تبليغاتX
ارتباط موثر

ارتباط موثر

فرهنگ تفاهم در ارتباط با اعضای خانواده

رضایت جنسی و ناتوانی جنسی در زنان

 

ناتوانی جنسی در زنان

شما از زندگی سالم، همراه با رضایت جنسی خود در خلال بیشترین دوره بزرگسالی خود لذت می برید. اما اگر اخیرا لحظات با همسر خود بودن نسبت به قبل کمتر کمتر شما را ارضاء میکند.

شما ممکن است احساس کنید که میل جنسی شما کم رنگ شده است. یا چیزهایی که قبلا برای شما لذت آور بوده اکنون ناراحت کننده به نظر می رسد. شما مضطرب در باره سلامت جنسی خود هستید.

شما تنها نیستید. خیلی از زنان دچار مشکلات جنسی در نقاطی از زندگی خود می شوند. با تخمین هایی حدود ۴ نفر از ۱۰ زن یک نگرانی جنسی حداقل تجربه کرده است. در دایره های پزشکی این عارضه به عنوان ناتوانی جنسی در زنان شناخته می شود.

ناتوانی جنسی در زنان دلالت بر مشکلات مزمن یا عود کننده در مصاف با یک یا بیشتر از پاسخ های جنسی می باشد. آنچه که شما تجربه می کنید ناتوانی جنسی در زنان نمی گویند مگر اینکه شما در باره آن مضطرب بوده یا تاثیر منفی بر ارتباط شما با همسرتان داشته باشد.

اگرچه مشکلات جنسی در ارتباط با ناتوانی جنسی در زنان چندین رویه دارد، آنها قابل درمان هستند. ارتباط دادن دلواپسی های خود و فهم کالبد شناسی و فیزیولوژی طبیعی پاسخ های بدن به میل جنسی قدم های مهمی است به طرف دوباره بدست آوردن رضایت جنسی .

علائم و نشانه ها

دلواپسی جنسی در زنان با هر سنی اتفاق می افتد ولی ممکن است در زمان های آسیب پذیری هورمونی شایع تر باشد، مانند بعد از زایمان یا در زمان انتقال به یائسگی. نگرانی های جنسی همچنین ممکن است با بیماریهای عمده  مانند سرطان اتفاق افتد.

مشکل شما به عنوان ناتوانی جنسی در زنان دسته بندی می شود اگر شما یک یا بیشتر از موارد زیر را تجربه کرده اید و یا تجربه نگرانی شخصی به علت آنها دارید:

-  میل جنسی در شما کم یا وجود ندارد.

-  شما با فعالیت جنسی برانگیخته نمی شوید یا علیرغم میل جنسی برانگیخته نمی شوید.

-  شما نمی توانید به اوج لذت جنسی(ارگاسم) برسید.

-  شما دارای درد در زمان تماس جنسی هستید.

علل

عوامل متعددی ممکن است ارتباط با ناخشنودی یا ناتوانی جنسی داشته باشد. این عوامل میل به مناسبات مشترک با هم دارند.زنان با نگرانی های جنسی از درمان های ترکیبی که هم شامل دارویی و هم هیجانی است سود بیشتری می برند.

-   جسمی. مشکلات جسمی که ممکن است علت یا در ارتباط با مشکلات جنسی باشد شامل:آرتریت، مشکلات ادراری یا روده ای، جراحی های لگن، خستگی، سردرد ها، دیگر مشکلات درد دار و اختلالات عصبی مانند ام اس Multiple sclerosis است.اغلب داروها، شامل برخی ضد افسردگی ها، داروهای فشار خون، ضد حساسیت ها و داروهای شیمی درمانی، می توانند میل جنسی را کاهش داده و توانای فرد را برای رسیدن به لذت جنسی(ارگاسم) کاهش دهند.

- هورمونی. میزان کم استروژن در زمان انتقال به مرحله یائسگی ممکن است منجر به تغییراتی در بافت دستگاه تناسلی زنانه و پاسخ های جنسی شود. لبه های پوست که ناحیه تناسلی را پوشانده چروکیده و نازک تر می شود و کلیتوریس (خروسه) بیشتر در معرض قرار می گیرد. این در معرض قرار گرفتن گاه موجب کاهش حساسیت این ناحیه شده، یا موجب یک احساس ناخوش آیند مانند مور مور شدن یا سوزن سوزنی شدن شود.

یعلاوه، با نازک شدن و کاهش خاصیت ارتجاعی این پوشش، واژن کم عمق تر شده، بخصوص اگر فرد از لحاظ جنسی غیر فعال باشد. همچنین ورم و لزجی طبیعی واژن در مرحله برانگیختگی آهسته تر صورت میگیرد. این عوامل می تواند منجر به تماس های جنسی دردناک و ناخوش آیند شود(Dysparunia)، و به لذت جنسی رسیدن طولانی تر می گردد.

- روانی و اجتماعی. عوامل روانی که موجب یا در ارتباط با مشکلات جنسی است شامل مشکلات هیجانی مانند اضطراب درمان نشده، افسردگی یا استرس، و یک تاریخچه سوء استفاده جنسی است. در خلال حاملگی، بعد از تولد بچه یا در زمان شیردهی، ممکن است تمایل جنسی کم شود. شما ممکن است دریابید که بر آوردن نیازهای متعدد و نقش آنها مشکل است، مانند مطالبات شغلی، کارهای خانه، مادر بودن و همچنین برخی اوقات مراقبت از والدین پیر. احساس شما نسبت به همسرتان، و دیدگاهتان راجع به بدن خودتان و یا همسرتان عوامل اضافی هستند که ممکن است ترکیب شده و موجب مشکلات جنسی شوند. اعتقادات فرهنگی و مذهبی همچنین عوامل در ارتباط باشند.

عوامل روانی ممکن است در ارتباط با یا در نتیجه ناتوانی جنسی باشد.بدون در نظر گرفتن علت ناتوانی جنسی، شما معمولا نیاز به درمان موثر برای مسائل هیجانی و ارتباطی خود دارید.

چه زمان باید به پزشک مراجعه کرد؟

اگر نگرانی های جنسی موجب دردسر شما شده است به پزشک خود مراجعه کنید تا یک ارزیابی از شما به عمل آورد.

غربالگری و تشخیص

پزشک شما ممکن است بیدرنگ یک مصاحبه با شما در مورد نگرانی های جنسی در طول دوره ویزیت معمولی پزشکی انجام دهد، یا شما می توانید بحث را شروع کنید اگر نگرانی هایی دارید که باید به پزشک خود پیام بدهید. شما و پزشک در مورد تاریخچه جنسی صحبت می کنید، که آیا در حال حاضر از نظر جنسی فعال می باشید و یا نگرانی های جنسی شما کدام هستند.

سپس، پزشک شما داروهایی را که شما استفاده کرده اید در خلال تاریخچه پزشکی تان مرور میکند و یک معاینه کامل انجام میدهد. در معاینه لگنی، پزشک برای علائم و تغییرات جسمی در ارتباط با نگرانی های جنسی شما بررسی می کند، مانند نازک شدن بافت واژن، کاهش خاصیت ارتجاعی پوست، داغ زخم ها، درد یا بیرون زدن اعضاء لگنیProlapse .

پزشک ممکن است شما را ارجاع به یک متخصص مشاور یا یک درمان کننده جنسی برای ارزیابی عوامل هیجانی و ارتباطی و همچنین بررسی مجدد هویت جنسی، اعتقادات و نگرش های شما کند.

ناتوانی جنسی در زنان عمدتا به چهار دسته تقسیم می شوند:

-  میل جنسی کم. داشتن میل جنسی کم، یا گرایش جنسی ضعیف. این شایعترین نوع اختلال جنسی در میان زنان است.

-   اختلالات انگیختگی جنسی. تمایل شما به عمل جنسی ممکن است دست نخورده باشد، اما شما توانایی برانگیخته شدن یا نگهداری آن در زمان فعالیت جنسی ندارید.

-  اختلالات اوج لذت جنسی. شما دارای مشکل مزمن یا عود کننده در رسیدن به لذت جنسی بعد از انگیختگی کافی جنسی و یا تحریکات مداوم دارید.

-  اختلالات درد جنسی. شما درد در ارتباط با تحریک جنسی یا تماس واژنی دارید.

اغلب مشکلات جنسی در زنان بیش از یک دسته را می پوشاند. با افزایش اطلاعات در باره طبیعت پیچیده پاسخ جنسی زن، یک منظر جدید پدیدار شده است- تمرکز بر پاسخ جنسی به عنوان یک تداخل پیچیده از اجزائی که تاثیر بر صمیمیت می گذارد، شامل فیزیولوژی، عواطف، تجربیات، اعتقادات، شیوه زندگی و ارتباطات است. اگر هر کدام از این اجزا تحت تاثیر قرار گیرد، تمایل جنسی، انگیختگی یا رضایت جنسی تحت تاثیر قرار می گیرند.

درمان

درمان ممکن است شامل درمان وضعیت های هورمونی یا پزشکی زمینه در ارتباط با ناتوانی جنسی باشد، به همان نسبت به  دنبال احساسات و موضوعات ارتباطی در رابطه یا در نتیجه ناتوانی باید بود.در برخی موارد، ناتوانی جنسی در زنان را می توان با استفاده از داروهای مخصوص تجویزی درمان کرد. ولی اغلب درمان موفقیت آمیز نیاز به دارو ندارد.

درمان های غیر دارویی برای ناتوانی جنسی در زنان

با ساختن انتخاب های سالم شیوه زندگی و تسهیل ارتباطات با همسر سلامت جنسی خود را بهبود بخشید.

-  ارتباط برقرار کردن با همسر خود. ارتباطات باز و صمیمی با همسر می تواند موجب بهبودی هیجانات و صمیمیت جنسی در شما شود. برخی جفت ها هرگز در مورد مسائل جنسی صحبت نمی کنند، در حال که دیگران کمتر محدودیت دارند.حتی اگر شما در ارتباطات در مورد دوست داشتن و دوست نداشتن صحبت نمی کنید، یاد بگیرید که چنین کاری را بکنید و باز خور آن رادر شیوه ای غیر تهدید کننده فراهم کنید که می تواند مرحله رضایت جنسی را بالاتر قرار دهد. کتاب های خوبی برای کمک به شما در این زمینه وجود دارد. از پزشک خود در مورد پیشنهادات سوال کنید. می تواند حل تفاوت های در میل جنسی با همسر خود حتی در طول عمر مشکل باشد. ارتباط برقرار کردن با احساسات خودتان می تواند کمک کننده باشد.

-  ایجاد تغییرات شیوه های سالم زندگی. از نوشیدن مقدار زیاد الکل پرهیز کنید، سیگار کشیدن را متوقف کنید، مرتبا ورزش کنید و زمان هایی را برای فراغت و استراحت قرار دهید. همه اینها برای سلامت جنسی و به همان نسبت برای سلامت کلی جسمی شما مفید هستند. استفاده زیاد از الکل باعث کندی در پاسخ جنسی شما می شود. سیگار کشیدن جریان خون را کم می کند. کاهش جریان خون به اعضای جنسی شما می تواند منجر به کاهش انگیختگی جنسی یا اوج لذت جنسی شود.

ورزش های هوازی منظم می تواند بنیه شما را افزایش دهد، شکل بدنی شما را بهبود بخشیده و خلق شما را بالا می برد. یادگیری شل و راحت بودن در میان استرس های زندگی روزانهمی تواند توانایی شما را برای تمرکز بر تجربیات جنسی و دست یابی به انگیختگی و اوج لذت جنسی را بهتر کند.

-   قوی کردن ماهیچه های لگن. ورزش های کف لگن می تواند کمک به برخی مشکلات انگیختگی و اوج لذت جنسی کند. انجام ورزش Kegel ماهیچه های درگیر در لذت جنسی را تقویت می کند. برای انجام این ورزشها، ماهیچه های لگن خود را سفت کنید به طوری که می خواهید جلو جریان ادرار را بگیرید.تا پنج بشمارید، خود را شل کنید و تکرار کنید. این ورزش را چندبار در روز تکرار کنید.

پزشک همچنین ممکن است توصیه به ورزش با وزنه های واژنی کند . با استفاده از یک سری از ۵ وزنه، که هر کدام سنگین تر می شود، که فرد در واژن قرار می دهد، شما می توانید ماهیچه های کف لگن را قوی کنید. شما بتدریج با وزنه های سنگین تر تا قدرت ماهیچه ای بهبود یابد.

-  در جستجوی مشاوره. با یک درمان کننده جنسی یا مشاور ماهر در این زمینه مشورت کنید که آیا این وضعیت شما به علت عوامل احساسی است یا خیر، از آنجائیکه حتی مشکلات جنسی که منشا هورمونی دارد می تواند تاثیر بر سلامت و صمیمیت با جفت شما نماید. ارزیابی با یک سکس درمانگر به طور نمونه شامل یک بازدید از هویت جنسی شما، اعتقادات و نگرش ها دارد، عوامل ارتباطی شامل صمیمیت و چسبیدن، ارتباط برقرار کردن و شیوه های فائق آمدن و بطور کلی سلامت کلی عاطفی شما است. درمان اغلب شامل آموزش پاسخ های جنسی و تکنیکها، راه های تسریع ایجاد صمیمیت جنسی با همسر خود، و توصیه هایی برای خواندن مطالب یا تمرینات با همسر.

درمان های دارویی برای ناتوانی جنسی در زنان

درمان موثر ناتوانی جنسی اغلب مربوط به بیماریهای زمینه ای یا تغییرات هورمونی که بر روی تماس جنسی شما تاثیر می گذارد است. وضعیت های پزشکی که می تواند در ارتباط با ناتوانی جنسی باشد شامل افسردگی و اضطراب، بیماری دیابت، بیماریهای قلبی و عروقی، بیماریهای عصبی، جراحی شکم و لگن، و سرطانها  است. زمان های آسیب پذیر هورمونی در زندگی یک زن در خلال حاملگی و دوره بعد از زایمان، در حالیکه از شیوه های پیشگیری از حاملگی استفاده می کنند، و در خلال قبل از یائسگی و یائسگی .

بنابراین، برای درمان وضعیت های زمینه ای، درمان های پزشکی برای ناتوانی جنسی ممکن است شامل:

-   تنظیم یا تغییر داروهایی که دارای عوارض جانبی جنسی هستند.

-   درمان مشکلات تیروئید یا مشکلات هورمونی دیگر.

-   بهینه سازی درمان برای افسردگی و اضطراب.

-   قوی کردن ماهیچه های کف لگن.

-   امتحان کردن استراتژی های توصیه شده به وسیله پزشک شما برای کمک به دردهای لگنی یا دیگر مشکلات درد.

اگر پزشک شما احساس کرد که شما ممکن است از هورمون درمانی سود ببرید درمان های امکان پذیر شامل:

-    استروژن درمانی. استروژن در نگهداری سلامت واژن و بافت خارجی ناحیه تناسلی مهم است. جایگزین کردن استروژن می تواند عمل جنسی را به چند طریق بهبود بخشد، شامل افزایش قدرت و خاصیت ارتجاعی بافت واژن، افزایش جریان خون در واژن، افزایش نرمی، و داشتن یک تاثیر مثبت بر عملکرد مغز و عوامل خلقی که باعث ضربه به پاسخ های جنسی می شوند. استروژن درمانی موضعی در شکل های کرم واژینال، ژل یا قرص می تواند کمک به تغییرات جنسی به علت یائسگی کند.

- پروژسترون درمانی. در برخی مطالعات تحقیقاتی، زنانی که پروژسترون استفاده می کنند کاهش میل جنسی و کاهش جریان خون در ناحیه واژن را تجربه کرده اند. هرچند که، در تحقیقات دیگر، زنان بهبودی در میل و انگیختگی در زمانی که پروژسترون همراه با استروژن را دریافت کرده اند داشتند. تحقیقات بیشتری در راه است که نشان دهنده رژیم های مختلف پروژسترون به تنهایی یا همراه با استروژن و دیگر عوامل هورمونی هستند، که ممکن است عمل جنسی را بهبود بخشند. پروژسترون عموما برای تنظیم اثر استروژن بر رحم استفاده می شود نه برای درمان ناتوانی جنسی.

-  آندروژن درمانی. آندروژن ها شامل هورمون های مردانه، مانند تستوسترون است. تستوسترون برای عمل جنسی در زنان به خوبی مردان مهم است، اگر چه میزان تستوسترون در زنان خیلی کمتر است. آندروژن درمانی برای ناتوانی جنسی بحث انگیز است. برخی مطالعات فوایدی را برای زنانی که دارای تستوسترون کم می باشند و دچار ناتوانی جنسی شده اند نشان داده است، برای مثال بعد از یائسگی در اثر جراحی به خاطر برداشتن تخمدان ها. در این زنان، تستوسترون درمانی بر اساس گزارش موجب بهبود تمایل جنسی، انگیختگی، و افکار جنسی شده است. دیگر مطالعات نشان دهنده عدم سود بری از تستوسترون درمانی برای زنان است.

هیچ تستوسترون تصویب شده توسط FDA برای درمان ناتوانی جنسی در زنان وجد ندارد. درمان با تستوسترون ممکن است داده شود به عنوان کرم یا چسب که به سطح پوست می چسبند. اغلب اوقات تستوسترون به صورت قرص یا تزریق داده می شود.

عوارض جانبی احتمالی برای زنان تحت درمان با تستوسترون شامل آکنه، افزایش موی بدن(هیرسوتیسم)، بزرگ شدن کلیتوریس(خروسه)، و تغییرات شخصیتی و خلقی مانند تجاوز کاری و خصومت است. همچنین میزان زیاد تستوسترون می تواند موجب کاهش مقدار لیپو پروتئین های زنجیره سنگین(HDL) کلسترول خوب شود یا موجب افزایش در آنزیم های کبدی در خون گردد. به علت اینکه تاثیرات طولانی مدت شناخته شده نیست، اگر فرد تحت درمان با تستوسترون برای ناتوانی جنسی قرار گرفت، بایستی تحت مراقبت مداوم تحت نظر پزشک باشد.

درمان های هورمونی نمی توانند مشکلات جنسی را که علل دیگری فراتر از عوامل در ارتباط با هورمون ها دارند را حل نماید.چون موضوع ناتوانی جنسی در زنان معمولا پیچیده و جنبه های متفاوتی دارد، حتی بهترین داروها به نظر نمی آید کارآیی داشته باشند اگر عوامل هیجانی و اجتماعی حل نشده باقی بمانند.

درمان های در حال پدیدار شدن

تحقیقات در حال بررسی موثر بودن سیلدنافیل(Viagra)، تادالافیل(Cialis) و دیگر داروهای تصویب شده برای درمان ناتوانی جنسی در مردان در درمان برخی انواع ناتوانی جنسی در زنان است. نتایج اولیه از مطالعات مخلوط است. اغلب مطالعات نشان دهنده فایده کم برای زنان می باشد، اما برخی گزارش فواید برای زنان با ناتوانی جنسی کرده اند که به علت عوارض جانبی داروهای ضد افسردگی یا ضد اضطراب بوده است.

تیبولونTibolone  دارویی است که در حال حاضر در اروپا و استرالیا برای درمان پوکی استخوان بعد از یائسگی استفاده می شود. در یک مطالعه کوچک، زنانی که این دارو را استفاده کرده اند تجربه افزایش نرمی واژن، انگیختگی جنسی و افزایش میل جنسی داشته اند.اما تیبولون هنوز مجوز سازمانFDA را برای استفاده در امریکا را دریافت نکرده است.

مهارت های کنار  آمدنی

در هر مرحله از زندگی شما، شما تغییراتی را در میل جنسی، انگیختگی جنسی، رضایت جنسی تجربه میکنید. قبول کردن این تغییرات و کاوش کردن جنبه های جدید جنسی شما در زمان انتقال موجب تجربه های مثبت جنسی می شود.

فهم و شناخت از بدن خود و آنچه برای یک پاسخ جنسی مناسب است می تواند کمک کننده باشد. هرچه که شما و همسرتان در مورد جنبه های جسمی بدن خود بدانید و بدانید که چگونه کار میکند، بهتر قادر به یافتن راه هایی برای حل مشکلات جنسی خود خواهید بود. از پزشک خود بخواهید که به شما بگوید که چگونه عواملی مانند مسن شدن، بیماری، حاملگی، یائسگی و داروها می تواند بر زندگی جنسی شما تاثیر بگذارد.

بدانید که پاسخ جنسی اغلب به همان اندازه که در ارتباط با احساس شما نسبت به همسرتان است به همان مقدار نیز در رابطه با تحریک جسمی است. شما ممکن است احساس جنسی داشته باشید چون شما می خواهید نزدیک شوید و یا عواطف خود تان را با همسر خود در ارتباط قرار دهید. برای زنان صمیمیت احساسی مقدمه رضایت جنسی می باشد. احساسات خود را بروز دهید و به صورت باز با همسر خود در مورد احساسات ارتباط برقرار کنید- که این می تواند کمک کننده به شما در وصل مجدد و کشف مجدد همدیگر باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 20:43  توسط عزیز  | 

بد بيني و شک در زندگي مشترک

 

يکي از شايع‌ترين مشکلات روان‌پزشکي بدبيني است. اگر بدبيني از حد معمول پا را فراتر بگذارد مي‌تواند به يکي از خطرناک‌ترين بيماري‌ها تبديل شود و کانون گرم خانواده‌اي را دچار آشفتگي سازد.

چرا برخي افراد زندگي‌شان را با بدبيني مي‌گذرانند؟

بدبيني، تفسير غلط از رفتار ديگران است، يعني اينکه فرد احساس مي‌کند چيزي که مي‌بيند با آن چيزي که در پشت صحنه وجود دارد تفاوت دارد. اين رفتار از يک احساس مثبت منشا نمي‌گيرد. گاهي انسان بدي مي‌کند اما اگر درونش خوبي باشد اين به عنوان بدبيني تلقي نمي‌شود. در واقع به خوبي که بد تفسير شود بدبيني مي‌گوييم.

بدبيني در خانم‌ها شايع‌تر است يا در آقايان؟

شيوع بدبيني در خانم‌ها بيشتر است ولي در آقايان مشکل‌سازتر است و به همين دليل پيامدهاي خطرناک‌تري دارد.

چه‌طور مي‌توانيم بدبيني را تشخيص دهيم؟

از همان ابتداي زندگي رگه‌هايي از بدبيني در روابط زندگي وجود دارد. همين جا يک نکته را درباره آقايان اشاره کنم که اغلب خانم‌ها به اين رفتار توجه چنداني نمي‌کنند و اين‌گونه رفتار را با عشق و علاقه اشتباه مي‌گيرند. در حالي که مي‌دانيم زمينه اصلي عشق، اعتماد است يعني دو نفري که همديگر را دوست دارند هر چه‌قدر از هم دور باشند فقط به آن شخص مي‌انديشند و نه چيز ديگري.

برخي اوقات ازدوستانمان مي‌شنويم که همسرانشان مراقب آنها هستند و مرتب سوال مي‌کنند کجا بودي، چکار کردي، کي مي‌آيي؟ يک رابطه زن و شوهري نمي‌تواند رابطه پليسي باشد. همانند پليسي که دايم دنبال يک خلاف‌کار است.

اين مشکل مربوط به علاقه زياد است يا نداشتن اعتماد به نفس؟

بخشي از اين مشکل مربوط به نداشتن اعتماد به نفس است. فرد بدبين آنقدر ضعيف است که فکر مي‌کند اگر همسرش با افراد ديگري مواجه شود اين فرد آنقدر کوچک است که آنها مورد توجه او قرار مي‌گيرند بنابراين نمي‌تواند ناشي از عشق و علاقه باشد، چون علاقه و عشق بايد ايجاد امنيت و آرامش کند نه اينکه فرد را دايم در تنش نگه دارد.

اگر آقايان بيش از حد مراقب همسرشان شوند و مرتب او را کنترل کنند چه تبعاتي روي مي‌دهد؟

اگر مراقبت از طرف آقايان در برابر همسرشان زياد شود همسر فرد اصلا ممکن است اعتماد به نفس خود را از دست دهد. در روابطش مرتب دچار اشتباه و خطا مي‌شود و دايم مواظب است و هر لحظه فکر مي‌کند ممکن است اتفاقي بيفتد.

بدبيني از اول زندگي وجود دارد يا در طول زندگي شکل مي‌گيرد؟

اوايل زندگي رگه‌هايي از اين بدبيني وجود دارد. به‌طور مثال دختر خانمي که زندگي خود را به تازگي آغاز کرده است شوهرش روزي چند بار زنگ مي‌زند و مي‌پرسد «کجا هستي؟ مي‌خواستم احوالت را بپرسم». در اين لحظه خانم فکر مي‌کند اين مطلب به نوعي ايجاد ارتباط عاطفي است. حالا ممکن است اين تلفن زدن‌ها تا بيست بار برسد.

نخستين بار بدبيني چه‌طور بروز مي‌کند؟

اولين‌بار از يک حسادت شروع مي‌شود. به‌طور مثال در يک مهماني، شوهري به خانمش مي‌گويد توي اين مهماني اصلا به من توجه نمي‌کردي، بقيه افراد دور و بر همسرانشان بودند اما تو اصلا مرا نديدي بنابراين تو مرا دوست نداري و افراد ديگر را بيشتر دوست داري.

آيا رفتار بعدي چنين افرادي قابل پيش‌بيني است؟

ممکن است فرد شروع به نقشه‌کشي کند و همسرش را چک کند، به طور مثال ممکن است فردي سفر يا ماموريت را بهانه کند اما مرتب دنبال چک کردن همسرش باشد و سرزده وارد خانه شود و از او سوالاتي را بپرسد و همسرش را دچار تنش کند. در اين مرحله همسران هميشه با اضطراب مواجه مي‌شوند. همسر فرد تلفن مي‌زند، اين شخص هم که هر لحظه منتظر تماس همسرش است هيجان‌زده پاي تلفن مي‌رود و دوباره مشکلات شروع مي‌شود و همسرش سوال مي‌کند چرا هيجان زده‌اي؟ چه اتفاقي افتاده؟ اين زندگي فوق‌العاده پرتنش خواهد بود.

آيا انسان سالم يا بهتر بگويم يک ذهن سالم امکان دارد به همسرش شک کند؟

ببينيد در يک زندگي زناشويي به‌هيچ‌وجه توقع نداشته باشيد که ذهن سالم انسان شک کند که همسرش کجا بوده است اگر چنين ذهنيتي ايجاد شد حتما بايد نگران باشيد که يک اتفاق بيمارگونه صورت گرفته است.

بيشتر افراد بدبين ول کن ماجرا نيستند و دوباره به اين رفتار دامن مي‌زنند!

به‌‌طور ‌معمول وقتي اين رفتارها زنجيره‌اي مي‌شود طرف مقابل ممکن است دست به کارهايي بزند که اين ذهنيت تشديد شود. به‌طور مثال مردي به همسرش بدبين است و اين خانم صبح به خانه مادرش مي‌رفته و تلفنش را خاموش مي‌کرده است و جواب نداده است و اين مرد زمين و زمان را به هم مي‌دوزد که خانمش کجاست.

بعضي مواقع ممکن است خانواده هم به حمايت از دختر بيايند و بگويند شوهرت را اذيت کن و جواب تلفن او را نده؟

بله. اما در نظر بگيريد که در ذهن بيمار فرد ديگر چه چيزهايي بارور شده است و گلوله برف تبديل به بهمن مي‌شود.

در اين مواقع چه توصيه‌هايي را بايد بدانيم؟

در اين شرايط به همسر فرد مي‌گوييم هر کجا مي‌روي مشخص کن، ساعت رفت و آمد خود را اعلام کن. اما قسمت اصلي ماجرا، درمان فرد بدبين است وگرنه زندگي بسيار دشوار خواهد شد. جالب است که گاهي مواقع فرزند خانواده نيز تحت تاثير قرار مي‌گيرد و او هم از پدر يا مادر سوال مي‌کند که کجا بوده است و اين فرد نيز بعدها ممکن است در زندگي مبتلا به بدبيني شود.

آيا بدبيني دوا و درمان هم دارد؟

افراد مبتلا به بدبيني در درجه اول نيازمند دارو درماني هستند. خانواده‌ها مي‌توانند فرد بدبين را نه به عنوان بدبيني نزد پزشک ببرند. به‌طور مثال مي‌توانند. به همسرشان بگويند: «تازگي‌ها قدري عصبي شدي، احساس مي‌کنم فکرت مشغول شده» و او را به مطب روان‌پزشک ببرند. همان‌طور که شما هم مي‌دانيد چنين افرادي مي‌گويند جامعه بد است يا نگران همسرم هستم بنابراين افراد خودشان را بيمار نمي‌دانند.

درمان آقايان بدبين راحت‌تر است يا خانم‌هاي بدبين؟

متاسفانه همان‌طور که اشاره کردم بدبيني در آقايان شديدتر است و همچنين همکاري کمتري هم دارند و خانم‌ها راحت‌تر به روان‌پزشک مراجعه مي‌کنند. شايد آقايان به دليل مرد بودنشان و وظيفه اخلاقي‌شان به خانواده کمتر حاضر به درمان شدن باشند. خانم‌ها در مواقع خفيف خيلي خوب مي‌توانند کمک کنند. به‌طور مثال در مواقع خفيف باشفاف کردن رفتارهايشان و ابراز محبت مناسب بدون افراط و تفريط مي‌توانند کمک کنند. فرزندان هم مي‌توانند کمک کنند. به طور مثال به پدرشان بگويند شما به تازگي يک قدري عصبي شده‌ايد، امروز من تمام وقت با مامان بودم و پدرانشان را وادار کنند که خودشان را درمان کنند.


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 20:40  توسط عزیز  | 

6 باور نادرست درباره ازدواج

توجه به عوامل پیش‌بینی‌کننده آینده ازدواج بسیار عاقلانه است؛ عواملی از قبیل ارتباط خوب، مهارت‌های حل مشکل، تشابه‌ و همانندی ارزش‌ها و عقاید. جستجوی چنین ارتباطی و چنین همسری که این مهارت‌ها و قابلیت‌ها را داشته باشد عاقلانه است اما از آنجا که موفقیت در ازدواج را نمی‌توان تضمین کرد، برای کم کردن محدودیت این تفکر می‌توان این‌گونه اندیشید که هیچ راهی برای تضمین خوشبختی پیش از ازدواج میسر نیست اما باید سعی کافی را در این زمینه کرد و از باورهای غلط موجود در جامعه پرهیز نمود.این هفته نگاهی می‌اندازیم به 6 باور شایع اما نادرست درباره ازدواج ...

اشتباه اول: عشق کافی است

خیلی‌ها فکر می‌کنند عشق و دوست داشتن برای شروع یک زندگی کافی است. این یک فکر نادرست و یک باور غلط است. افراد فکر می‌کنند که مثلاً اگر تناسب فرهنگی یا خانوادگی نداریم اشکالی ندارد، ما خیلی همدیگر را دوست داریم و این برای اینکه خوشبخت شویم کافی است و بقیه مسایل هیچکدام مهم نیست. اینها حرف‌هایی است که ما در مشاوره ازدواج وقتی به طرفین می‌گوییم که شما به درد هم نمی‌خورید، می‌شنویم. باید بگویم تجربه ثابت کرده که عشق بستر کافی و توانمندی برای حل تمام مشکلات زندگی نیست. بسیاری از اوقات در یک ازدواج غلط اساسا عشق از بین می‌رود چون بسیار شکننده است و گاهی همین عشق در ازدواج غلط تبدیل به نفرت می‌شود و آدم‌هایی که زمانی عاشق هم بودند، حتی پس از جدایی نیز با شنیدن اسم هم ناراحت و منقلب می‌شوند.

اشتباه دوم: آنچه یافت می‌ نشود، آنم آرزوست

یکی دیگر از باورها این است که ما باید حتما یک آدم کامل را پیدا کنیم تا بتوانیم عاشق او شده و با او زندگی کنیم. در حالی که اصولا چنین چیزی وجود خارجی ندارد و ما یک آدم ناکامل را پیدا خواهیم کرد همانطور که خودمان آدم کاملی نیستم. اصولا انسان از ماهیت مادی برخوردار است و در طبیعت که ماهیت مادی دارد زندگی می‌کند و ماده اصولا نسبی است و نه مطلق، بنابراین یک موجود مادی و نسبی در یک ظرف مادی و نسبی مانند طبیعت هرگز نمی‌تواند کامل و مطلق باشد و این فکر صددرصد غلط است. افراد باید یک آدم به نسبت خوب که به آنها می‌خورد پیدا کنند و نه یک آدم کامل. همانطور که خودمان هم یک فرد به نسبت خوب هستیم و ضعف‌های خودمان را داریم. اما از آنجا که نکات خوب ما بیشتر است یک فرد به نسبت خوب می‌شویم.

اشتباه سوم: هنوز آمادگی‌اش را ندارم

باور غلط دیگر این است که من تا زمانی که خودم به عنوان یک همسر کامل نشده‌ام تمایلی به ازدواج ندارم. حتما یک بخشی از مهارت‌های همسر بودن مربوط به دوران کودکی ما می‌شود که ما والدین‌مان را به عنوان الگوی همسر بودن می‌بینیم و این نقش را از آنها یاد می‌گیریم و به تدریج وقتی بزرگتر شده وارد جامعه می‌شویم. این الگوها را در شکل‌های گوناگون می‌بینیم، درونی می‌کنیم و می‌آموزیم، تا زمانی که وقت ازدواج فرا می‌رسد. دقیقا یک بخش عمده از این نقش را زمانی یاد می‌گیریم که در جایگاه همسری قرار می‌گیریم. یعنی نمی‌شود پیش از اینکه در جایگاه نقشی قرار بگیریم بتوانیم به‌طور کامل آن نقش را ایفا کنیم. بنابراین چنین باوری صددرصد غلط است که پیش از ازدواج بتوان به عنوان یک همسر نقشی را یاد گرفت و بعد ازدواج کرد.

اشتباه چهارم: تا مهارت‌های ارتباطی‌ام کامل نشود ازدواج نمی‌کنم

باور غلط دیگر این است که افراد می‌گویند ما پیش از ازدواج‌مان باید ثابت کنیم که ارتباط کامل و موثری داریم و بعد ازدواج کنیم در حالی که قطعا چنین چیزی میسر نیست. ما می‌توانیم پیش از ازدواج، مقداری از مهارت‌های ارتباطی را یاد بگیریم و بعد در دوره آشنایی که داریم مقداری از این مهارت‌های ارتباطی را در عمل شناسایی کنیم و به کار ببندیم و موانع موجود در خودمان را برای اجرای این مهارت‌ها شناسایی و برطرف کنیم. اما حقیقت امر این است که باز ما چون هنوز در جایگاه همسری قرار نگرفته‌ایم، هنوز این مهارت‌ها به شکل کامل و دقیق نمی‌تواند از ما صادر شود مگر اینکه ما در جایگاه همسری قرار بگیریم و این مهارت‌ها را به تدریج یاد بگیریم و باز هر بار صحنه‌هایی وجود دارد که این مهارت‌ها را از ما می‌طلبد و هیچ وقت این ارتباط پیش از ازدواج آموخته نمی‌شود.

اشتباه پنجم: همسرم باید متفاوت باشد

باور غلط دیگری که در انتخاب همسر و دوست داشتن وجود دارد این است که من باید با کسی ازدواج کنم که خصوصیات شخصیت‌اش متضاد با من باشد. در واقع ما دو جور جاذبه داریم. یک جاذبه تشابهات که ما جذب آدم‌هایی می‌شویم که شبیه خودمان هستند و یک جاذبه تفاوت‌ها که ما جذب آدم‌هایی می‌شویم که با ما متفاوتند. اما باید بدانید که این تفاوت‌ها ابتدا به ساکن خیلی جذاب و جالب‌اند برای مثال همیشه این طوری است که یک آدم سرحال، معاشرتی و پرشروشور جذب آدمی آرام می‌شود و پیش خودش فکر می‌کند که چقدر این فرد آدم باشخصیتی است که می‌تواند هیجاناتش را کنترل کند برخلاف من که نمی‌توانم این کار را بکنم.

از طرف دیگر هم یک آدم آرام و درونگرایی که به راحتی نمی‌تواند ارتباط برقرار کند، جذب یک آدم پر شر و شور و معاشرتی می‌شود که به راحتی می‌تواند با دیگران ارتباط برقرار کند. اما افراد باید بدانند که این جاذبه تفاوت‌ها برای یک عمر زندگی نمی‌تواند جالب باشد. برای اینکه این دو نفر آنقدر با هم متفاوتند که وقتی کنار هم قرار می‌گیرند هر دو اذیت می‌شوند و هر دو احساس تنهایی می‌کنند.

اشتباه ششم: ازدواج آسان‌تر از این حرف‌هاست

باور غلط دیگر این است که افراد فکر می‌کنند انتخاب همسرکاری ندارد. ما یک شخص را خیلی اتفاقی می‌بینیم، خوش‌مان می‌آید و احساس علاقه می‌کنیم، پس می‌توانیم با او ازدواج کنیم.

قطعا این باور غلطی است. انتخاب همسر یک امر کاملا دقیق، منطقی و حساب شده است که حتما باید در محاسبات ما جا بگیرد و مورد قبول واقع شود. یعنی افراد باید با هم تناسب خانوادگی، فرهنگی، اعتقادی، اقتصادی، اجتماعی و ... داشته باشند تا بتوانند ازدواج کنند وگرنه خود دوست داشتن در یک ازدواج غلط آسیب می‌بیند و از بین می‌رود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387ساعت 20:39  توسط عزیز  | 

هیجان جنسی در زن و مرد چیست و چه تفاوتی با هم دارد

 

ایجاد هیجان جنسی در زن و مرد طبق پژوهش های Masters و Johnson به ۴ بخش تقسیم میشود:

۱- مرحله تحریک

۲ـ مرحله اوج

۳ـ مرحله ارضاء

۴ـ مرحله بازگشت

 

۱- مرحله تحریک

فاز تحریک بر اثر تحریک روانی نیز به وجود می آید. مثلا رنگ چشم، مدل مو، کل شکل ظاهــری، بوسه، نوازش و یا دست زدن مستقیم به دستگاه تناسلی، یک صدا، یک حرکت لطیف و رمانتیک تصویری یا جسمی.

در آمریکا پژوهشی صورت گرفته که طبق آن ۵۸ درصد از زنان بر اثــر نگاه مرد تحریک میشوند. این رقم برای مردان ۷۲ درصد است. ۱۲ درصد زنان و ۵۴ درصــد مردان بر اثر نگاه کردن به تصـویر لخت جنس مخالف تحریک میشوند. به همین دلیل در تبلیغات از زنان برهنه استفاده میشود.یک چهارم زنان و یک سوم مردان بر اثر دیدن عمل جنسی تحریک میشوند. اما زنان و مردان به یک اندازه بـه وسیله دیدن فیلم و کتاب تحریک میشوند. نتیجه این که عکس العمل زن آهسته، آهستــه است. دیدن یک عکس سکسی، زن را شـوکه میکند تا تحریک. اما کتاب یا فیلـــم او را آهسته، آهستــه تحریک میکند.

همان طور که رویاهای جنسی در مورد مردان منجـر به میل جنسی میشود در مورد زنان نیز میل جنســی ایجاد میکنـد. میل جنسی احتمالا به همان اندازه تحریک فیزیولوژی به سابقه آموزشی شخص وابستگی دارد.میل جنسی متناسب بامیزان ترشح هورمونهای جنسی افزایش می یابد. میل جنسی در جریان دوره عادت ماهانه تغییر میکند و در نزدیکی زمان تخمک گذاری به حداکثــر خود میرسد. این امــر احتمالا ناشـی از زیاد بــودن ترشــح استــروژن در جـریان مرحلــــه قبــل از تخمک گذاری است. تحـریک جنســی موضعــی در اندام های جنسی و مجرای ادرار موجب بـروز احساس های جنسی میشود. این علایم از طریق عصب به نخاع و از آن جا به مغزانتقال می یابد.

وقتی زن از نظر جنسی تحریک میشود، جریان گردش خون درپوست شدت می یابد،قسمت های مشخصی از پوست قرمز میشود، پستان ها بزرگ و نوک آنها برجسته میشوند، غددی که در زیــر لبهای کوچک آلت تناسلی هستنــد موجـب ترشـح مایـع لزجــی به نام «موکوس» در مدخـل واژن میگردند. موکوس عامل اصلی عمل لغزنده سازی در جریان عمل جنسی است. این لغزنده سازی به نوبه خود برای برقراری یک احساس مالش دهنده لذتبخش به جای یک احساس ناراحت کننده که ممکن است براثر یک واژن خشک به وجود آید،ضروری است.یک احساس مالش دهنده بهترین احساس را برای تولید رفلکس های مناسب که منجر به اوج لذت جنسی میشوند، ایجاد میکند. ۱۰ تا ۳۰ ثانیه پس از تحریک، مـاده لزجــی در واژن ترشح میشود و بر اثــر ترشــح ماده لـزج، واژن مرطوب میگردد. به این عمل Lubrication  میگویند.دستگاه تناسلی قرمز و واژن بزرگ میشود.

در مرحله تحریک:

انقباض عضلات شدت میگیرد. ماهیچه های دستگاه تناسلی و لگن خاصره بدون اراده منقبض میشوند.

باعث جمع شدن مقدار زیاد خون در لگن خاصره و دستگاه تناسلی میگردد. فشار خون افزایش می یابد، ضربان قلب شدت میگیرد و حرکت تنفسی بالا میرود. در واقع در تحریک جنسی کل بدن دخالت میکند.

۲ـ مرحله اوج

تغییرات فوق باقی میماند. اعصاب پاراسمپاتیک، شریان های بافت واژن را گشاد و وریدهای آن را تنگ میکند و موجب تجمع سریع خون میشود به طوری که مدخــل واژن تنگ میگردد. واژن بـر اثــر ازدیاد خون به نصف تقلیل می یابد و به دور پنیس حلقه میزند. این امر به برقراری تحریک جنسـی کافی در مرد کمک میکند و تحریک را افزایش میدهد. کلیتوریس برای ایجاد احساس های جنسی حساسیت دارد. کلیتوریس بزرگ نمیشود بلکه به اطراف استخوان شـرم گاه کشیــده و به عقـب رانـده میشود، به طوری که لمس مستقیم آن مشکل میگردد.

این فاز بسته به تحریک روانی و یا فیزیکی میتوان کم و بیش طول بکشد و یا به مرحله بالاتــر که ارضاء جنسی است برسد، یا آرام آرام پایین آمده و پایان یابد.

۳ـ مرحله ارضاء

این مرحله در مقایسه با مراحل ۱ و ۲ بسیار کوتاه است و در چند ثانیه انجام میگیرد. در یک ارضاء ساده ۳ تا ۵ و در یک ارضاء شدیدتر ۸ تا ۱۲ انقباض عضلات میتواند انجام گیرد. ارضاء تشکیل شده است از انقباض ریتمیـک عضلانــی خارج واژن در مقابل بافت های وریـدی به دور واژن و بافت های جلویی لب های کوچک.درواقع انقباض موزونی عضلات مختلف بایکدیگرارگاسم رابه وجودمی آورد. به عبارت دیگردرجریان ارگاسم عضلات پرینه زن به طورهماهنگ منقبض میشود.هماهنگی کشش عضلات باعث فشار و جاری شدن خون در رگ ها و باعث ارضاء میشود.

در کتاب پزشکی منتشره در ایران چنین آمده است:«هنگامـی که تحریک جنسی موضعـی به اوج شدت میرسد و بویژه هنگامی که احساس های موضعی به وسیله سیگنال های شرطی ـ روانی مناسب از مغز تقویت میشوند، رفلکس هایی بروز میکننـد که موجب اوج لذت جنسی یا ارگاســم میشوند.»

زنان در تحریک کامل میتوانند چند بار پشت سر هم ارضاء شوند. از طریق مقاربت واژنی این عمل میتواند ۶ بار یا بیشتر باشد. اگر کلیتوریس به صورت مستقیم تحریک شود و زن آن را هدایت کند، در مدت یک ساعت زنان میتوانند تا چند بار ارضاء شوند.

تفاوتی بین ارضاء جنسی از طریق واژن و ارضاء از طریق کلیتوریس وجود ندارد. به نظر Masters و Johnson وجود ارضاء جنسی بدون وابستگی به محل تحریک که باعث آن شده باقی میماند.

فروید معتقد بود اگر تحریک کلیتوریس به روی واژن منتقل شود، زن به تکامل زنانگی خود رسیده است. امروز این تئوری ها رد شده است، ما امروز از ارضاء واژنی، ارضاء از طریق کلیتوریس، و یا از طریق رویا صحبت میکنیم. از نظر فیزیولوژی همه این ها به هم شبیه هستند.

۴ـ مرحله بازگشت

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 21:49  توسط عزیز  |