تبليغاتX
ارتباط موثر

ارتباط موثر

فرهنگ تفاهم در ارتباط با اعضای خانواده

شب عروسی – خودتان را آماده کنید

شـب عروسـی بـه نظر بسیاری از افراد موضوعی است که صحبت کردن در مورد آن ممنوع می باشد؛ به ویژه برای ما آسیاییها، اما به هـر حـال مسئـله ای اسـت که بسیاری از زوج هـای تـازه ازدواج کرده، دیر یا زود با آن بـرخـورد کـرده و لذتش را خواهند بـرد. به جـای اینـکه ایـن مـوضوع را پنهان نگه داریم، بهتر است مطلب را باز کرده و در مـورد آن بـحث کنیم.
مـانند تعداد بسیار زیادی از عروس و دامادهای دیگر ممکن است شما هم در این فـکر بـاشیـد که چـگونه باید به شب عروسی خود نزدیک شوید؛ در این شرایـط هـزاران پرسش بی پاسخ به ذهن شما خطور می کند: آیا همه ی زوج ها شب عروسی با هم ارتباط جنسی برقرار می کنند؟ کسانیکه برای نخستین بار است که یک چنین تجربه ای را کسب می کنند، چگونه می توانند با هیجان وارده روبرو شده و آنرا به درستی کنترل نمایند؟ و هزاران پرسش دیگر. همچنین ممکن است برخی از افراد تصور کنند که آیا باید حتماً رابطه جنسی همان شب انجام پذیرد؟ آیا پس از اتمام کار طرفین احساس شرمندگی و دست پاچگی خواهند کرد؟ اینها سوال های رایجی هستند که در ذهن بسیاری از افراد ایجاد می شود و اگر شما هم در ذهنتان یک چنین سوالاتی را دارید، مطمئن باشید که تنها نیستید.
چگونگی این امر که شما و نامزدتان چگونه مقدمات شب عروسی را فراهم می آورید تا حدود زیادی بستگی به این امر دارد که آیا پیش از ازدواج از نظر جنسی فعال بوده اید یا خیر (ازدواجهای پیشین). به هر حال با توجه به خستگی ها و استرس هایی که شب عروسی بر روی هر دو طرف وارد می شود، این امکان وجود دارد که زن و شوهر در بهترین شرایط جسمانی نباشند و نتواند بهترین رابطه جنسی خود را تجربه کنند؛ شما زمانیکه برای شب عروسی خود برنامه ریزی می کنید باید حتماً این امر در ذهن داشته باشید.
از سوی دیگر اگر شما و نامزدتان تا قبل از ازدواج هیچ گونه رابطه جنسی نداشته باشید و یکی یا هر دو طرف باکره باشید، احتمال دارد احساس استرس، اضطراب، و ترس به شما دست دهد. البته همه این احساسات کاملاً قابل درک هستند، اما هیچ دلیلی برای بروز یک چنین احساساتی وجود ندارد. نکاتی که در این مقاله به آنها اشاره می کنیم را دنبال کنید و مطمئن باشید که با قدری تفاهم و درک متقابل شب فراموش نشدنی عروسی خواهید داشت، حتی اگر به رابطه جنسی هم ختم نشود.
 
انتظارات غیر واقعی نداشته باشید
زمانیکه زندگی مشترک خود را شروع می کنید، باید همچنیان توجه داشته باشید که شب عروسی شما نمی تواند رمانتیک ترین لحظه ای باشد که در تمام طول عمر خود تجربه کرده اید. حقیقت اینجاست که شب های عروسی رمانتیک، فقط متعلق به پرده های سینما هستند. واقعیت اینجاست که هم عروس و هم داماد به دلیل فشار کاری و استرس موجود خسته تر از شب های قبل هستند، و این امر آنها را در بهترین شرایط برای معاشقه قرار نمی دهد.
تجربه شخصی شما هر چه که باشد، هیچ گاه نباید استراتژیتان این باشد که انتظار زیادی از شب عروسی داشته باشید. فشار بیخودی روی خودتان وارد نکنید چراکه این امر شما را مضطرب و عصبی می کند و سبب می شود که اجازه ندهد شما آن لذتی را که لازم است از شب عروسی خود ببرید. هیچ گونه باید و نبایدی در مورد اتفاقاتی که ممکن است در آن شب روی دهد، وجود ندارد. فقط آرام و ریلکس باشید، با هم حرف بزنید، صمیمی شوید و انتظارات خود را پایین بیاورید.
اگر بتوانید یکدیگر را آرام کنید و با هم صمیمی باشید، یک تجربه جنسی عالی را یا همان شب یا در شب های آتی تجربه خواهید کرد. از سوی دیگر حتی اگر شب اول رابطه جنسی برقرار شد اما لذتی را که در نظر داشتید نبردید، بقیه عمر وقت دارید که تکنیک هایتان را عوض کنید. در حال حاضر فقط باید روی این مطلب تمرکز کنید که از بودن با هم لذت ببرید.
 
برنامه ریزی کرده و خود را آماده کنید
بسیاری از زوج ها هستند که مدت های طولانی می نشینند و در مورد جزئی ترین مسائل عروسی با هم صحبت کرده و تک تک امور را برنامه ریزی می کنند، اما هیچ گونه حرفی در مورد شب عروسی با هم نمی زنند. باید قدری از توجه خود را که با وسواس تمام نثار امور نه چندان باارزش میکنید، صرف آماده شدن برای شب عروسی کنید. هر چقدر بیشتر زمان داشته باشید، کمتر ناشیانه عمل میکنید و لذت بیشتری می برید.
بهترین کار این است که زمانی را بگذارید و با هم در مورد این مطلب صحبت کنید، انتظاراتتان را با هم در میان بگذارید و به هم بگویید که از چه چیزی لذت بیشتری خواهید برد. سعی کنید همدیگر را بیشتر بشناسید، به تمایلات یکدیگر احترام بگذارید، و مرز و محدوده را نیز رعایت کنید. حتی می توانید از همسر خود دعوت کنید تا با هم این مقاله را بخوانید تا راه گفتگوهای بیشتر در این زمنیه برای شما باز شود. اگر پیش از اینکه در مرحله انجام قرار بگیرید، در مورد آن مسائل با هم صحبت کنید، هر دو نفر احساس آرامش بیشتری پیدا خواهید کرد.
سعی کنید که پیش از آغاز زندگی مشترک به باشگاه ورزشی بروید، برنامه های تناسب اندام را از سر بگیرید، و اندام خود در یک وضعیت مناسب قرار دهید. اگر زیبا به نظر برسید، نه تنها همسرتان هم متعاقباً پاسخ مناسبی به شما خواهد داد، خودتان هم احساس بهتری پیدا خواهید کرد.
همچنین باید توجه داشته باشید که شب های دیگر با هر لباسی که می خوابید شب عروسی نباید این کار را بکنید و نه باید با شلوار جین بخوابید نه پیجامه. یک دست لباس خواب مخصوص برای این شب تهیه کنید، به طوری که به شما بیاید، و چهره تان از هر زمان دیگر زیباتر کند. البته ما نمی گوییم چیزی بپوشید که در آن راحت نباشید بلکه باید چیزی را انتخاب کنید که در آن راحت بوده و در عین حال به شما بیاید و جذابتان کند.
پیش از اینکه خرج و مخارج عروسی سر به فلک بزند، بنشینید و این مورد را هم در لیست خرید های خود بگنجانید که از همه چیز مهمتر هستند. از جمله وسایلی که باید در چمدان خود بگنجانید به شرح زیر می باشند:
 
1- لباس زیر زیبا و جذاب
2- آهنگ های عاشقانه که به شما آرامش می دهند
3- تهیه آب نبات های طعم دار و شمع های خوشبو که فضا را عاشقانه تر کنند
4- وان آب گرم. (هتل ها از ارائه این خدمات به شما خیلی خوشحال خواهند شد)
5- عطرهای خوشبو و کرم های ماساژ
6- قرص های کنترل بارداردی (مگر اینکه بخواهید از همان شب اول خانواده خود را گسترش دهید)
 
ریلکس باشید و فشار را از خود دور کنید
در ابتدا باید فشار را از روی خود دور کنید. هر دوی شما روز سختی را پشت سر گذاشته اید و باید از این به بعد عادت کنید که شب ها هم در کنار هستید و میخواهید از این پس در کنار یکدیگر زندگی کنید.
لباس های عروسی را از تن خود در بیاورید و لباسی بپوشید که در آن راحت هستید. می توانید پلاکارت لطفاً مزاحم نشوید را نیز بر روی درب اتاق خود نصب کنید تا کسی مزاحمتان نشود. درب اتاق را قفل کنید و بنشینید در کمال آرامش در مورد روزی که گذشت با هم صحبت کنید. نکات جالبی که اتفاق افتاده را با هم در میان بگذارید و بگویید که چه چیزی بیش از پیش در ذهنتان باقی خواهد ماند. همچنین می توانید یک هدیه کوچک شب عروسی تهیه کنید و به یکدیگر بدهید. اگر هم قرار است که صبح به پرواز برسید به یکی از بستگانتان بسپارید تا صبح شما را بیدار کند.
زمانی که فشار و استرس روزانه از شما دور شد، می توانید صحنه را قدری صمیمانه تر و نزدیک تر کنید. می توانید از جکوزی یا وان استفاده کنید. این کار آرامش بیشتری به هردوی شما می دهد. بعد هم یکدیگر را ماساژ دهید تا هم آرامش بیشتری پیدا کنید و هم ارتباط بهتری با هم برقرا کنید و هم تحریک شوید.
 
حرف و حرف و حرف بزنید
با هم حرف بزنید. موسیقی، لباس زیر جذاب، و شمع می توانند خیلی کمک کنند، اما هیچ چیز نمی تواند به اندازه صحبت کردن شما دو نفر را تحریک کند. حتی بوسیدن هم پس از حرف زدن به وقوع می پیوندد. افرادی که فوراً وارد تخت خواب می شوند و اینگونه به گرمای لحظه پاسخ می دهند کمتر به آن صمیمیتی می رسند که پس از حرف زدن و مطلع کردن یکدیگر از تمایلاتشان پدید می آید.
زمانیکه نوبت به صحبت کردن در مورد صمیمیت جنسی می رسد، ناشی گری یکی از بزرگترین شکاف هایی است که زوجین را از یکدیگر جدا می کند؛ اگر شما دو نفر تا کنون ننشسته اید و حرف بزنید الآن موقع انجام این کار است. هیچ کس نمی تواند به شما یاد بدهد که چگونه باید با هم رابطه جنسی برقرار کنید و یا چگونه با هم صمیمی تر شوید چرا که این امر مانند اثر انگشت در مورد هر فردی متفاوت است. یک گفتگوی کوتاه در این مورد می تواند خیلی از موانع و مشکلات را از سر راه بردارد.
در مورد تمایلات و خواست های خود با یکدیگر صحبت کنید. این امر که شما در مورد رساندن یکدیگر به اوج لذت احساس مسئولیت می کنید، می تواند باز هم شما دو نفر را بیش از پیش به یکدیگر نزدیک کند، و اگر بتوانید در مورد "چگونه" و "کدام قسمت" هم با هم حرف بزنید، این امر می تواند لذت جنسی شما دو نفر را بیشتر کند.
بسیاری از آقایونی که تجربه بیشتری نسبت به همسرانشان دارند اظهار می دارند که خانم به این دلیل که خیلی خجالتی و مضطرب، است شب زفاف را خراب می کند. چون شما همسر او هستید، پس این وظیفه شماست که او را درک کرده و با ملاحظه و محتاطانه رفتار کنید. اینگونه به قضیه نگاه کنید: این آسان ترین کار در دنیا نیست که لباس هایتان را در بیاورید و با مردی که خوب شاید کمی غریبه باشد یک رابطه جنسی آتشین داشته باشید. او فقط در حال شناختن بهتر شماست. ادراک های ابتدایی او را به منزله نوعی عدم پذیرش نگذارید. مربوط به شما نیست، مربوط به اوست و شما باید کاملاً این مطلب را درک کنید و با او در مورد این مطلب حرف بزنید و کاری کنید که او احساس راحتی و آرامش پیدا کند.
این امر در مورد خانم ها هم صدق می کند. اگر می خواهید همسرتان کاری انجام دهد و یا از انجام کاری دست بردارد به او بگویید. انتظار نداشته باشید که او از روی حالت صورتتان بفهمد که چه چیزی در ذهن دارید. اگر شما یاد نگیرید که در تخت خواب به جای خودتان صحبت کنید، همسرتان تصور می کند که همه چیز خوب و روبه راه است. شاید اینطور نباشد! به همین دلیل باید او را بدون اینکه توهینی متوجهش باشد، آموزش دهید. صمیمیت و رابطه جنسی در سایه ی رضایت و لذت معنا پیدا می کنند. هر چقدر بیشتر با هم صحبت کنید، رویهم رفته لذت بیشتری هم خواهید برد.
 
همه چیز به رابطه جنسی ختم نمی شود
بسیاری از زوج ها اظهار می دارند که شب اول با هم رابطه جنسی نداشته اند. خوب به هر حال این مورد اصلاً بد نیست. خودتان را در نظر بگیرید که ماهها برای این روز برنامه ریزی کرده اید و ترتیب کارهای مختلف را داده اید، و خودتان را برای بزرگترین روز زندگیتان آماده کرده اید. سنت های بیشمار، صورتحساب های بیشماری را برای پرداخت کردن به شما تحمیل می کنند. به هر حال بسیری از افراد احساس خستگی شدیدی می کنند و فقط می خواهند آرام بوده و در کنار هم باشند.
می توانید از سایر انواع نزدیکی ها، مانند:حرف زدن، لمس کردن، در آغوش گرفتن، بوسیدن، ماساژ دادن و در آغوش گرفتن استفاده کرده و لذت ببرید. به خاطر داشته باشید که لذات جنسی را می توان از راههای دیگر نیز نشان داد.
به خصوص برای خانم ها، معاشقه فقط به رابطه جنسی ختم نمی شود. اگر احساس می کنید که آمادگی انجام رابطه جنسی را ندارید، در آغوش گرفتن، بوسیدن و نوازش کردن هم می توانند جایگزین های مناسبی برای آن باشند. بنابراین چه در شب عروسی با هم رابطه جنسی برقرار کردید چه کار به این مرحله ختم نشد، فقط باید مطمئن شوید که همدیگر را محکم در آغوش گرفته و احساساتتان را به یکدیگر انتقال می دهید. چند کار کوچک است که می توانید انجام دهید؛
به چشم های هم نگاه کنید و بگویید: "دوستت دارم" بهترین زمان برای اعتراف به این موضوع که شریکتان را دوست می دارید، زمانی است که در صمیمیت کامل به سر میبرید و یا در حین برقراری رابطه جنسی هستید. اگر در این لحظه بتوانید با هم ارتباط برقرار کنید، هر زمان دیگری هم می توانید! ارتباط چشمی صمیمت را تشدید می کند چراکه حاوی این پیام است که شما دو نفر برای هم اهمیت قائل هستید.
 
هیچ گزینه صحیح و یا غلطی وجود ندارد
رابطخ جنسی چیزی نیست که در شما استرس ایجاد کند. شاید کتاب های بیشماری در این زمنیه نوشته شده باشند که چگونه می توانید این کار را انجام دهید، اما همه چیز به میزان صمیمیت دو طرف بستگی دارد. نگران نباشید که آنرا حتماً به شیوه صحیح انجام دهید، برای شروع فقط اجازه دهید که همه چیز خیلی طبیعی آغاز گردد و حتم داشته باشید که از صمیمت ایجاد شده لذت خواهید برد. اگر بیشتر پیش رفتید که چه بهتر!
اصلاً نگران نباشید که چرا همه چیز آنطور که باید پیش نرفت. شما برای تمرین کردن هزاران شب دیگر را نیز در اختیار دارید. شاید اکثر زوج ها شب اول ناشیانه نسبت به هم برخورد کنند چراکه گامی به سوی برداشتن کلیه مرزهاست. به خودتان وقت بیشتری بدهید تا باز هم یکدیگر را بهتر درک کنید و متوجه شوید که دفعه آینده چگونه می توایند آنرا بهتر انجام دهید.
+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 19:17  توسط عزیز  | 

روشهاي متوقف كردن غر زدن خانمها

مشاور عزیز،
به کمک شما نیاز دارم. من با خدای غرولند ازدواج کـرده ام و تصور می کنم که حتی برای یک لحظه دیگر هم نمیتوانم بـا او بـه جر و بحث بپردازم و گله و شکایت ها و آزار و اذیـت هایش را تحمل کنم. از آن زمانیکه پـایم را در خانه میگذارم تا زمانی که به رخت خواب می روم، او یـک ریز غر می زند و متوقف هم نمی شود.
رابــطه ما به آنجایی رسیده است که هیچ گفتگویی با هم نداریم بجز جر و بحث در مورد کارهایی که من در طول روز، هـفـتــه، ماه و یا اصلا از ابتدای زندگی مشترکمان، اشتباه انجام داده ام.
شرایط آنقدر بد شده که من حتی از رئیسم تقاضا می کنم که مرا برای اضافه کاری نگه دارد. فکر نمی کنم شما حتی بتوانید فکرش را هم بکنید. من ترجیح می دهم کار کنم تا اینکه به خانه بیایم. تصور شنیدن غر زدن هایش آنقدر استرس زاست که در حین رانندگی از محل کار به سمت خانه دچار سردرد می شوم. میدونم که نباید اینطوری باشه، من باید با خوشحالی محل کارم را به سمت منزل ترک کنم و با اشتیاق کامل نزد همسرم بروم.
پدرم سابق بر این به من گفته بود که خانم ها عادت دارند شکایت کنند و نق بزنند اما متاسفانه من هیچ وقت حرف های او را باور نکردم تا زمانیکه خودم شخصا ازدواج کردم. حتی دوستانم نیز به من می گفتند که همسرانشان نق نقو هستند. آیا این حقیقت دارد که خانم ها به طور طبیعی افراد نق نقویی هستند یا من اونقدر بد شانس هستم که با یک چنین خانمی ازدواج کرده ام؟
رامين، دارای مشکل شنوایی
طوفان مشکلات
اگر زبان همسر شما سریعتر از طوفان می غرد، انگاه شما دارای یک مشکل اساسی هستید: عدم توانایی در برقراری ارتباط با او.
ممکن است از خودتان بپرسید: "این آدم داره در مورد کدوم مشکل ارتباطی صحبت می کنه؟" من فکر می کنم مشکل شما وجود ارتباط بیش از اندازه است، شاید اگر مقداری آنرا کمتر کنید همه چیز درست شود.
در ابتدا، بهترین نظری که به ذهنتان می سرد همین مورد است، اما اگر دقیق تر به مطلب نگاه کنید متوجه می شوید که مشکل شما چیزی جز ارتباط بیش از اندازه نیست. شاید شما دو نفر بیش از اندازه با یکدیگر صحبت کنید، اما زیاد حرف زدن نشان از آن نیست که مشکلات را از راه درست پیگیری می کنید و بهتر است از خودتان بپرسید که آیا اصلا در مورد مشکل مورد نظر بحث می کنید یا خیر.
حقایق را بپذیرید
99% از مشکلات زناشویی از قبیل خیانت، افسردگی، بدرفتاری، آزار و اذیت، و نق زدن به دلیل عدم توانایی در برقراری ارتباط ایجاد می شود.
آخر بعد از همه این حرف ها، خانم ها هر چند وقت یکبار از خودشان سوال می کنند که "چرا اون نباید از صحبت کردن با من لذت ببره؟" و یا اینکه آقایون از خود سوال می کنند "فکر می کنم که همسرم چندان مجذوب نیست."  پاسخ به چنین سوالاتی می تواند تمام مشکلات را حل کند اما مشکل اینجاست که ما توانایی سوال پرسیدن (برقراری ارتباط) را نداریم و شاید نمی دانیم که چگونه باید از راه درست وارد شد.
حقیقت اینجاست که اگر خانم شما غر می زند به این دلیل است که قصد دارد چیزی را به شما بگوید اما شما گوش شنیدن آنرا ندارید. به همین خاطر به این کار ادامه میدهد تا شما بالاخره به حرف او گوش کنید. البته تمام تقصیرها هم به گردن شما نیست شاید دلیل گوش ندادن شما این باشد که او از راه مناسب وارد نشده.
تنها چیزی که لازم دارید این است که کمی بیشتر بر روی مبحث ارتباط کار کنید تا مجددا خودتان را در دوران ماه عسل ببینید.
راه غلط
یک شب آقا تنها به این خاطر که مطمئن شود همسرش پشت در منتظر اوست، از سر کار خود دیر تر به خانه بر می گردد. قبل از این که این فرصت را پیدا کند که کفش هایش را در بیاورد، خانم از او اینچنین پذیرایی می کند:
خانم: تو واقعا ظالمی، چرا اینقدر دیر کردی؟ می خواستی باز هم از من دوری کنی؟ از دست من خسته شدی، نه؟
آقا: صداتو رو من بلند نکن،  دوباره رفتیم سر خونه اولمون، به من میپری و بعد هم خیلی زود نتیجه گیری میکنی.
خانم: چرا تو می خواهی مثل یک حیوون با من رفتار می کنی؟ نمی تونستی زنگ بزنی بگی برای شام نمیای؟ تو واقعا بی کله هستی.
آقا: (در حالیکه دور می شود)  دست از سرم بردار، خسته ام، می خواهم کمی استراحت کنم.
خانم: چرا تو مثل بچه ها رفتار می کنی؟ درسته! کار دیگه ای جز بیرون رفتن از اتاق که بلد نیستی! میدونی مشکلت چیه؟ انتقاد سازنده رو نمی تونی قبول کنی.
چه چیز اشتباه است؟
چیزی که خانم باید بگوید این است که "نمی تونی انتقاد ویران کننده را بپذیری" به خاطر اینکه حرف هایش کاملا مخرب هستند. به جای اینکه در مورد چیزی که واقعا احساس می کند با یک راه حل منطقی صحبت کند، او با بدنام کردن آقا، خصومت و خشونت خود را بیرون می ریزد. این امر باعث لطمه دیدن همسر می شود.
زمانی که طرف مقابل شما به حالت دفاعی فرو می رود، راه ارتباط مسدود می شود و سبب می شود تا زوجین نتوانند مشکل خود را پی گیری نمایند. بنابراین چه اتفاقی روی می دهد؟ هیچ کس گوش نمی دهد، خانم همان حرف های قدیمی را پیش میکشد و آقا هم تصور می کند که همسرش یک فرد غرغروست. اما اتفاقی که می افتد این است که در این حالت هیچ کس به دیگری توجه نمی کند.
ذهنیت خود را سامان بخشید
پیش از صحبت کردن باید به دقت فکر کنید. چیزی که این خانم و آقا باید بدانند این است که در میان انها یک مشکل ارتباطی در حال رخ دادن است.
زمانیکه به این ادراک دست پیدا کنند، در این زمان با استفاده از تکنیکی که من در زیر به شما معرفی می کنم می توانید کلیه مشکلات حل نشدنی خود را حل و فصل کنید.
تقصیر تو نیست، مشکل از من است
زمانی که می خواهید مشکلی را حل کنید، باید بدانید که پیش از هر چیز چگونه میتوانید آنرا به درستی انتقال دهید تا طرف مقابل آنرا به درستی درک کند و راه بحث منطقی را باز بگذارد.
در مثال بالا خانم به جای اینکه کاری کند که آقا به حالت تدافعی فرو رود و یکدفعه به سمت او حمله ور شود باید با احترام با او صحبت کند. به جای آنکه همیشه بگویید "تو" از ضمیر "من" هم استفاده کنید و يا بگویید "من، خودم."
اجازه دهید به جملات "تو" یی که خانم در مثال بالا در مقابل آقا استفاده کرده نگاه کوتاهی بیندازیم:
  • تو واقعا ظالمی
  • چرا تو با من مثل یک حیوان برخورد می کنی؟
  • تو مثل یک بچه رفتار می کنی
خیلی راحت هر کسی متوجه می شود که چرا استفاده از جمله های با مظمون "تو" به طرف مقابل به راحتی آسیب می رساند. همانطور که دیدید به محض اینکه خانم از این کلمات استفاده می کند آقا در مقابل او جبهه گیری کرده و به سخنان او گوش نمیدهد.
با استفاده از جملات شامل "تو" شما فرد مقابل را بیرحمانه قضاوت می کنید. اگر از "من" استفاده کنید دیگر نمی توان گفت که شما دیگران را بدون هیچ عذر و بهانه ای در ترازوی قضاوت قرار داده اید.
سیستم "من، خودم"
چرا زبان "من، خودم" اینقدر موثر است؟ به این دلیل که مزایای متعددی هم برای گوینده و هم برای شنونده دارد: آزار و اذیت را از بین می برد، صداقت را زیاد می کند، تنها بر اساس اطلاعات صحیح استنتاج صورت می گیرد، و هر دو طرف دقت بیشتری بر روی گفته های خود کرده و بیشتر سعی می کنند بیندیشند.
خوب، بدون هیچ گونه اتلاف وقتی اجازه دهید تا در مورد سیستم "من، خودم" بیشتر بدانیم، این روش به شما کمک می کند تا بتوانید مکالمه منطقی با همسر خود داشته و هیچ گونه جروبحثی هم نداشته باشید.
این روش دارای 4 بخش می باشد. رفتار شما را شرح می دهد، تعبیر طرف مقابل از رفتار شما را بیان می کند، احساسات و در آخر نتایجی را که از رفتارهای شما میگیرد را برایتان روشن می کند.
در این قسمت می بینید که خانم برای اینکه آقا را وادار به گوش  دادن به حرف هایش کند باید چه چیزی می گفت:
خانم:  عزیزم تو در تمام طول این هفته بدون این که حتی با من کوچکترین تماسی برقرار کنی دیر به خانه آمدی (رفتار) آیا می خواهی از من دور باشی؟ از کنار من بودن خسته شدی؟ یا اینکه با کس دیگری آشنا شده ای (تعبیر)؟
من، احساس می کنم از طرف تو خواسته نمی شوم و از این بابت اصلا خوشحال نیستم. من واقعا آزرده خاطر شده ام ( احساسات) اگر این رفتار ادامه پیدا کند، من دچار عصبانیت و نگرانی خواهم شد.( نتیجه گیری)
آقا: عزیزم، من خودم واقعا شرمنده هستم، هیچ وقت فکر نمی کردم همچین احساسی داشته باشی، من هیچ وقت قصد دوری کردن از تو را ندارم، من واقعا تو را تحسین می کنم و از تو ممنونم، من به دنبال هیچ کس بجز تو نخواهم رفت؛ عزیزم.
من کارهای زیادی دارم که مجبور می شوم بیشتر از محدوده زمان کاری در اداره بمانم و آنها را تکمیل کنم. من واقعا تحت فشار هستم. زمانی که به خانه می آیم، وقتی میخواهم که با خودم خلوت کنم. نمی خواهم تو همچین احساسی نسبت به من داشته باشی و قول می دم که از این به بعد حتی اگر چند دقیقه هم می بایست بیشتر در محل کار خود بمانم به تو حتما اطلاع دهم.
زمان مناسب
در مثال بالا می بینید که مشکل بین این زوج چقدر راحت حل شد. اما استفاده از لغات و کلمات مناسب در حین مکالمه تنها رمز پیروزی نیست.
گاهی اوقات حتی بهترین نمونه های جمله های "من، خودم" اگر در زمان مناسب و با لحن مناسب بیان نشوند تاثیر گذار نخواهند بود. اگر می خواهید از این بابت که فرد مقابل به حرف های شما گوش می دهد مطمئن شوید، باید چند لحظه پیش از شروع کردن به صحبت مکث کنید.
به عنوان مثال اگر خسته و کوفته از سر کار به خانه آمده بودید و همسرتان قصد صحبت کردن با شما را داشت، به این خاطر که وارد جو قضاوت کردن یکدیگر نشوید به او بگویید "عزیزم، من یک روز سخت کاری را پشت سر گذاشته ام، اگر اشکالی نداشته باشد اجازه بده تا ساعتی استراحت کنم و بعد با هم پیرامون این مطلب صحبت خواهیم کرد." خوشبختانه خانم شرایط شما را درک می کند، البته به آن شرط که شما نیز به قولتان عمل کنید.
به طور کلی آقایون تمایل چندانی به صحبت کردن ندارند. بنابراین اگر خانمتان خواست صحبت کند، باید در یک موقعیت و زمان مناسب این کار را انجام دهید. این مقاله را پرینت بگیرید و از همسرتان تقاضا کنید که آنرا مطالعه کند. دفعه آینده که خواستید تمرین روش "من، خودم" را بکنید، من، خودم، تضمین می کنم که می توانید به راحتی خود را از قضاوت های زنانه برحذر دارید.
منبع :  http://www.mardoman .com/family/ stopnag.aspx
+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 19:14  توسط عزیز  | 

چگونه با ديگران رابطه برقرار مي‌كنيم؟


 

 آيا تاكنون مجبور شده‌ايد، برخلاف ميلتان خواسته ديگران را بپذيريد؟ چقدر قادريد رنجش و ناراحتي خود را بيان كنيد؟ اگر در جايي احساس كنيد حقي از شما ضايع مي‌شود چه واكنشي نشان خواهيد داد؟اگر در موارد بالا احساس ضعف مي‌كنيد، بايد بگوييم شما فاقد مهارتي به نام رفتار جرأت‌مندانه هستيد

 

رفتار جرأت‌مندانه در واقع بيان مناسب هر احساسي غير از اضطراب است. اين رفتار، يك رفتار بين‌فردي است كه شامل ابراز صادقانه و نسبتاً صريح افكار و احساسات است به نحوي كه از نظر اجتماعي مناسب باشد و احساسات و آسايش ديگران نيز در آن مورد توجه قرار گيرد.به طور كلي جرأت‌مندي را مي‌توان توانايي ابراز صادقانه نظرات، احساسات و نگرش‌ها بدون احساس اضطراب دانست.جرأت‌مندي از طرفي شامل دفاع فرد از حقوق خود، به شكلي كه حقوق ديگران پايمال نشود نيز هست. در اينجا بد نيست ابتدا اشاره‌اي به سبك‌هاي سالم و ناسالم برقراري ارتباط داشته باشيم، مهارت‌هاي ارتباطي خوب مستلزم داشتن سطوح بالايي از خودآگاهي است. آگاه بودن فرد از سبك ارتباطي خويش مي‌تواند به برقراري ارتباطي كارآمد و مستمر با ديگران منجر شود. اگر فرد بداند چه اثري روي ديگران مي‌گذارد، بهتر مي‌تواند تصميم بگيرد كه آيا ارتباط او همان ارتباطي است كه وي مايل به برقراري آن بوده يا خير؟ به طور كلي مي‌توان گفت سه سبك اصلي در برقراري ارتباطات وجود دارد، سبك پرخاشگرانه، منفعلانه و جرأت‌مندانه.در سبك پرخاشگرانه فرد با تهديدكردن، از بين بردن حقوق ديگران و توهين با افراد ارتباط برقرار مي‌كند و سعي دارد از اين راه به اهداف خود دست يابد. در سبك منفعلانه برخلاف سبك قبلي فرد با عذرخواهي افراطي و كوچك‌انگاري خود تمام افكار، احساسات و حقوق شخصي خودش را به نفع طرف مقابل ناديده مي‌گيرد. اين در حالي است كه در سبك جرأت‌مندانه همه احساسات به جز اضطراب به راحتي ابراز مي‌شود و نتيجه آن حركت به سمت اهداف و مقاصد شخصي بدون ضايع كردن حق ديگران است.
رفتار پرخاشگرانه
افرادي كه پيرو اين سبك هستند، معتقدند؛ همه افراد بايد مانند آنها باشند. آنها هميشه و در همه حال خود را محق دانسته و ديگران را ملامت مي‌كنند و مسوول اشتباهات مي‌دانند. اين افراد گمان مي‌كنند انسان‌هاي كاملي هستند كه هرگز اشتباه نمي‌كنند. افرادي كه سبك پرخاشگرانه‌اي در برقراري ارتباط با ديگران دارند، ذهن بسته‌اي داشته و هيچگونه انعطافي براي پذيرش اطلاعات جديد ندارند. آنها شنونده‌هاي ضعيفي هستند و در ديدن نقطه‌نظرات ديگران دچار مشكل مي‌شوند. آنها كمتر به ديگران فرصت سخن گفتن و انجام كاري را مي‌دهند.
با رفتار خود ديگران را تحقير كرده و رئيس‌مآبانه برخورد مي‌كنند. آنها قدرت‌طلب هستند و به حريم شخصي ساير مردم احترام نمي‌گذارند. اين افراد ممكن است به صورت فيزيكي، كلامي يا عاطفي به ديگران حمله كنند و هرگز سپاسگذاري يا امتناني نسبت به آنچه سايرين برايشان انجام مي‌دهند، ندارند.
اگر با كسي روبه رو شديد كه هميشه اخم‌هايش در هم است، همه را چپ‌چپ نگاه مي‌كند، مدام انگشت اشاره‌اش را به سمت طرف مقابل تكان مي‌دهد، خيره نگاه مي‌كند و به طرف مقابل چشم مي‌دوزد و حالت بدني خشك و بدون انعطاف، لحن صدايش انتقادي، بلند و سرزنش‌آميز است و مدام غرولند مي‌كند، مي‌توانيد شك كنيد او يك فرد با رفتار پرخاشگرانه است. لحن كلام اين افراد اغلب تحكم‌آميز است و با كلامشان سايرين را مي‌رنجانند و آزار مي‌دهند. خشم، عصبانيت، بي‌طاقتي و ناكامي از جمله احساساتي است كه آنها اغلب تجربه مي‌كنند.
اگرچه ممكن است آنها ديگران را وادار به اطاعت از خود كنند اما اين اطاعت توام با رنجش است و رفتار آنها اغلب باعث برانگيخته‌شدن خشم ديگران مي‌شود تا جايي كه گاه طرف مقابل را به مقاومت، برخورد دفاعي، دروغگويي، پنهان‌كاري، فاصله‌گيري و عقب‌نشيني وادار مي‌كند.
رفتار منفعلانه
افرادي كه در برقراري ارتباط خود با ديگران سبك انفعالي دارند، كمتر عواطف و احساسات واقعي خود را بروز مي‌دهند. «مخالفت نكن»، «ديگران بيشتر از تو حق دارند» و «به دردسرش نمي‌ارزد» از جمله شعارهاي هميشگي اين افراد هستند. آنها هميشه موافق و محتاط هستند و اعتراضي به وضعيت‌هاي موجود ندارند.
پيروان سبك انفعالي معمولاً زياد آه مي‌كشند و هميشه سعي مي‌كنند هواي دو طرف را داشته باشند تا خداي نكرده تعارضي به وجود نيايد. آنها هميشه آرامش خود را حفظ مي‌كنند، حتي وقتي احساس كنند، منصفانه با آنها برخورد نشده است. اغلب به جاي اقدام كردن متوسل به شكوه و شكايت مي‌شوند و خيلي راحت اجازه مي‌دهند، ديگران براي آنها انتخاب كنند و تصميم بگيرند. آنها در برنامه‌ريزي مشكل دارند و خود را ناديده گرفته و فدا مي‌كنند كمتر حركات چهره‌اي دارند، بيقرار هستند و مدام از سر توافق لبخند مي‌زنند و سرشان را تكان مي‌دهند. چشم‌هايشان را اغلب پايين مي‌اندازند، وضعيت بدني خميده‌اي دارند و تن صدايشان هميشه پايين و ملايم است. اگر بخواهيد كاري را به آنها محول كنيد غالباً جملاتي مانند «من نمي‌توانم»، «شما بيشتر از من تجربه داريد» و «ممكن است اشتباه باشد، ولي...» را خواهيد شنيد. آنها سعي مي‌كنند مشكلات را ناديده، بگيرند، از آنها دوري كنند و حل كردن آنها را به تعويق بيندازند. هميشه به ظاهر موافق هستند، در حالي كه گاه موافقت آنها قلبي نيست. انرژي زيادي را صرف پرهيز از تعارض‌ها و مقوله‌هاي اضطراب‌برانگيز مي‌كنند و وقت زيادي را هم صرف گرفتن نصيحت، توصيه و نظارت از ديگران مي‌كنند. بيش از حد معقول هستند و با هر چيزي موافقند و همين امر باعث مي‌شود ديگران نسبت به آنها پرتوقع شوند و دليل‌تراشي را در ساير افراد برمي‌انگيزند.
رفتار جرأت‌مندانه
كساني كه رفتار جرأت‌مندانه‌اي دارند، نه تنها براي ديگران بلكه براي خودشان هم ارزش قائل هستند. رفتار جرأت‌مندانه هرگز به معناي هميشه برنده بودن فرد نيست، بلكه بدان معناست كه فرد موقعيت را به بهترين و كارآمدترين نحو ممكن اداره كند.
اين افراد معمولاً خوب گوش مي‌دهند و گوش‌دهنده‌هاي فعال و كارآمدي هستند. محدوديت‌ها و انتظارات خود را به راحتي ابراز مي‌كنند و مشاهداتشان را بيان كرده و از قضاوت عجولانه خودداري مي‌كنند. خواسته‌هاي خود را در اولين فرصت، مستقيم و صادقانه ابراز كرده و مراقب احساسات ديگران هم هستند. براساس انتخاب خود عمل مي‌كنند و با دانستن اينكه چه چيزي درست است براي رسيدن به هدفشان برنامه‌ريزي مي‌كنند. عمل مدار هستند و انتظاراتشان واقع‌بينانه است. منصفانه و عادلانه و البته قابل پيش‌بيني عمل مي‌كنند. در جهت رسيدن به اهداف خود حقوق ديگران را از بين نمي‌برند. چهره‌هاي آنها معمولاً حاكي از توجه و علاقه است و از تماس چشمي مستقيم با ديگران ابايي ندارند. با صدايي متناسب و مناسب صحبت مي‌كنند و عواقب كارهايشان را مي‌پذيرند. اين افراد اغلب احساسات منفي را از خود دور مي‌كنند و شوق، رضايت و آرامش از خصوصيات آنهاست.آنها نه تنها ديگران را تحقير نمي‌كنند، بلكه باعث افزايش اعتماد به نفس ديگران شده و به آنها انگيزه مي‌دهند و به گونه‌اي با اشخاص رفتار مي‌كنند كه جايگاه هركس محفوظ بماند

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 18:54  توسط عزیز  |