تبليغاتX
ارتباط موثر

ارتباط موثر

فرهنگ تفاهم در ارتباط با اعضای خانواده

آيا همه چيز را بايد با همسرتان در ميان بگذاريد؟

سونيــــا و همـسرش طـی 10 ســـــالی کــه از ازدواجشان می گذرد مسائل بسیاری را با هم سهیم شده اند: تـغییرشغل،ساختن خانه،بیماری مادرش،بزرگ کردن دخترشان،و...اما اخیراً مسئله ای پیش آمد که سونيا حاضر به سهیم کـردن شـوهرش در آن نشده است. ایمیل شوهرش از کـارافتاده بود و می خواست که از ایـــمیل او استفاده کند. بعداز اینکه شوهرش وارد سیستم شد،از او رمز عبور ایمیلش را خـواست امـا سونيا گفت کـه بـاید خودش آن را وارد کند.شوهرش فکر میکرد که شوخی می کند و دوباره تقاضایش را مطرح کرد. امـــا سونيا لام تـــــا کــــــام حرف نزد. و وقتی مـی خواست رمـز عبور را وارد کند شوهرش را مـجبور کـردجای دیگری را نگاه کند.

سونيا درمورد احساس شوهرش در آن لحظه میگوید، "او گیج و بسیار عصبانی بود. من برایش توضیح دادم که چیزی در ایمیلم وجود ندارد که باعث ناراحتی او شود اما فکر هم نمی کنم که چون متاهل هستم باید خصوصی ترین مسائلم را هم با او درمیان بگذارم."

دو نفر یکی میشوند...من به ما تبدیل می شود و دو طرف همه چیزشان را با هم شریک می شوند. این يك ایده آل در ازدواج رمانتیک است. اما بعد از حرف زدن با زنانی مثل سونيا حیرت می کنم: آیا این کار واقع بینانه است؟ آیا حتی برای ما خوشایند است؟  

يك روانشناس، می گوید، "توازن و تعادل بین جدایی و پیوستگی یکی از مهمترین مسائل در ازدواج است. همه ی زوج ها تلاش می کنند راهکاری را پیش گیرند که هر دو طرف با آن راحت باشند. گاهی اوقات یک زوج دوست دارد در رابطه پیوستگی بیشتری داشته باشد، درحالیکه زوج دیگر ممکن است جدایی بیشتر طلب کند."  

اکثر دوستانم در عقیده ی خود راسخند که زن و شوهر باید در همه چیز باهم شریک باشند. اما وقتی کمی فکر میکنند، می بینند که خیلی وقت ها بعضی مسائل را از همسرشان پنهان می کنند—مثل کیفیت رابطه ی جنسیشان با یکدیگر یا چیزهایی درمورد خانواده ی همسرشان. یکی از همسایگانم روزی به من گفت، "من همه چیز را به شوهرم می گویم." اما کمی از گفتن این ادعا نگذشته بود که حرفش را پس گرفت، "نمی دانم، شاید همه چیز نه..." لحظه ای صبر کرد و بعد گفته اش را اینطور تکمیل کرد، "باشه باشه قبول می کنم، همه چیز را نمی گویم، فقط چیزهایی را که فکر میکنم لازم است بداند با او درمیان می گذارم."

کمی جدایی

اما متخصصین چندان هم از این مسئله تعجب نمی کنند، آنها معتقدند که جمله ی "هیچ رازی بین ما نیست" بیشتر شعار و خیالبافی است تا واقعیت. ترنس رآل روانشناس اعتقاد دارد، "هیچ زوجی همه چیز را باهم درمیان نمی گذارند، و نباید هم بگذارند. هر انسانی نیاز به مرز و محدوده دارد و در یک ازدواج دو طرف باید اینقدر انعطاف پذیر باشند که اجازه دهند طرف مقابلشان مرز و محدوده ای برای خود تعیین کند. کلید آن تعادل است: اگر این مرزها خیلی ثابت و محکم باشند، احتمال بسیاری وجود دارد که دوطرف از هم دور شده و جدا شوند. و اگر هم هیچ مرز و حدودی برای خود تعیین نکنید، دوطرف بیش از حد با هم قاطی خواهند شد که به این هم رابطه ی سالم نمی توان اطلاق کرد."  

به عبارت دیگر، ترکیب شدن دو طرف در ازدواج کمی حالت مجازی دارد نه واقعی. زن و شوهر همیشه افرادی جدا از هم خواهند بود، و درون هر فردی فضایی است که نیاز به حفاظت دارد—یعنی شما این حق را ندارید که ایمیل ها، کمدها، یا حتی کیف همدیگر را بدون اجازه ی طرفتان چک کنید. درواقع، همه ی کارشناسانی که مسئله ی بین سونيا و همسرش را مطالعه کردند، اتفاق نظر داشتند که سونيا کاملاً حق داشته که بخواهد رمز عبور ایمیل خود را از همسرش پنهان کند.

 

اما شناخت از نیاز به داشتن حریم درونی در دنیای واقعی چگونه شکل می گیرد؟ در بهترین ازدواج ها، زوجین به هم اجازه می دهند که از حد خود فراتر بروند، و به طور ضمنی به هم اعتماد می کنند که هر چه را که باید به همدیگر بگویند. این مسئله به ویژه در مورد مسائل مالی بسیار اتفاق می افتد—همانطور که در اکثر مواردی که از خانم ها سؤال می کنم که چه چیز را از همسرانشان پنهان می کنند، به همن نکته اشاره میکنند.

ترتیبات مالی معمولاً در روابطی که بازجویی های هر روزه از دخل و خرج طرفین انجام نمی شود، معمولاً بهتر صورت می گیرد. زوجی را می شناختم که بین خود قرار گذاشته بودند که درمورد خرج های بالای 200 هزار تومان با هم مشورت کنند، و تا زیر این قیمت خودشان مختار بودند. وقتی یکی از طرفین در ازدواج عادت داشته باشد تا یک ريال خرج و مخارج طرف مقابل را هم حساب کند، تمایل به پنهان کردن خرج ها در طرف مقابلش بیشتر خواهد شد—مشکلی که ریشه و بنیاد آن از بی اعتمادی نشات می گیرد.

بله، مسئله ی حریم شخصی نیز در ازدواج مثل خیلی از مسائل دیگر به مسئله ی اعتماد برمی گردد. طرفین رابطه چقدر باید به هم آزادی عمل بدهند؟ چه وقت پنهان کردن یک مسئله، یا برعکس آن، تجاوز به حریم شخصی طرف مقابل، خیانت در اعتماد به شمار می رود؟ خودِ من، بااینکه چیزی برای پنهان کردن ندارم، اما اگر می فهمیدم شوهرم بدون اجازه ام وارد ایمیلم شده است مطمئناً آزرده خاطر می شدم و مطمئنم او هم اگر من چنین کاری می کردم همین احساس را داشت. شوهر من که یک عکاس است زمان زیادی را در سفر می گذراند و گفتن همه ی  جزئیات زندگیش وقتی پیش من نیست کمی دشوار است. و اگر همه ی اتفاقاتی که برایش می افتد را برای من تعریف نکند مطمئناً من ناراحت یا ناامید نمی شوم چون می دانم که قادر به نفوذ به همه ی شکاف های مغزش نیستم. او هم درعوض از رازهای کوچکی که برای خودم دارم ناراحت نمی شود.

درواقع من فکر می کنم داشتن این حریم شخصی باعث می شود بتوانم خودم را در رابطه هر از گاهی احیاء کنم. اگر من مجبور بودم که همه ی کارها و افکارم را با شوهرم درمیان بگذارم، آنقدر از انرژی خالی می شدم که دیگر چیزی برای سایر قسمت های زندگیم مثل کار و بچه ها نمی ماند.

 

حفظ ظاهر

علاوه بر این مسائل، آشکار کردن همه ی افکاری که از ذهنتان می گذرد ممکن است گاهاً خطرناک باشد. دکتر جاکوبز اعتقاد دارد، "طبیی است که گاهی اوقات افکار منفی داشته باشیم—حتی گاهی از همسرمان متنفر می شویم...اما به زبان آوردن آن برای همسرمان چندان خوشایند نخواهد بود، به خصوص اگر روز بعد دیگر چنین حسی به او نداشت باشید. اگر بخواهید هر وقت که از همسرتان متنفر ا آزرده خاطر شدید به او بگویید، ازدوجتان خیلی زود به هم خواهد خورد."

سعی کنید کمی از احساسات طرف مقابلتان چشمپوشی کنید: آیا این بهترین دلیل برای نگه داشتن بعضی چیزها پیش خودتان نیست؟ یکی از دوستانم روزی به من گفت که از س ک س با همسر قبلیش بیشتر احساس رضایت می کرده است اما هیچوقت جرات گفتن این مطلب را به همسر فعليش که بسیار برایش قابل احترام است ندارد. او به درستی این مسئله را برای حفظ احترام همسرش، پیش خود پنهان کرده است—مثل وقتی که بعضی چیزها را برای حفاظت از خودتان پیش خود مخفی می کنید. دوست من لیزا از گفتن وزنش به همسرش ابا می کند. او می گوید، "من خیلی سبک تر از وزنم به نظر می آیم پس چرا باید همسرم را با گفتن این واقعیت همسرم را از خودم نامید کنم؟" حفظ این حریم شخصی، از شما محاظت می کند؛ باعث می شود در نظر فردی که برایتان قابل ارزش و احترام است، رقت انگیز و ناتوان به نظر نیایید. زنی را می شناختم که می گفت "وقتی یکبار کودکم از روی میز به پایین پرت شد به همسرم نگفتم، کودک آسیبی ندیده بود خودم هم به اندازه ی کافی ناراحت بودم پس چرا باید فکر همسرم را هم آشفته می کردم؟"

یکی از دوستانم می گفت که چند وقتی از طرف یکی از دوست پسران سابقش نامه های عاشقانه ای به دفتر کارش می رسد. او این نامه ها را جواب نمی داد اما لزومی هم نمی دید که این مسئله را با همسرش درمیان بگذارد چون احساس می کرد بی دلیل باعث رنجش او خواهد شد. چه کسی می تواند این زن را از کتمان حقیقت از همسرش متهم کند؟ همه ی ما به تجربه دریافته ایم که صداقت همیشه هم خوب نیست و گاهی خانه خراب کن می شود.

 

حقیقت و دروغ

البته بین حق مشروع برای داشتن حریم شخصی و فریب و نیرنگ تفاوت وجود دارد. اما چه مسائلی را می توانید شرعاً و بدون رسیدن هیچگونه آسیب به کسی، پیش خود نگه دارید؟ کدام مسائل اگر برملا شود، باعث ایجاد شکاف و جدایی عمیق بین شما و همسرتان خواهد شد؟

دکتر رآل اعتقاد دارد که همه ی ما ذاتاً و غریزتاً می دانیم که این حد و حدود تا کجاست. بااینحال مقیاسی برای ما عنوان میکند: از خودتان بپرسید، اگر کسی از این کار شما فیلم بگیرد و آن را به همسرتان نشان دهد، آیا ناراحت یا عصبانی می شود؟ آیا می توانید جلوی آینه بایستید و رودردرو به خودتان گویید که بیگناه و بی تقصیرید؟ اگر نتوانید اینکار را کنید حتماً کارتان مشکل دارد.  

در این حالت باید بفهمید که پنهان کردن این مسئله به خاطر حق طبیعی شما برای داشتن حریم شخصی نیست، بلکه به این خاطر است که می دانید کارتان اشتباه بوده است. و اینجاست که همسرتان را فریب می دهید.

دکتر رنی کوهن اعتقاد دارد، "فعالیت های بزرگسالانه ای هست که گزارش جزء به جزء آن به همسر الزامی ندارد. شما دیگر بچه نیستید که بخواهید برای کارهایتان اجازه بگیرید. باید اینقدر اعتماد و اطمینان در ازدواجتان باشد که این آزادی عمل را به شما بدهد." 

در پایان باید بگویم اینکه چه چیزهایی را باید از همسرتان پنهان کنید و چه چیزهایی را نباید، بستگی به نوع رابطه ی شما وهمسرتان دارد. شناختی که از همسرتان دارید می تواند کمک خوبی برایتان باشد و از آن طریق بفهمید که دوست دارد چه چیزهایی را با او میان بگذارید.

و اگر در موردی تردید داشتید، صراحت را انتخاب کنید: گاهی اوقات برملا کردن حقایق بهتر از نگه داشتن راز است. دکتر جاکوبز اعتقاد دارد هر چه دو طرف رابطه مسائل بیشتری را از هم پنهان کنند، ازدواجشان بی ثبات تر و ناپایدارتر خواهد شد. "وقتی درمورد آنچه که هستید رک و صادق باشید، و همزمان فردیت خودتان را حفظ کنید، همسرتان تمایل بیشتر برای پذیرش و قبول شما آنطور که هستید پیدا خواهد کرد."

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 9:25  توسط عزیز  | 

روانشناسي روابط:

روانشناسي روابط:

 

روشهاي عذرخواهي

 

 

وضعيت اينگونه مي باشد: سكوت، جوابهاي سـربـالا، درب قفل شده اتاق خواب، پريشـان خـاطـري، در ايـن شرايط ميخواهيد موي سر خود را بكنيد، رك بگوييـم، ديگر فكري بنظرتان نميرسد و نمي دانيد چه بكنيد.

عذرخواهي از همسر يا نامـزدتان ممكن است مشكل بنظر برسد بخصوص زماني كه بر سر موضوعي با هم  چندين بار مخالفت كرده باشيد. ممكن اسـت در خـود توان گفتن "متاسفم" را نبينيد و شايد هم هركاري را كه فكر ميكرديد به او ميفهماند از كرده خود پشـيـمـان  هستيد را انجام داده ايد.

در اين قسمت چندين روش جهت عذرخواهي مطرح شده است كه تـوسـط حـل و فصل نمودن اختلافات و عبرت گرفتن از تجارب به قضيه خاتمه خواهد داد.

 

1- انتقاد را با گشاده رويي بپذيريد

گوش دادن به حرفهاي همسرتان يك موضوع مهم براي پايان دادن به جر و بحث بشمار ميرود. مجادله هايي كه هر دوي شما تصور ميكنيد، حق با شما است و مشكل مربوط به هر جفتتان مي باشد. اين بـخصوص زماني صدق مي كند كه قبلا" نيز مكررا" بر سر موضوع فعلي بحث كرده باشيد.

وقتي وي از شما انتقاد ميكند، كمربندتان را از رو نبنديد. اينطور نشان دهيد كه حرف او را مي فهميد، همانگونه كه انتظار داريد هنگاميكه شما صحبت مي كنيد، او نيز متـوجه منظورتان شود. باز فكر كنيد، نظر خودتان را بدهيد، ايده او را لحاظ نموده و جلو رويد.

2- آنتراك دهيد

در اوج يك مجادله، فشار خونتان بالا ميرود، تپش قلبتان بيشتر ميشود، و ممكن اسـت چيزهاي بگوييد كه لزوما" از بيان آنها منظوري نداريد. هميشه به "مكاني خـلوت" نـيـاز داريد كه در آن از هم جدا شده، آرام گرفته و افكار خود را جمع نماييد. البته هنـگاميـكه خيلي عصباني هستيد، از ماشينتان به عنوان يكي از آن مكان ها استفاده نكنيد.

سعي نماييد كمي قدم زده و يا بدويد. يا به آشپزخانه رفته كمي از ظـروف نشـسـته را بشوييد. انرژي خود را معطوف فعاليتهاي مفيدتر و سودمند تر كنيــد و در عيـن حـال بـه همسر خود مقداري فرصت دهيد تا با خودش تنها باشد. برگشتن به بـحـث و مـجـادلـه بعد از يك استراحت كوتاه باعث مي شـود در مورد مـوضوع با ديدي باز تر و فكري آزاد تر نگريسته و اميدي بيشتري براي رسيدن به يك نـتـيـجه عـملي و منطقي در شما ايجاد شود.

 

3- گذشته را يادآوري نكنيد

اگر مي خواهيد به نيتي در آينده دست پيدا كنيد، با پيش كشيدن گذشته ها به هيـچ كجـا نخواهيد رسيد. مهم نيست كه او بار آخر فلان چيز را گفته و يا شما چه گفتيد. با هم عهد كنيد كه گذشته ها گذشته.

بچيزي اكنون در حال روي دادن است توجه كنيد. آتش آور معركه شدن راهـي به جـايي نخواهد برد. با فراموش كردن گذشته زود تر به توافق خواهيد رسيد.

4- دست ياري نماييد

اگر به آرامي در مورد موضوعي بحث ميكنيد و همسرتان به يكباره صدايش را بالا برده و از كـوره در رفـت، كـافي است به طرفش رفته و او را نوازش كنيد. دست خود را به آرامي در دستان او قرار دهيد. بگذاريد بفهمد كه اين فقط يك مجادله بي اهميت است و شمـا براي شنيدن صحبتهاي او در كنارش هستيد. بعلاوه نوازش نشان دهنده اين اسـت كـه شما به او اهميت داده و دشمن او نمي باشيد.

توجه: او را بگونه اي جنسي نوازش نكنيد.

5- جوي رسانا جهت ارتباط ايجاد كنيد

در حاليكه او به حالت قهر به اتاق خواب ميرود، چند عدد شمع روشن كـرده، يك نوشابه باز نموده، چند بالش روي زمين انداخته و از همسرتان بخواهيد براي بحث و گفتگـو نزد شما بيايد. او  اتاقي را كه با سوسو زدن شعله هاي لطيف شمع روشـن مـي شـود را محلي مناسب براي تبادل نظر و انديشه يافته و  از حالت تدافعيش كاسته خواهد شد. محيط اطراف تاثير مستقيمي روي احساسات ما دارد. عصبـانـيـت يـك احـساس خشن است اما با مراقبت همراه با توجه محبت آميز، هميشه ميتوان آرا كنترل نمود.

6- مشكلترين كلمه را بزبان آوريد

يك عذرخواهي واقعي ميتواند يكي از دشوارترين پيشنهاداتي باشدكه ما ارائه مـيكنيم. برخلاف تصور عموم، همه افراد قادر به زبان آوردن اين كلمه 6 حرفي بوده و تا بحال هيچ كسي بعد از گفتن آن غش نكرده است. مي توانيد پيش از اينكه تسليم شده و بگوييد "متـاسـفـم"، به بحث و جدل ادامه دهيد اما بهتر است با بيان اين كلمه آب را روي آتش ريخته و خيلي سريعتر قائله را ختم دهيد. 

تقصير را نبايد فقط به گردن آقايان انداخت. گاهي اوقات خانها نيز ميـخـواهـند فـقط حرف خودشان را به كرسي بنشانند. اما تا زمانيكه نتوانيد كوتاه آمده و عذرخواهـي نمايـيـد، بخصوص هنگاميكه برايتان دشوار است، نمي توان گفت كه انساني اعتذاري ميباشيد.

 

7- جمله اي دلپذير به او بگوييد

يك مجادله مـيتـواند بسيار خسته كنده بوده و اثرات احسـاسـي سـوئي را بطور موقتي به همراه داشته باشد. با اينكه بايد روشن و صادق بود، گاهي اوقات ابراز حقيقت باعث بروز صدمه ميگردد. بعد از مجادله و جر و بحثي طولاني، وقت كوتاهي را اختصاص دهيد به اينكه به يكديگر يادآوري كنيد كه آن فقط يك اختلاف نظر معمولي بوده و اگر چه ممكن است برخي از عقايد همسرتان باعث اذيت و آزاد شـما شـود، امـا در عـوض بسياري از محاسـن ديگر وي را مانند خوش مشربي او، عشقش به فرزندانتان يا جديتش، دوست داريد. در اينصورت همسر شما نيز به احتمال زياد دست به مقابله بمثل خواهد زد.

گاهي اوقات فراموش كردن حرفهاي آزار دهـنده كسي كه دوستش داريد مشكل به نـظر ميرسد. اما اگر چيزي قابل تعريف را با آن بياميزيد، روبرو شدن با مسئله بسيار آسان تر خواهد شد.

8- بگوييد كه دوستش داريد

بسيار تاكيد مي كنيم- هميشه، هميشه، هميشه هنگامي كـه مـي خواهيد به حالت آشتي و صلح برگرديد به همسرتان بگويـيـد كـه دوسـتـش داريد. اطـميـنـان دادن ايـنـكـه احساس شما نسبت به همسرتان هيچگاه و تحت هيچ شرايطي تغيير نخواهد كرد، در دست يابي به يك نتيجه صلح آميز و ماندني نقش بسيار با اهميتي خواهد داشت.

 

9- براي عصر برنامه ريزي كنيد

بعد از ايـنـكه در خـانه اوضـاع آرام شـد، براي آزاد شدن فكـرتان از مجادله بـراي انجام يك فعاليت تفريحي آماده شويد. اگـر هـمـسـرتـان قبـلا بـراي رزرو بـليـط سيـنــما و يا گرفتن تاكسي اقدام مي كرد، اين بار شما پيـش دستـي نموده و اين كارها را انجام دهيـد. او تحث تاثير اين اعمال نو ظهور شما قرار خوهد گرفت و اين به شما فرصتي مي دهـد تـا بتوانيد از اين تغيير رفتاري لذت ببريد.

ممكن است زماني توسط همسرتان  "آدمي تنبل و نامرتب" مورد خـطاب قرار گرفـتــه و سريعا" نيز  اين موضوع را فراموش نموده باشيد. اما در مورد زنان وضعيت متفاوت است آنها بسيار سخت مي تـوانـنـد سخني كه برايشان گران تمام شده است را از ذهنشان خارج نمايند. با پيشقدمي در پيشنهاد دادن يك فعاليت تفريحي، بخصوص بـعد از جــر و بحث، نتنها ذهن خود را مشغول موضوعي ديگر ميكنيد، بلكه به همسرتان ميـفـهمانيد كه هنوز هم دوست داريد وقتتان را با او بگذرانيد.

ببخشاييد، اما هميشه فراموش نكنيد

عذرخواهي تنها به ايـن مـعنا نـيست كـه بـگوييد متـاسفيد و آن اتفاق را براي هميشـه فراموش كنيد. در حقيقت، فراموشي باعث مي گـردد كـه مسئـله مـورد نـظـر مسـتـعـد بازگشت و سرايت دوباره به رابطه تان شود. با وقـت گـذاشـتـن بـراي بـحـث و گـفـتـگوي منطقي و آزادانه در مورد مشكلات، در عين حالي كه ميـدانـيد طرف مقابلتان را دوست داريد، خواهيد توانست اختلاف نظرها را تـبـديل به وسـيـله اي بـراي پيـشـرفت و ابـزاري آموزنده گردانيد.

بياد داشته باشيد كه همسرتان بهترين دوسـت شـما اسـت. از خـود بپـرسيد: آيا طـرز رفتار يا صحبت من با يك دوست اينگونه بايد باشد؟ آنگاه درآينده به اختلافات بگونـه اي  ديگر خواهيد نگريست.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 9:24  توسط عزیز  | 

عشق، عشق و باز هم عشق

احساس نزدیکی با همسرتان، واقعاً احساس جادویی به شما خواهد

 

داد. اما وقتی همسرتان عادت داشته باشد که سر میز صبحانه مدام از

 

شما انتقاد کند، چندان برایتان خوشایند نخواهد بود. اکثر خانم ها فکر

 

می کنند که می توانند مردها را عوض کنند.

 

اما این به آن معنا نیست که رابطه ها را نمی توان تغییر داد. زوج ها

 

باید یاد بگیرند که شیرین تر دعوا کنند و انتقادهای دوستانه را

 

جایگزین اظهار نظرهای خصمانه خود کنند. دکتر بیکر در این زمینه

 

می گوید، :دعوا و مشاجرا به جای خود کاملاً طبیعی و سالم است—

 

باعث می شود زوج ها درگیر رابطه ی خود باشند."

 

اما بین مشاجره ی سالم و دعوا و مشاجره ای که سلامت و امنیت

 

شما را برهم میزند تفاوت بسیار است. تحقیقاتی که در دانشگاه

 

واشنگتن انجام گرفته نشان می دهد که زوج های خوشبخت، هنگام

 

مشاجره و دعوا بسیار مثبت برخورد میکنند و حتی میان بحث و

 

مشاجرات خود از لطیفه و طنز هم استفاده می کنند.

 

اما آن نوع دعواهای خانه خراب کن که هر کس هر چیز دم دستش

 

باشد میزند و میشکند، به هیچ عنوان سالم نیست. این مشاجرات

 

ضربان قلب هر دو نفر را به شدت بالا برده و حتی قادر نخواهند بود

 

که به یک راه حل منطقی برسند.

 

محققان باور دارند که ارتباط گرم و صمیمی بین زن و مرد، نتایج

 

بسیار فوق العاده ای ز نظر سلامتی به بار می آورد، حتی وقتی یکی

 

از آنها سخت بیمار باشد. در مرکز سرطان فاکس چیس در فیلادلفیا،

 

شارون مان پزشک متخصص، روی زوج هایی کار کرده که با

 

تشخیص و درمان سرطان سینه دست و پنجه نرم می کنند. برخی از

 

این زوج ها آموزش دیدند تا حس حمایتی بیشتر نسبت به همسر خود

 

داشته باشند و بقیه به حال خود رها شدند.

 

حال خانمهایی که همسرانشان برای این منظور آموش دیده بودند،

 

باتوجه به سنجش میزان افسردگی و پریشانیشان، کم کم بهتر شدند. و

 

با اینکه تحقیق دکتر مان فقط بر روی سرطان متمرکز بود، او اعتقاد

 

دارد که زوج ها می توانند از هر مشکل و مانعی در زندگی خود به

 

عنوان راهی برای صمیمیت بیشتر استفاده کنند.

 

وقتی زن و مرد یاد بگیرند که اظهارنظرهای منفی خود را کمتر کنند و

 

حرف ها و مشکلاتشان را باهم در میان بگذارند-- به جای اینکه

 

وانمود کنند هیچ مشکلی ندارند – یک ازدواج بد به یک ازدواج خوب

 

تبدیل شده و ازدواج های خوب هم روز به رو بهتر خواهند شد.

 

محققان با آزمایشات و تحقیقات مختلف دریافته اند که چقدر استرس

 

در ازدواج های بد تاثیر منفی دارد و چقدر ازدواج های خوب زن و

 

مرد را از استرس های بیرونی محفوظ می دارد.

 

زن و مرد باید ارزش با هم و کنار هم بودن را بدانند. بعد از شام کنار

 

هم بنشینند، چای بنوشند و با هم درمورد اوقاتی که آن روز داشته اند

 

صحبت کنند. و اگر می خواهند که سالم بمانند و سالمتر زندگی کنند،

 

باید با هم باشند، کنار هم باشند، و همدیگر را دوست داشته باشند.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 9:23  توسط عزیز  | 

تاثیر عشق برسلامتی

 

 

عشق فقط احساسی خوب به شما هدیه

 

نمیدهدبلکه می تـواند بـا بیماریها مقابله کرده،

 

ایمنی بدن شما را بالا


برده و استرستان را هـم کـاهش دهـد. در ایـــن

 

مقاله میخواهیم به تاثیرات عشق بر سلامتی

 

 

بپردازیم. چـه

 

کسـی دوست نـدارد عـاشق بـــاشد؟ اگـر طرفتان

 

یکعـاشق واقعـــی باشد، به درد و دل های شما در

 

مورد کارو زندگی گوش می دهد، اجازه می دهد

 

آخرین تکه ی پیتزا را شما بردارید و هیچ وقت هم

 

یادش

 

 

 

نمی رود که آشغال ها را دم در بگذارد. انتظار ندارد

 

که با او فیلم های جنگی تماشا کنید و همیشه و در

 

همه

 

حال به نظرش شما زیباترین زن دنیا هستید، حتی

 

در لباس خانه. دیر زمانی است که دانشمندان

 

تمایل بسیار

 

 

 

زیادی به اثبات فواید و تاثیرات مثبت عشق بر

 

سلامتی داشته اند. محققان نمی توانند به جرات

 

اعلام کنند که

 

 

 

وقتی صحبت از سلامتی به میان می آید، عشق از

 

داشتن یک خانواده ی سالم و دوستان صمیمی هم

 

پیشی می

 

 

 

گیرد. اما درصدد کشف این نکته هستند که چطور

 

سکس مشروع و ملاطفت های عاشقانه قدرت

 

جسمانی افراد

 

را تقویت کرده، درمان بیماری ها را سرعت بخشیده

 

و عمر ما را هم بیشتر می کند.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 9:22  توسط عزیز  | 

عشق

عشق چيست ؟

آيا تماماً حس است ؟ آيا با فكر هدايت مي شود ؟ عشق واقعي چيست ؟

آيا دوست داشن با عشق فرق دارد ؟ آيا مي‌توان دوست داشتن را به عشق حقيقي تبديل كرد ؟ اصلاً عشق چگونه بوجود مي آيد ؟ عشق را مي‌توان بوجود آورد يا بوجود مي‌آيد ؟ وقتي از بسياري از افراد بپرسند عشق چيست ؟ اغلب پاسخشان در جهتي است كه انگار عشق فقط پركننده نقاط ضعف آنهاست و مفهوم عشق را فقط در دريافت كردن مي بينند . يا وقتي بپرسيد چگونه عاشق مي‌شويد ؟ پاسخشان در ديد اول آنها نسبت به فرد يا محيط خلاصه مي شود در صورتي كه آن چيزي كه اول مي‌بينند فقط مي‌تواند يك نقطه جذاب باشد و فقط دوست داشتن است كه لازم است و لي كافي نيست چون شناخت كافي نيست . يا وقتي مي پرسيد عشق واقعي چيست ؟ بعضي ها مي‌گويند عشق به خدا ، بعضي ديگر مي گويند مخصوص عارفان است كه در نهايت خود را ناتوان براي رسيدن به آن مي‌بينند . عشق توانايي تقسيم آنچه داري بين خود و ديگري ( ديگران ) است كه با شناخت خود و ديگري حاصل مي‌گردد . پس هم به خود احترام گذاشته اي كه لايق داشتن چيزي باشي و هم توانايي بخشيدن و قراردادن سهمي از آن را براي ديگران داري كه اينها نتيجه شناخت است . نتيجه هر شناختي رسيدن به زيبايي است ، زيبايي كه منشاء آن زيباترين است ، پس نتيجه هر عشقي هم درك زيبايي و هم تكامل و رشد و فرديت است . هر چه عشق كاملتر و واقعي تر شود ما را به منبع واقعي عشق يعني الهه زيبايي مي‌رساند . اصلاً عشق راهي بسوي پروردگانر است . عشق ترس‌ ما را از بين مي برد ، همچون نسيمي خنك ، خنك است نه داغ و نه سرد . پس آيا اينطور نيست كه راه رسيدن به عشق واقعي ، شناخت واقعي باشد ؟ آيا اينطور نيست كه وقتي خوب ببيني ، خوب عاشق مي‌شوي ؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 9:20  توسط عزیز  | 

ارتباط

در خانواده آنچه مهم می باشد ارتباط است.

خانواده عبارتست از یک سیتم یا مجموعه ای از مناسبات شرعی-جسمی-قانونی-عاطفی واجتماعی .

 

دراین مقوله با سه واژه سرو کار داریم :

۱- رابطه : ارتباط یک طرفه است

۲- ارتباط: عبارتست از انتقال یک پیام -فکر یا احساس -ایده از شخص به شخص دیگر

۳- تعامل :فعل وانفعالات(تاثیر وتاثراتی) که بر یکدیگر داریم.

 

 

 اجزاء ارتباط:

 

۱- فرستنده : برای انقال پیام خود سعی می کند پیام خود را به رمز درآورده و به گیرنده در کانالهای مختلف ارتباطی انتقال دهد.

۲- گیرنده : پس از دریافت پیام فرستنده ممکن به ظاهر پیام او دقت کند که قطعاً دچار سوء تفاهم خواهد شد و یا رمز گشایی کند که به درک صحبت وی منجر می شود و در هر صورت بازخورد انتقال پیام را خواهد داشت.

این نوع ارتباط همان گوش دادن فعال است که به ترتیب از سه مرحله تشکیل شده است :

الف- شما پیام رمز دیگری را دریافت می کنید :کلامی یا غیر کلامی

ب-پیام رمز را باز می کنید و احساس خود را از آنچه او سعی می کند با شما در میان بگذارد به دست می آورید.

ج- درک خود را از پیام دیگری باز می گردانید یعنی می گویید : آنچه از احساسات و تجربیات تو فهمیدم این است که .....

 

 

انواع ارتباط:

 

۱-ارتباط با هدف ایجاد وابستگی

۲- ارتباط با هدف ایجاد همبستگی

 

 

انواع ارتباط بین زن وشوهر

 

 

*ارتباط احساسی و عاطفی

 

(رفاقت عاشقانه و عشق رمانتیک)یا عشق ومحبت ودوست داشتن

رابین (۷۳-۱۹۷۰) یکی از اولین روانشناسان اجتماعی بود که سعی می کرد دوست داشتن وعشق را اندازه گیری کند.

براساس نظریات رابین دوست داشتن مهربانی همراه با احترام بیان شده وعشق ورزی به سه مشخصه زیر تجزیه شده:

  • علاقه مندی ودلبستگی : نیاز قوی برای حضور فیزیکی و حمایت از معشوق ومیل به برآورده شدن این نیاز توسط معشوق
  • مراقبت :احساس نگرانی نسبت به معشوق و میل به کمک وحمایت او
  • صمیمیت: میل تماس نزدیک وصمیمی با معشوق در فضای مملو از اعتماد و باور

*ارتباط جسمی

 

 

شاید بتوان گفت ۸۵ درصدمشکلات زناشویی که منجر به طلاق می شود از رختخواب بر می خیزد.

اشترنبرگ سه مولفه مرکزی برای عشق قائل شده است :

  • صمیمیت
  • شهوت
  • تعهد

صمیمیت

 

 

مولفه هیجانی عشق است و مشارکت وتفاهم متقابل و حمایت عاطفی را شامل می شود این مولفه ایجاد کننده گرما و ارتباط عاطفی است.(زن وشوهر هر چه در درونشان است راحت ابراز کنند)

شهوت

 

 مولفه انگیزشی عشق وتحریک کننده است و جاذبه فیزیکی-میل جنسی و احساس عاشق بودن را در برمی گیرد هر چند نیازهای جنسی در شهوت بسیار مهم هستند اما سایر نیازها از جمله نیاز به اعتماد به نفس و وابستگی نیز ممکن است درگیر باشد.

سکس سه مرحله دارد

 ۱- مرحله نوازش : در مردان بین سه تا ۴ دقیقه و زنان گاهی تا ۱۵ دقیقه طول می کشد که آماده شوند.

۲-مرحله دخول : زمان ارضاء مرد از لحظه دخول تا اوج لذت جنسی بین ۴۵ ثانیه تا ۵ دقیقه است اما در خانم ها رسیدن به اوج لذت جنسی تا ۱۵ دقیقه است

۳- مرحله در هم آمیختگی عاطفی پس از انجام سکس

تعهد

 

 تصمیم مولفه شناختی عشق است و شامل تصمیم های کوتاه مدتی می شود که عشق به صورت لحظه ای ایجاد می کند و نیز تعهد طولانی مدت که باعث دوام عشق  می شود.(شامل مسئولیتهایی که در رابطه با خانواده دارند

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم خرداد 1386ساعت 9:18  توسط عزیز  |