌بينانه مي‌تواند در داشتن ازدواجي موفق آنها نقش بسزايي داشته باشد.
برداشت ما از نگرش مجموعه اي از شناخت‌ها ، باورها، عقايد و واقعيت‌ها (دانسته‌ها) است كه حاوي ارزشيابي‌هاي مثبت و منفي (احساسات) باشد.

نُه باور غير منطقي (محدود كننده) درباره انتخاب همسر
موضوعي كه به طور وسيع در پيشينه‌ي تجربي كه در زمينه‌ي انتخاب همسر ناديده گرفته شده است مربوط به نقش و تأثير باورهاي شخصي در فرايند انتخاب همسر مي‌باشد. از بررسي سوابق موجود در زمينه‌ي نقش باورها در انتخاب همسر: لارسن(1992) نُه باور غير منطقي كه افراد اغلب درباره انتخاب همسر دارند را بيان كرده است.

1 - اعتقاد به اينكه من فقط مي‌توانم عاشق يك نفر باشم.
شخصي كه داراي اين عقيده است گمان مي‌كند كه تنها يك نفر در دنيا براي ازدواج با او مناسب است. اين تفكر بسيار شبيه اين عقيده است كه ما جايي در دنيا همزاد و يا نيمه‌ي دومي ‌داريم كه با ازدواج با او همه چيز به تكامل مي‌رسد.
اين افكار غالباً غيرمنطقي هستند، چرا كه بايد به هنگام روبرو شدن با تنها فرد به خصوص، او را شناخت. البته چگونه اين ديدگاه به سرانجام مي‌رسد روشن نيست. همچنين شايد اين عقيده دعوت به انتظار غير فعالي باشد براي رسيدن به دقيقه اعجاز برانگيزي كه چشم‌انداز يك ازدواج خوب را نويد مي‌دهد.

2 - همسر كامل
اعتقاد به تفكر كه «تا زماني كه فردي كامل براي زندگي پيدا نكنم، نبايد ازدواج كنم». كسي كه اين اعتقاد را داشته باشد شايد براي تصميم گرفتن براي ازدواج دچار محدوديت شود چرا كه هيچ فردي كامل نيست و شايد براي پيدا كردن چنين فردي بايد زماني طولاني صرف شود.

3 - تكامل خود
كسي كه اينگونه فكر مي‌كند و مي‌گويد:«تا زماني كه نتوانم به خودم به عنوان يك همسر اعتماد كنم، نبايد ازدواج كنم».
اين اعتقاد نيز محدود كننده و غير منطقي است از آن جهت كه هيچ كس كامل نيست و احساس كامل بودن به عنوان يك همسر را نخواهد داشت. احساس آمادگي براي ازدواج ضروريست، اما شايد اشخاصي را براي تصميم گيري درباره ازدواج دچار اضطراب كند.

4 - ارتباط كامل
صاحب اين عقيده اين چنين مي‌انديشد:«ما بايد قبل از ازدواج ثابت كنيم كه ارتباط مؤثري خواهيم داشت».
توجه به فاكتورهاي پيش بيني كننده‌ي پيش از ازدواج بسيار عاقلانه است.
مانند ارتباط خوب و مهارت‌هاي حل مشكل و تشابه و همانندي ارزش‌ها و عقايد. جستجوي چنين ارتباطي و چنين همسري كه اين مهارت‌ها و قابليت‌ها را داشته باشد عاقلانه است.
با اين وجود ، از آنجا كه موفقيت در ازدواج را نمي‌توان تضمين كرد، براي كم كردن محدوديت اين تفكر مي‌توان اينگونه انديشيد كه هيچ راهي براي تضمين خوشبختي پيش از ازدواج ميسر نمي‌باشد.

5 - تلاش بيشتر
اين اعتقاد با اين تفكر شكل مي‌گيرد كه من با هركسي كه براي ازدواج انتخاب كنم خوشبخت خواهم شد به شرط آن كه به قدر كافي تلاش كنم.
لارسن (1992) تأكيد مي‌كند كه تلاش دو همسر براي حل مشكلات و مؤثر ساختن يك ازدواج ، دو فرد بالغ و متفكر را مي‌طلبد. از آنجا كه هر كسي آنقدر متمايل به حل مشكلات نخواهد بود. بنابراين كمي‌دقت در انتخاب همسر در ابتداي ضروري به نظر مي‌رسد.

6 - عشق كافي است
فرد داراي اين عقيده شايد چنين بگويد:«عاشق كسي شدن براي من دليل كافي براي ازدواج است». جامعه‌ي غربي عشق رمانتيك را به عنوان شرطي لازم براي ازدواج ارزشمند مي‌شمارد.
در واقع، اشخاص كمي‌هستند كه ازدواج را بدون عشق تصور كنند. اگر عشق به عنوان تنها معيار در نظر گرفته شود، ساير توانايي‌هاي اساسي فردي و بين فردي از نظر دور خواهد ماند.

7 - همزيستي
اين عقيده چنين است: «اگر من و همسر آينده ام قبل از ازدواج با هم زندگي كنيم، شانس وخوشبختي مان را افزايش خواهيم داد».
مرور سوابق همزيستي و موفقيت‌هاي بعدي در ازدواج نشان داده است كه افرادي كه قبل از ازدواج با هم زندگي مي‌كنند آمادگي بيشتري را براي نارضايتي از زندگي وجدايي دارا مي‌باشند در مقايسه با كساني كه با هم همزيستي نكرده اند.
اين ارتباط معمولاً با خصوصيات كساني كه همزيستي مي‌كنند به نسبت كساني كه همزيستي نمي‌كنند مشكلات بيشتري در رابطه با تعهد دارند و تمايل كمتري براي ارزشمند شمردن ازدواج ونگرش مثبت تري نسبت به طلاق دارند.

8 - فرد مكمل و تضاد
در اين نگرش شخص اينگونه مي‌انديشد: «من بايد با كسي ازدواج كنم كه خصوصيات شخصيتي او متضاد با خصوصيات من باشد».
اگر چه تفكر رايج مبني بر آنكه افراد با خصوصيات كاملاً متفاوت مي‌توانند كامل كننده‌ي ضعف‌ها و قوت‌هاي يكديگر باشند، اما فاكتورهاي پيش‌بيني كننده‌ي موفقيت در ازدواج نشان مي‌دهند كه قويترين عامل خوشبختي ، همانندي در ارزش‌ها، نگرش‌ها و خصوصيات شخصي است.

9 - انتخاب بايد آسان باشد
اين عقيده كه انتخاب يك همسر بايد ساده باشد و اين انتخاب حامل يك شانس و يا اتفاق است. بنابراين فرد شايد تصور كند كه براي انتخاب همسر به جاي عمل كردن بايد در انتظار يك اتفاق بماند.
چنين فردي در انتظار شانسي براي ديدار و عشق در اولين نگاه است بدون آنكه از تفكر محتاطانه آمادگي لازم، يا انجام عملي براي نزديك تر شدن به هدف ازدواج كمك گرفته شود.
مواردي كه عنوان شدند فقط تعدادي از نگرش‌ها و باورهاي غير منطقي افراد نسبت به انتخاب همسر مي‌باشند.
نحوه‌ي نگرش افراد نسبت به فرايند انتخاب همسر امري بسيار حياتي است و همچنين با درك شيوع باورهاي غيرمنطقي و محدود كننده درباره انتخاب همسر در ميان افراد مجرد زن و مرد، در صورتي كه اين نگرش‌ها و عقايد نادرست و غير منطقي افراد تغيير يابند و در جهت صحيح هدايت شوند، شاهد افزايش ازدواج‌هاي مؤفق در جامعه خواهيم بود.
و همچنين با توجه به مشكل ساز بودن نگرش‌هاي نادرست، مي‌توان درمانگران ، مشاوران قبل از ازدواج و تعليم دهندگان ازدواج را ياري كرد تا به افراد كمك كنند تا براي ازدواج بهتر آماده شوند

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 19:1  توسط عزیز  | 

چرا عاشق مي شويم؟

باور عوام بر این اساس است که انسان ها به سوی افرادی کشیده می شوند که از نظر روحی شباهت هایی با آنها دارند؛ البته در این میان جذابیت فیزیکی نیز نقش مهمی را بازی می کند. پائلو هال، روانکاو مسائل خانوادگی به ما می گوید که چرا افراد همیشه عاشق یک سری تیپ های خاص می شوند و تیپ های دیگر برایشان جذابیتی ندارند.

در برخی از روابط گاهی اوقات مشاهده می شود که تمام دعواها تنها از سوی یکی از طرفین شروع می شود. در چنین حالتی یک نفر هست که همیشه آتش به پا می کند و دیگری با حفظ آرامش، مانند آبی بر روی آتش عمل می کند. شاید هر دوی آنها احساسات واقعی خودشان را درک نمی کنند، اما در کنار یکدیگر احساس خوشبختی می کنند. به هر حال همه روزه زوج های مختلف این مسئله را به شیوه های متفاوت تجربه می کنند. این احساس یکی شدن چیزی است که هنری دیکس – رواندرمانگر و مشاور خانواده - از آن به عنوان پیوندی در ضمیر ناخودگاه یاد می کند.

پیوند ناخوداگاه

هر یک از افراد دارای پیش زمینه های روانی مخصوص به خود هستند. همه ما در ذهن خود جزئيات تجربه ها و خاطرات گذشته را ذخیره کرده ایم. افرادی که ما جذب آنها میشویم پیش زمینه ای در ذهن خود دارند که مکمل پیش زمینه ذهنی ماست. انسانها به دنبال شباهت ها هستند اما در عین حال چیزی که بیش از همه آنها را جذب طرف مقابل می کند، تفاوت هاست.

جذب شخصیت مخالف شدن

خاستگاه این پیوند ناخوداگاه یافتن کسی است که مکمل شخصیت فرد باشد. شاید در ظاهر شباهت هایی به شما داشته باشد، اما در حقیقت این تفاوت های ذاتی است که شما دو نفر را به یکدیگر علاقمند می کند. اغلب افراد در پی یافتن کسی هستند که بتوانند از او چیزهایی یاد بگیرند.

یک شریک ایده آل فردی است که با مشکلات زندگی مشابه دست و پنجه نرم کرده باشد، اما راه متفاوتی برای فائق آمدن به آنها پیدا کرده باشد و کلاً زندگی خود را به شیوه دیگری اداره کرده باشد. اگر بتوانید نیمه گمشده خود را پیدا کنید، از نظر روانی می توانید بهترین ارتباط را با او برقرار کنید.

هر چند هیچ رابطه ای شبیه دیگری نیست اما روانشناسان به شباهت هایی میان برخی از این پیوندهای ناخوداگاه رسیده اند. آیا تا کنون شما متوجه این امر شده اید؟

در این قسمت مرور کوتاهی بر روی برخی از تیپ های متفاوت روابط دو طرفه داریم:

والد و فرزند– این نوع ارتباط عموماً بر پایه استقلال و اطمینان بنا نهاده می شود. تحت این شرایط، یکی از شرکا برای حل مشکلات و مسائل، به شیوه یک کودک رفتار میکند. او بر این باور است که اگر احساس ناامنی، وابستگی و نیازمندی از خود نشان دهد، طرف مقابل همچنان به دنبال او می آید و او را حمایت خواهد کرد. از سوی دیگر شریک دوم نیز نقش والد را بازی می کند. وی با این کار به نیازهای شخصی خود بی توجهی کرده، از خود استقلال نشان می دهد و به این ترتیب نیازهای فرد مقابل را برآورده میسازد.

ارباب و برده – در این نوع رابطه زوجین بر سر مسائلی نظیر قدرت و اختیار و کنترل رابطه مشکل دارند. همیشه یکی از طرفین از اینکه بخواهد به حرف های طرف مقابل گوش دهد احساس خوبی پیدا نمی کند. تحت این شرایط به او احساس ناامنی بسیار زیادی دست می دهد، به همین دلیل قدری ریاست طلب شده و اداره تمام امور خانوادگی را به عهده می گیرند. طرف مقابل هم که از به عهده گرفتن هر گونه مسئولیتی وحشت دارد، پا فراتر از مرزهای تعیین شده نمی گذارد و کنترل همه امور را در اختیار همسر ریاست طلب خود قرار می دهد.

خواهان و دوری کننده – در این حالت هر دو نفر از صمیمت بیش از اندازه می ترسند، اما باز هم مثل سایر موارد فوق در کنار هم احساس خوشبختی می کنند. توافق بازگو نشده آنها این است که یکی باید دائما در حال تعقیب دیگری باشد. وی همیشه به طرف مقابل غر می زند و صمیمیت بیشتری را از او طلب می کند، این در حالی است که طرف دیگر همیشه به نحوی در حال فرار از شریک خود می باشد. تعقیب و گریز آنها به دور محور یک دایره است.

بت و بت پرست – یکی از طرفین دیگری را مانند یک بت بزرگ می کند و سپس به پرستش او می پردازد. هر دو نفر به طور ناخودآگاه با هم توافق می کنند که این بازی را ادامه دهند.

دو تیپ رایج دیگر نیز در روابط میان خانم ها و آقایون وجود دارد؛ کسانی که در این دو گروه قرار می گیرند معمولاً مشکلات یکسانی دارند و برای حل مشکلاتشان نیز راه حل های یکسانی پیدا می کنند.

کودک در آشیانه– مطمئنم که تا کنون با چنین تیپی برخورد زیادی داشته اید. آنها شبیه به یکدیگر هستند و اغلب لباس های مشابهی می پوشند. سرگرمی های یکسانی دارند و از همه مهمتر از چیزهای یکسانی بدشان می آید. آنها تلاش میکنند تا هر چیز بدی را از رابطه ایده آلشان دور نگه دارند و سعی دارند تا در مقابل دنیای بزرگ و بد خارجی ایستادگی نمایند.

سگ و گربه– ظاهراً به نظر می رسد که بهتر بود این دو نفر هیچ وقت یکدگیر را ملاقات نمی کردند. آنها دائماً بر سر مسائل مختلف با یکدیگر جر و بحث و دعوا دارند. همیشه جبهه جنگ را حفظ می کنند و اینطور نشان می دهند که به هیچ وجه تمایلی به ایجاد صمیمیت ندارند.

شاید احساس کنید که در رابطه شخصی شما قدری از تمام تیپ های متفاوت وجود دارد. همچنان که رابطه به جلو پیش می رود، طرفین دخیل نیز از نظر روحی و روانی رشد می کنند و بدیهی است که الگوی های رفتاری آنها با گذشت زمان تغییر می کند. به عنوان مثال در زمان بیماری و آسیب دیدگی ممکن است طبق الگوی والد و فرزند عمل کنید. همچنین اگر در رابطه خود تولد یک کودک پیش بیاید، ممکن است والدین طبق الگوی رفتاری کودکی در آشیانه عمل کنند.

ارتباط خوب و بد

هر ارتباطی که با دیگران برقرار می کنیم ابتدا به ساکن به منظور محافظت شخصی در برابر ناراحتی هاست. بسیاری از زوج ها تا زمانیکه مسئله ای پیرامون جدایی شان رخ ندهد، متوجه پیوند ناخودآگاهی که با یکدیگر دارند، نمی شوند. همه ما رشد می کنیم و به بلوغ فکری دست پیدا می کنیم. خواستهایمان به مرور زمان تغییر می کنند و نیاز داریم که رابطه مان نیز به مثابه آن عوض شده و با آن تغییرات سازگاری پیدا کنند.

مشکل اساسی زمانی ایجاد می شود که یک یا هر دوی طرفین احساس کنند نمیتوانند عواطف خود را به درستی به طرف مقابل بروز دهند و از الگوهای رفتاری استفاده می کنند که برای رابطه آنها تاریخ گذشته محسوب می شود.

راهنمایی بیشتر

اگر با خواندن این مقاله به این نتیجه رسیدید که با شریک زندگی خود دچار مشکل هستید، سعی کنید با او پیرامون این مطلب بحث و گفتگو نمایید. شاید به مشاوره و روانشناس نیز احتیاج پیدا کنید

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 19:0  توسط عزیز  | 

مشکل 40 درصد زنان


خیلی از زنان، لااقل در مقطعی از زندگی زناشویی خود، با مشکلاتی در زندگی زناشویی مواجه می‌شوند. تحقیقات نشان می‌دهد لااقل 4 زن از هر10 زن، در طول زندگی خود، نوعی مشکل و نگرانی را در این زمینه تجربه می‌کنند؛ مشکلی که پزشکان از آن با عنوان اختلال یا ناتوانی زناشویی زنان یاد می‌کنند.

اگرچه این مشکلات در میان زنان شیوع نسبتا بالایی دارد اما اکثر آنها قابل درمان هستند. اختلالات زناشویی زنان را در یک تقسیم‌بندی کلان می‌توان به چهار گروه تقسیم کرد:

کاهش میل زناشویی؛ که شایع‌ترین نوع اختلال زناشویی در میان زنان محسوب می‌شود.

اختلال در برانگیختگی؛ که در آن، توان برانگیخته شدن یا حفظ حالت برانگیختگی مخدوش می‌شود.

اختلال در ارگاسم؛ که در آن، زن قادر نیست به اوج لذت در روابط زناشویی دست یابد.

دیس‌پارونیا یا اختلالات دردناک؛ که در آن، فعالیت‌های زناشویی با درد شدیدی همراه است.

به عقیده بسیاری از متخصصان، اگر هر کدام از عواملی که بر صمیمیت بین زوجین تاثیرگذارند (اعم از ابراز عواطف، همسانی اعتقادات، شیوه زندگی، نوع ارتباطات و...) به نحوی از انحا مخدوش شوند، رابطه زناشویی می‌تواند تحت تاثیر قرار بگیرد.

شیوع در چه سنی؟

اختلالات زناشویی زنان می‌تواند در هر سنی اتفاق بیفتد ولی معمولا این اختلالات در برهه‌های خاصی از زندگی زنان (بعد از زایمان و دوران یائسگی) شایع‌تر است.

فهم و شناخت دقیق‌تر شما از بدن خودتان و فراگیری اصولی که برای برقراری یک رابطه صحیح و سالم زناشویی، ضرورت دارد؛ می‌تواند در رفع این مشکلات به کمک‌تان بیاید.

چرا و به چه علت؟

عوامل و علل متعددی ممکن است به بروز این اختلالات بینجامد؛ اما شایع‌ترین علل این اختلالات را می‌توان به شکل زیر طبقه‌بندی کرد:

علل جسمی: شایع‌ترین مشکلات جسمی‌که می‌توانند به اختلالات زناشویی بینجامند، عبارتند از: التهاب مفاصل (آرتریت)، مشکلات ادراری،‌بیماری‌های گوارشی (مخصوصا مشکلات روده‌ای)، جراحی‌های لگن، خستگی، انواع سردرد و مشکلات همراه با درد و اختلالات عصبی مانند ام اس.

علل دارویی: داروهای ضد‌افسردگی‌، برخی داروهای فشار خون، بعضی ضد‌حساسیت‌ها و بسیاری از داروهای شیمی‌درمانی باعث می‌شوند میل به برقرای رابطه زناشویی کاهش یابد و توانایی فرد برای رسیدن به اوج لذت (ارگاسم) نیز افت کند.

علل هورمونی: کاهش سطح استروژن هنگام ورود یک زن به مرحله یائسگی ممکن است به بروز تغییراتی در بافت دستگاه تناسلی منجر شود. این تغییرات، موجب کاهش حساسیت ناحیه تناسلی شده و احساس ناخوشایندی از رابطه زناشویی را پدید می‌آورد. ضمن این که با نازک شدن و کاهش خاصیت ارتجاعی پوشش موضع تناسلی، مجرا کم‌عمق‌تر شده و به دردناک شدن و ناخوشایند شدن فعالیت زناشویی منجر می‌شود.

علل روانی و اجتماعی: شایع‌ترین عوامل روانی و اجتماعی‌ای که موجب بروز اختلالات زناشویی می‌شوند،‌ عبارتند از: مشکلات هیجانی و عاطفی، اضطراب، افسردگی و استرس حاد. احساس زنان در این دوران نسبت به همسرشان مخدوش شده و حتی دیدگاه آنها درباره بدن خودشان و همسرشان نیز موجب افزایش مشکلات زناشویی شوند.

علاج واقعه

درمان این اختلالات شامل درمان‌های رفتاری، هورمونی (دارویی) و درمان مشکلات زمینه‌ای است.

استروژن‌درمانی، پروژسترون‌درمانی و استفاده از هورمون‌های مردان (آندروژن) جزو درمان‌های هورمونی موثر برای اصلاح اختلالات زناشویی محسوب می‌شود.

اصلاح سبک زندگی و استفاده از عادات سلامت‌محور در طول زندگی نیز می‌تواند به کاهش یا رفع اختلالات زناشویی کمک کند.

بسیاری از متخصصان معتقدند که برقراری ارتباطی باز و صمیمی ‌با همسر می‌تواند موجب بهبود وضعیت هیجانی زوجین، افزایش صمیمیت بین همسران و کاهش اختلالات زناشویی شود. برخی همسران هرگز در مورد مسایل و مشکلات زناشویی خود با همدیگر همکلامی نمی‌کنند؛ در حالی که گروهی دیگر، با بیانی ساده‌ و صمیمی سعی می‌کنند مشکلات را بین خودشان حل و فصل کنند.

توصیه متخصصان این است که همسران باید چنین مهارتی را یاد بگیرند.کتاب‌های خوبی نیز برای کمک در این زمینه وجود دارد و از پزشک خود نیز می‌توان در این مورد سوال کرد.

به عنوان توصیه آخر نیز باید تاکید کرد که اگر عمل کردن به توصیه‌های ابتدایی و اصلاحات رفتاری به حل مشکلتان منجر نشد، حتما باید با یک درمانگر اختلالات زناشویی یا مشاور ماهر در این زمینه مشورت کنید تا دریابید که‌ بروز این اختلال در شما، ریشه جسمی دارد یا ریشه روانی یا هورمونی یا ...؟ یافتن علت زمینه‌ای مشکل می‌تواند شما و پزشکتان را در حل بهتر مشکل یاری کند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 21:59  توسط عزیز  | 

حقایقی راجع به بیماری های زنانه


مسائلی راجع به سلامت جنسی و مراقبت و بهداشت از واژن و مهبل وجود دارد که بسیاری از زنان به دلیل شرم از پزشک خود سوال نمی کنند و این مسائل برای همیشه مبهم باقی می ماند. لذا در ادامه مطلب به بعضی از این مسائل اشاره خواهد شد و نظر متخصصان در رابطه با آن بیان می گردد.

1. استفاده از قرص ضد بارداری ممکن است باعث ضعیف شدن میل جنسی شود.

استفاده از قرص ضد بارداری توسط  زنان 100% سبب کاهش میل جنسی می گردد. و این حقیقت نه تنها در مورد زنان در سن باروری صحت دارد بلکه برای زنان یائسه نیز که از این قرص ها برای رفع علائم یائسگی نظیر گرفتگی و نوسانات خلقی استفاده می کنند نیز وجود دارد. و اما راه حل:

شاید تغییر نوع قرص یا استفاده از فرمولی دیگر می تواند در این زمینه کمک موثری بکند. یا بهتر است از روش های دیگر جلوگیری نظیر IUD یا کاندوم استفاده شود. اگر از این قرص ها برای رفع علائم یائسگی استفاده شود بهتر است با پزشک خود راجع به کاهش مقدار مصرف این داروها سوال کنید.

2. برای کاهش تاثیرات جانبی قرص های ضد بارداری نظیر تهوع می توانید قرص ها را از طریق واژن وارد کنید. وارد کردن قرص از طریق واژن دردناک و آسیب رسان نیست. این بهترین روش برای جلوگیری از تاثیرات جانبی آنها است. به علاوه این روش استفاده از قرص نیز بسیار موثر است و تاثیراتی نظیر تهوع ، سرگیجه ، سردرد ، حساسیت پستان ، درد قاعدگی و....که ناشی از خوردن قرص است را نیز به طور قابل ملاحظه ای کاهش می دهد.

3. سردرد میگرنی ممکن است باعث افزایش میل جنسی شود و این عمل باعث رفع سردرد و گرفتگی عضله ناشی از قاعدگی می شود. آمیزش جنسی در هنگام سردرد ممکن است آخرین چیزی باشد که به ذهن خطور می کند و البته جای تعجب نیست که صمیمت و نزدیکی شما در این زمان – با وجود سردرد- افزایش قابل توجهی پیدا کرده است. متخصصان هنوز علت اصلی این واکنش نسبت به سردرد را کشف نکرده اند. ممکن است به دلیل افزایش سطح سروتونین در خون این اتفاق عارض شود. این هورمون در ارتباط با میل جنسی عمل می کند. مطالعات نشان می دهد که در 20% موارد زنانی که سردرد دارند بعد از نزدیکی بلافاصله سردردشان تسکین می یابد. بعضی از زنان نیز برای تخفیف درد قاعدگی از این روش استفاده می کنند. شاید به دلیل آزاد شدن هورمونی خاص در هنگام نزدیکی رحم به حالت استراحت درآمده و دردهای ناشی از گرفتگی عضله تخفیف می یابد.

4. اجتناب از آمیزش جنسی سبب می شود که نزدیکی های بعدی دردناک تر احساس شود. بعضی از زنان تصور می کنند که اجتناب از آمیزش جنسی و استراحت مهبل ، بهترین راه حل برای آمیزش های دردناک است. در حالیکه متخصصان دقیقا خلاف این ادعا را درست می دانند. البته داشتن درد در هنگام آمیزش نیز معمول و نرمال نیست و اغلب به دلیل عدم توانایی همسر در تحریک کافی اتفاق می افتد. در مواردی دیگر ، به دلیل خشکی واژن (به دلیل تغییرات هورمونی)در بعضی از مراحل مثل یائسگی و شیردهی، ممکن است آمیزشی دردناک را تجربه کنید. استفاده از کرم استروژن یا محصولات روان کننده در محل واژن باعث رفع درد ناشی از تغییرات هورمونی می شود.

5. آمیزش جنسی در دوران قاعدگی سبب افزایش خطر ابتلا به بیماری های قابل انتقال از طریق مقاربت می شود. احتمال باروری ناشی از آمیزش در زمان قاعدگی بسیار کم است  ولی احتمال ابتلا به عفونت در این زمان حداکثر است. زیرا به دلیل تغییر در تعادل اسید و باز ناحیه واژن در زمان قاعدگی احتمال تکثیر باکتری افزایش می یابد. به طور نرمال ناحیه واژن یا مهبل محیطی اسیدی دارد(محیطی که باکتری ها نمی پسندند)، در حالیکه در زمان قاعدگی به دلیل افزایش PH خون، محیطی قلیایی در محل واژن یا مهبل ایجاد شده که شرایط را برای رشد باکتری افزایش می دهد. لذا در صورتی که از سلامت جنسی همسر خود به طور 100% مطمئن نیستید بهتر است همیشه از کاندوم استفاده کنید.

6. پوشیدن لباس زیر از جنس پنبه و تعویض مواد شوینده نقش موثری در کاهش التهاب مهبلی دارد. التهاب مهبلی سبب خارش، سوزش و ترشح واژن می شود و بهترین روش برای مقابله با این التهاب پوشیدن لباس از جنس پنبه و تعویض ماده شوینده است. عدم استفاده از صابون های معطر، دئودورانت(ضد بو)درونی و یا سایر محصولات معطر در این ناحیه نیز بسیار مهم است. و اگر با این روش ها التهاب و علائم آن برطرف نشد ممکن است این مشکل ناشی از عفونت با منشا مخمر یا کپک باشد(نوعی بیماری قابل انتقال از طریق مقاربت) که نیاز به مراقبت پزشکی دارد.

7. برای جلوگیری از بی اختیاری در دفع ادرار بهتر است از تامپون (نوار بهداشتی) استفاده نکنید. بدلیل فشاری که تامپون به میزراه وارد می کند می تواند به عنوان مانع عمل کند و باعث کنترل تراوش و چکه ادرار شود. استفاد ه از این روش کنترل در بعضی ازمواقع مثل ورزش که احتمال تراوش ادرار وجود دارد خوب است. اما نباید به صورت عادت درآید و همچنین بهتر است بلافاصله بعد از تمام شدن کار(مثلا ورزش) سریعا برداشته شود. زیرا تامپون سبب خشک شدن واژن می گردد و این اتفاق سبب بروز پارگی و شکاف میکروسکوپی در این بخش و ورود عفونت به آن می شود. لذا برای مقابله با تراوش ادرار بهتر است از محصولات دیگری استفاده شود.

8. مقاربت جنسی سبب افزایش خطر ابتلا به عفونتهای کپکی بازگشتی و مکرر نمی شود اما مقاربت دهانی ممکن است چنین تاثیری داشته باشد. مطالعات نشان می دهد که مقاربت جنسی سبب انتقال عفونت کپکی نمی شود واین مسئله شاید بدلیل پاسخ ایمنی زنان به کپک یا مخمر باشد. اما از طرفی ثابت شده است که زنانی که مقاربت دهانی دریافت می کنند بیشتر در معرض ابتلا به عفونت هستند. البته عدم توازن هورمونی ، سطح بالای قندخون، بعضی از آنتی بیوتیک ها ، قرص های ضدبارداری و استرس نیز می تواند سبب عفونت کپکی شود.

9. استشمام رایحه ای مشابه ادرار در محل زهار (آلت تناسلی زنان) به معنای وجود ادرار نیست. بلکه ممکن است ناشی از تعریق باشد. تراوشات غدد تعریق ترکیبی مشابه ادرار دارد ولذا بعضی از زنان که به خصوص تعریق فوق العاده ای دارند بویی مشابه بوی ادرار در محل زهار خود احساس می کنند و لذا گمان می کنند که ممکن است مشکل عدم کنترل ادرار داشته باشند. در حالیکه چنین نیست. بهترین راه حل شست و شوی مرتب محل زهار است. همچنین  بهتر است از مصرف شورت های پلاستیکی و جوراب شلواری اجتناب کنید زیرا سبب افزایش گرما و احتمال تعریق می شود. اگر با این روش ها بو برطرف شد پس دلیل آن تنها تعریق بوده در غیر این صورت بهتر است با پزشک خود مشورت کنید.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 17:12  توسط عزیز  | 

مشکل یک سوم مردان


این روزها عده زیادی از مردان به کلینیک سلامت خانواده و ناتوانی جنسی مراجعه می‌کنند تا درباره یکی از مشکلات خود در زمینه ارتباط زناشویی با همسرشان مشاوره کنند. موضوع به این سادگی نیست چون با ایجاد افسردگی و اضطراب در زوجین، موجب اختلال در سلامت روان و رفتار آنان و در برخی موارد پرخاشگری هر دو نفر می‌شود. یکی از همین نمونه‌ها آقایانی بودند که در طی روزهای گذشته از طریق نامه و پیامک، از مشاوران و متخصصان سلامت، درباره مشکل و اختلال خود سوال کرده بودند. آنان به اختلال در خاتمه رابطه زناشویی به صورت زود هنگام دچار شده بود. مشکلی که بسیاری از مردان جوان متاهل و حتی مردانی پس از سال‌ها زندگی مشترک به آن دچار می‌شوند. در این باره بیشتر بدانیم...

پژوهشگرانى كه روى این بیمارى كار می كنند، اعلام كردند كه مىتوانند این اختلال را تعریف كنند. به گفته آنها انزال در این بیماران در كمتر از 118 ثانیه از شروع مقاربت صورت مىگیرد.

از طرفی زود انزالی یا انزال زودرس به حالتی گفته می‌شود که فرد زودتر از زمانی که می خواهد به انزال برسد و یا اینکه به حدی زود به انزال برسد که همسرش از ارتباط زناشویی لذت کافی نبرد البته باید انتظارات، واقعگرایانه باشند. این تعریفی است که مورد تایید اکثر متخصصان مسایل جنسی یا سکسولوژی است.

زمان استاندارد انزال

زمان استانداردی برای رسیدن به انزال در نظر گرفته نشده است. با وجود اینکه طبق نظر اکثریت افرادی که در مطالعات شرکت داشته‌اند یک سری زمان‌هایی پیشنهاد شده اما هیچ کدام قطعی نیستند چون این زمان بسته به نظر و رضایت افراد از رابطه زناشویی‌شان از هر زوج تا زوج دیگر متفاوت است اما پیشنهاد شده که اگر در 50 درصد یا بیشتر موارد ارتباط زناشویی انزال زمانی اتفاق افتاد که فرد و یا همسرش راضی نبودند یعنی فرد مشکوک به این اختلال هست و می‌توان وی را مورد تشخیص و درمان قرار داد. در ضمن این مهم است که اول ببینید چه زمانی متوجه شدید که این اختلال را دارید و از کجا متوجه شدید. آیا خودتان ناراحتید؟ همسرتان از روش رابطه راضی نیست و یا از جایی یا کسی شنیدید که مثلا اگر رابطه زناشویی زیر 10 دقیقه باشد، مشکل دارید؟ معمولا گرفتن شرح حال دقیق از زوجین جزو سنجش‌های اولی‌‌ است که براي تشخيص و درمان اين اختلال انجام مي‌شود، چون رابطه زوج‌ها در ايجاد و يا دامن زدن به اين مشکل نقش به سزايي دارد.

دلايل و عواقب

نشانه اصلی انزال زودرس، انزالی غیر قابل کنترل است که قبل از انجام گرفتن رابطه زناشویی و یا مدت زمان بسیار کمی پس از آن با میزان تحریک کم و خلاف میل فرد اتفاق بیفتد. این مساله می‌تواند باعث نارضایتی جنسی در هر دو طرف شده و اضطراب ناشی از این مشکل را بیشتر کند. انزال زودرس یکی از متداولترین اختلال فعالیت زناشویی در مردان است و ممکن است برای هر مردی در بعضی از مراحل زندگی رخ دهد. زود انزالی یا انزال سریع یکی از مشکلات شایع در مردان است. تقریبا یک سوم از مردان دچار انزال زودرس هستند. در این مقاله هرجا صحبت از ارگاسم می‌شود، منظور اوج فعالیت در یک رابطه زناشویی و خاتمه آن است. اکثر موارد انزال زودرس فاقد عامل یا دلیل خاص است. عوامل روانی مثل اضطراب، احساس گناه یا افسردگی نیز ممکن است به انزال زودرس منجر شوند. در برخی موارد، انزال زودرس ممکن است به خاطر عوامل پزشکی مثل مشکلات هورمونی، آسیب‌های جسمی و یا عوارض جانبی بعضی داروها باشد. ابتلا به این عارضه منجر به بروز اختلالات روان مانند اضطراب، افسردگی و سردی روابط زوجین می‌شود و بر روان آنان تاثیر می‌گذارد و به همین علت، بسیار مهم است که درباره این عارضه بیشتر بدانیم و به موقع به مشاور مراجعه کنیم.

متخصص و پزشک مربوطه سابقه فعالیت زناشویی و پزشکی شما را بررسی خواهد کرد و آزمایش کلی را انجام خواهد داد. ممکن است پزشک بخواهد با همسر شما نیز صحبت کند چون انزال زودرس ممکن است دلایل بسیاری داشته باشد. پزشک، آزمایش لازم را انجام می‌دهد تا مشکلات پزشکی فرد را بررسی کند.

روش درمان

در بسیاری از موارد، انزال زودرس خود به خود درمان می شود. انجام تمرینات ریلکسیشن و آرام سازی و استفاده از متدهای منحرف کردن حواس می‌تواند در به تاخیر انداختن انزال کمک کند. در بعضی مردها ترک مصرف دخانیات و مواد مخدر بسیار کمک کننده خواهد بود. متخصص از شما و همسرتان می‌خواهد که روی متدهایی برای به تاخیر انداختن انزال کار کنید. این تکنیک‌ها تشخیص و کنترل احساساتی است که باعث انزال زود رس می‌شود. در سایر موارد برای کاهش حساسیت در آلت تناسلی، استفاده از کاندوم توصیه می‌شود. مشاوره‌ها و رفتار درمانی خط اول درمان این عارضه به شمار می‌رود و می‌تواند اضطراب ناشی از این مساله را کاهش دهد. مرحله بعدی، استفاده از کاندوم است.کاندوم سبب کاهش تحریک پذیری می‌شود. در صورتی که یک کاندوم قادر به این کار نباشد از دو کاندوم می‌توان استفاده کرد ضمن اینکه کاندوم سبب جلوگیری از بیماری‌های مقاربتی و بارداری هم می‌شود. استفاده از دارو، گام سوم در درمان انزال زودرس است. این داروها به این دلیل استفاده می‌شوند که یکی از عوارض جانبی این گونه داروها، جلوگیری از ارگاسم است که باعث به تاخیر انداختن انزال می‌شود.

استفاده از شیوه ماستر و جانسون

این شیوه، در چهارمین مرحله از درمان افراد مبتلا به انزال زودرس انجام می‌گیرد که به همکاری خود فرد و همسرش نیاز مبرم دارد. این روش شامل یادگیری تشخیص و کنترل احساسی است که به ارگاسم منجر می‌شود. این روش نیاز به اراده و تمرین دارد ولی بسیار موثر است. برای آموزش و تمرین این روش باید به مشاوران و متخصصان سلامت جنسی در کلنیک‌های سلامت خانواده مراجعه شود تا با آموزش خصوصی در این باره، کار به نحو موثر صورت گیرد.

درمان‌های موضعی

استفاده از کرم‌ها و اسپری‌های کاهش‌دهنده حس سطحی دستگاه تناسلی نیز سبب کاهش احتمال زود انزالی می‌شود. به یاد داشته باشید که قبل از آغاز فعالیت زناشویی، موضع را با صابون شستشو دهید تا از بیحسی بیشتر آلت جلوگیری شود. متاسفانه از این روش به صورت خودسرانه و بسیار معمول استفاده شده که عوارض زیادی را در پی دارد. استفاده از بی‌حس‌کننده‌های موضعی، در آخرین مرحله از درمان افراد مبتلا به انزال زودرس قرار دارد و به هیچ‌وجه نباید در ابتدای کار از آن استفاده کرد. استفاده از روش‌های موضعی باید با تشخیص و صلاحدید پزشک و براساس سیر درمان و بهبودی باشد.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 19:1  توسط عزیز  |