میانگین سن ازدواج در مردان 26.2سال و در زنان با یک صدم سال کاهش نسبت به سال 75 به 23.2سال رسیده است.
خلاف آنچه دیگران اعلام میکنند، هم اکنون جمعیت مردها نسبت به زنان بیشتر است و نسبت جنسیتی برای هر 100 زن 104 مرد است، در حالی که این نسبت باید به طور استاندارد 100 به 105 باشد.
محمد مدد، رییس مرکز آمار ایران در خصوص جمعیت زن و مرد گفت:مطابق نتایج سرشماری سال گذشته، سن ازدواج در مردها 6 دهم سال و در زنان 8 دهم سال نسبت به سال 75 افزایش یافته است .
وی ادامه داد: بر اساس سرشماری سال قبل، تقاضا برای ازدواج نسبت به گذشته کمتر نشدهاست و در حالی که در سال 75، 59 درصد بانوان ازدواج کردهاند، در سال 85 این میزان به 64 درصد رسید. در مردها نیز با رشد 4 درصدی ازدواج مواجه بودیم .
وی تصریح کرد: این میزان در شهر قم به حد استاندارد رسیده است، یعنی برای هر 100 زن، 105 مرد وجود دارد.
مدد به میانگین سن ازدواج در کشور اشاره کرد و گفت: میانگین سن ازدواج در مردان 26.2سال و در زنان با یک صدم سال کاهش نسبت به سال 75 به 23.2سال رسیده است.
رییس مرکز آمار ایران همچنین از رشد سن جمعیت کشور خبر داد و گفت: هم اکنون هرم جمعیت کشور از نوجوانی به جوانی در حال حرکت است یعنی در سال 75، میانگین سنی جمعیت 24.3سال بوده است که این میزان در سال گذشته به 28 سال رسیده است .
وی با بیان این که در سال 84 با افزایش چشمگیر جمعیت روبرو بودیم، گفت: هم اکنون بسیاری از جمعیت متولد سالهای 65 به بعد در مدارس و دانشگاهها به سر میبرند و حتی اکنون به مرحله ازدواج رسیدهاند .
مدد با اشاره به کمبود یک میلیون و 600 هزار خانه در کشور، در خصوص وضعیت مسکن در کشور گفت: هم اکنون 17.5میلیون خانوار و 15 میلیون و 900 هزار خانه در کشور وجود دارد و با این حساب، ما یک میلیون و 600 هزار خانه در کشور کم داریم. وی از وجود 466 هزار خانه خالی در کشور خبر داد و افزود: در قم 253 هزار واحد مسکونی وجود دارد که 13 هزار و 600 خانه خالی است .
وی با بیان این که سالانه 500 هزار خانه در کشور ساخته میشود، گفت: باید سرعت ساخت و ساز را در سال افزایش داد تا این مشکل مسکن به حداقل برسد
+ نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 18:23  توسط عزیز
|
خانواده بهعنوان زیر بناییترین رکن هر جامعه است که استحکام و بنیان آن جزو ضروریات اساسی است. طلاق این زیربنا را متزلزل ساخته و تاثیرات حادی بر جامعه دارد. رابطه جنسی شکل دهنده بخشی از ادراکات زوجین از همدیگر است و ادراکات جنسی در بین زوجین ارتباط مثبت با رفتارهایی دارد که نگهدارنده و تداومبخش ازدواج است. تحقیقات نشان داده است که صمیمیت جنسی با صمیمیت عاطفی در ارتباط است (گریف، 2001) همچنین مشکلات جنسی به سادگی در متن یک رابطه زناشویی سست و لرزان پدیدار میشود...
این مشکلات با سلطهگری، تنبیه، حسادت، ترس از بیوفایی و تعارضهای مداوم در زمینههای دیگر زندگی همبستگی دارد (هاربین، 1997) براساس نظریه ناسازگاری جنسی، عدم توافق جنسی زوجین اولین و مهمترین عامل طلاق است. فرض اصلی این نظریه این است که کامیابی جنسی به ازدواجی موفق و پایدار منجر میشود و ناکامی جنسی طلاق را به دنبال دارد. جوهر این نظریه بر این اصل استوار است که از میان تمام عواملی که در پس مشکلات خانوادگی به ویژه مشکلات منجر به طلاق وجود دارد، عدم کامیابی جنسی است که بر دیگر عوامل زمینهای تقدم دارد.
اگر زوجی در روابط زناشویی کامیاب باشند از بسیاری از مشکلات به راحتی در میگذرند و زندگی خوبی را سپری میکنند. برعکس نبودن یک رابطه جنسی مناسب زمینه را برای دامن زدن به مشکلات جزیی و تبدیل آن به مشکلات بزرگ مهیا میسازد. به بیان دیگر میخواهم اینطور بگویم که عوامل دیگر از جمله پول، شغل، فرزندان و تاثیر دیگر افراد و دخالت آنها در خانواده، تا زمانی که رضایت جنسی وجود دارد تاثیر قابل ملاحظهای بر گسیختگی خانواده ندارد و هیچ یک از عوامل بالا در صورت عدم رضایتجنسی و زناشویی نمیتوانند از فروپاشی خانواده جلوگیری کنند.
براساس این نظریه، لذتجویی جنسی اختصاص به سن خاصی نداشته و به تعبیری دیگر فراسنی محسوب میشود. مجموعه لذات از جمله لذت جنسی، برای تمام سنین امری غریزی و خدادادی است. تفاوت موجود فقط به خاطر شیوه تظاهر آن است. در برخی پژوهشهای معدودی که در ایران انجام شده است عامل 40 درصد طلاقها، عدم رضایت جنسی عنوان شده است بنابراین آیا به نظر شما لازم نیست در جهت آموزش جنسی خانوادهها، از جمله زوجین جوان و جلوگیری از تبعات اجتماعی بعدی طلاق اقدام عاجلی صورت پذیرد؟! در حالی که به راحتی میتوان با آموزش جنسی زوجین جوان که در آغاز راه زندگی هستند از بروز مشکلات جنسی و اختلافات زمینهساز طلاق پیشگیری کرد.
+ نوشته شده در جمعه چهارم بهمن 1387ساعت 18:22  توسط عزیز
|