تبليغاتX
ارتباط موثر

ارتباط موثر

فرهنگ تفاهم در ارتباط با اعضای خانواده

چگونه با افراد مشكل‌آفرين كنار بياييم؟

 

سرسخت و آزاردهنده نباشيد

همه ما در زندگي خود با افراد سرسخت و مشكل‌آفرين مواجه شده‌ايم و متاسفانه در بسياري از مواقع مجبور به همكاري و كنار آمدن با اين گونه افراد بوده‌ايم. برخورد با اين افراد در اكثر اوقات باعث عصبي شدن و حتي ايجاد اختلال در زندگي اجتماعي و حتي خانوادگي ما مي‌شود. واقعيت اين است كه هميشه شرايط سخت و دشوار با حضور چنين افرادي بد و بدتر مي‌شود. برقراري ارتباط با اين گروه برحسب نوع ارتباطي كه ما با آنها داريم، مي‌تواند بسيار سخت و دردسرساز باشد، بنابراين بايد اطلاعات خود را درخصوص روش برقراري ارتباط با چنين افرادي بالا برده تا در اين ارتباطات دچار كمترين لطمه و صدمه روحي و عصبي شويم. 

 اولين سوالي كه در برخورد با اين افراد به ذهن خطور مي‌كند، اين است كه چرا اينقدر مشكل‌ساز بوده و چرا برقراري ارتباط با اين افراد تا اين اندازه سخت و دشوار است؟

در برخي موارد تجارب زندگي شخصي اين افراد به آنها چنين آموخته كه براي جلوگيري از قرباني خشم ديگران شدن چنين رفتاري را از خود بروز دهند. در موارد ديگر برخي از اين افراد از اين كه براي زندگي و كار ديگران مشكل ايجاد كنند، لذت مي‌برند. در بعضي مواقع افراد مشكل‌آفرين به دليل عصباني بودن در لحظه برقراري ارتباط، براي شما ايجاد مشكل مي‌كنند. گروه ديگر افرادي غمگين و منفي‌گرا هستند كه جز اين شيوه، راه ديگري براي زندگي كردن نمي‌شناسند و اما آخرين گروه، افرادي هستند كه وقتي براي ديگران مشكل درست مي‌كنند، احساس قدرتمندي و غرور مي‌كنند؛ زيرا آنها مي‌دانند كه هر زمان كه اراده كنند، مي‌توانند براي هركس كه دوست دارند، مشكل‌آفرين باشند و اعصاب فرد مورد نظر خود را تحت فشار قرار داده و حتي زندگي خانوادگي او را مختل كنند؛ اما واقعا چگونه مي‌توان در زندگي با اين افراد روبه‌رو شد؟ آيا راهكارهايي براي ايجاد رابطه با اين افراد بدون هيچ نوع حاشيه‌سازي و ايجاد فشار روحي وجود دارد؟ در اينجا به ارائه چند راهكار ساده براي دفع مشكل‌آفريني اين افراد مي‌پردازيم تا بتوانيم با ايجاد تعادل ارتباطي بين خود و آنها از زندگي آرامش‌بخش‌تري برخوردار شويم.

پرسش كردن

وقتي احساس مي‌كنيد فرد مورد نظر شما شروع به بروز رفتارهاي مشكل‌آفرين كرده، از او سوال كنيد كه آيا من باعث ناراحتي شما شده‌ام يا نه؟ با طرح اين سوال فرد دقيقا متوجه مي‌شود كه عصبانيت خود را نتوانسته كنترل كند و با توجه به عدم دخالت شما در عصبانيت او اقدام به كنترل رفتار خود كرده و يا شايد از شما عذرخواهي هم بكند. برخي از افراد اين گروه ممكن است در مواجهه با سوال شما بدون هيچ توضيحي رفتاري از خود بروز دهند كه به شما بفهمانند به چه چيزي احتياج داريد تا از شر عصبانيت آنها خلاص شويد. اگر فرد مذكور يكي از اعضاي خانواده شما باشد، به دليل نزديكي ارتباط حتي ممكن است راحت‌تر به طرح مشكل خود پرداخته و از چيزي كه باعث رنجش او شده است، حرف بزند. در برخي موارد طرح اين سوال به فردي كه واقعا عصبي و مشكل‌آفرين نيست و شرايط و مقتضيات موجود باعث بروز چنين رفتار ناهنجاري در او شده است، كمك مي‌كند تا با تفكر روي رفتار و اعمال خود و شرايط تشنج‌زا به مهار عصبانيت خود پرداخته و رفتار خود را تصحيح كند.

به اعصاب خود مسلط باشيد

با تلاش براي آرام نگه داشتن خود در برخورد با چنين افرادي، از مغشوش كردن اعصاب خود و ايجاد اختلال در روابط خانوادگي و اجتماعي خود در محيط خانه و بيرون تا حد زيادي جلوگيري كنيد. كساني كه به طور تعمدي دوست دارند براي ديگران مشكل‌ساز باشند، هميشه سعي مي‌كنند فرد مورد نظر خود را به سختي انداخته و با قرار دادن او در تنگنا باعث عذاب و ناراحتي او و خانواده‌اش شوند. در اين شرايط، اين افراد با عصباني كردن شما از نظر احساسي ارضا شده و سعي مي‌كنند كه بيشتر موجبات ناراحتي و عصبانيت شما را فراهم كنند. پس تمام تلاش خود را بكنيد تا با حفظ آرامش خود آنها را از رسيدن به مقصود نهايي خود نااميد كنيد. فراموش نكنيد هرچقدر شما بيشتر عصبي و آزرده شويد، آنها به هدفشان نزديك‌تر مي‌شوند. پس سعي كنيد در برخورد با اين افراد بيمار، با بي‌اعتنايي به اعمال و گفتار آنها، خود را آرام و منطقي نگه داريد. همچنين با كنترل اعصاب و رفتار خود، آنها را متوجه كنيد كه شما همچنان به آنها احترام مي‌گذاريد و آنها دليلي براي ادامه چنين برخورد‌هاي مغرضانه‌اي ندارند.

پاسخ دهيد اما بدون عكس‌العمل

به واكنش يا پاسخي كه فرد تحت فشار عصبي و بدون هيچ نوع تفكري از خود بروز مي‌دهد، عكس‌العمل مي‌گويند. حال آن كه اگر اين واكنش با تفكر و به دور از شرايط استرس‌زا بروز داده شود، پاسخ ناميده مي‌شود. زماني كه شما در مقابل اعمال يا گفتار فردي عكس‌العمل نشان مي‌دهيد، اين عمل باعث پيچيده‌تر شدن اوضاع شده و مشكل پيش آمده را حادتر مي‌كند. در اين زمان شما قبل از اين‌كه بتوانيد شرايط را تعديل كنيد، احساسات خود را در جهت منفي متشنج مي‌كنيد؛ اما زماني كه شما نسبت به اعمال و گفتار فردي پاسخ مي‌دهيد، درواقع از توانايي دفع مشكلات مازاد و كنترل بهتر امور برخوردار خواهيد شد. در اين حالت براحتي مي‌توانيد مشكلات پيش آمده توسط فرد مشكل‌ساز را مديريت و خنثي كنيد و بر اوضاع تسلط يابيد. در اين شرايط شما اوضاع پيش آمده را تشنج‌زدايي كرده و به سوي حل راحت‌تر مساله هدايت خواهيد شد؛ اما تا جايي كه لازم نيست اقدام به پاسخگويي نكنيد. وقتي احساس مي‌كنيد بسيار عصبي و تحت فشار هستيد براي مدتي خود را از شرايط حاد دور كنيد تا بتوانيد بعد از مدتي كوتاه آرامش از دست رفته خود را بازيابيد و بعد از آن مي‌توانيد در سايه تفكر و منطق اقدام به پاسخگويي كنيد.

از تحريك جدا خودداري كنيد

اگر مجبوريد كه با فرد مشكل‌ساز به دليل شرايط خاص كاري و يا خانوادگي كنار بياييد، سعي كنيد نقاط حساس روحيه او كه باعث تغيير روحيه‌اش مي‌شود را كشف كرده و از تحريك آن پرهيز كنيد تا هم او و هم خود شما آرامش بيشتري داشته باشيد. همچنين بهتر است اطلاعات شخصي خود را درخصوص نحوه برخورد با اين افراد بالا ببريد و سعي كنيد براي برقراري ارتباط با آنها مواردي را انتخاب كنيد كه مورد قبول هر دوي شما باشد. از آنها سوال كنيد راحت‌تر هستند كه چگونه با آنها ارتباط برقرار شود و از همان مقطع با آنها شروع كنيد. اگر فرد مشكل‌آفرين جزو اعضاي خانواده و يا فاميل شماست، طبيعتا شما از حساسيت‌هاي او باخبر هستيد و مي‌توانيد كارهاي تحريك‌‌كننده اين افراد را پيش‌بيني كرده و از انجام آنها خودداري كنيد. بهترين نقطه براي شروع يك ارتباط خوب با يكي از افراد نزديك به شما، شروع از مقطع عشق، قدرداني و اعتماد متقابل است.

ترك كردن

اگر انجام هريك از موارد بالا براي مقابله با اين افراد موثر واقع نشد و او همچنان در پي انجام اعمالي جهت آزار و اذيت شما بود، آن فرد را ترك كرده و از آن شرايط دور شويد. خود را با چيز ديگري مشغول كنيد. براي ارتباط با فرد مشكل‌ساز كه جزءلاينفك زندگي شماست، سعي كنيد به مشاور مراجعه و از او كمك بخواهيد، چراكه عضو خانواده را نمي‌توان از زندگي خود حذف كرد. فراموش نكنيد شما سزاوار بهترين برخورد‌هاي توام با احترام هستيد و نبايد اجازه بدهيد كه احساسات و عواطف شما مورد سوءاستفاده ديگران قرار بگيرد. اگر سربالايي جاده زندگي نفس شما را بريده از جاده بيرون بزنيد و به دنبال راه جديد ديگري باشيد.

مترجم : صديقه حاج‌نوروزي 
منبع :
Stress.about

+ نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 0:15  توسط عزیز  | 

نظم منطقي زيريك سقف


حديث‌السادات ميرزايي: نظم و ترتيب شرايطي است كه در آن هر چيز در جاي خود قرار دارد. هر چيزي كه نظم داشته باشد به نظر چشم‌نوازتر است. زندگي در جايي كه نظم ندارد سخت است. وقتي متاهل مي‌شويد ديگر در اتاق دوران دختري يا پسري خود نيستيد كه با بستن در اتاق به‌هم‌ريختگي آن را پنهان كنيد و كسي كاري به اتاق شما نداشته باشد و هر وقت دوست داشتيد آن را تميز و مرتب كنيد. اگر در نظم و ترتيب افراط شود ممكن است تبديل به وسواس شود اما بدون نظم و ترتيبي متعادل هم نمي‌توان زندگي كرد.

زنان و مردان هر كدام ديدگاه‌هاي خاصي نسبت به نظم و ترتيب دارند و ممكن است در زندگي مشترك به دليل اين تفاوت ديدگاه اختلاف نظرهايي راجع به نظم خانه مشتركشان داشته باشند. براي اين‌كه بتوانيم اختلاف نظرهاي زناشويي را در اين مساله به حداقل برسانيم به بررسي نظم در زندگي مشترك پرداخته‌ايم.

نظم زنانه

زن‌ها دوست دارند هر چيزي سر جاي خود باشد. اين سر جاي خود بودن يعني اگر جاي وسيله‌اي كه هر روز به آن احتياج دارند را بالاي كمد در نظر گرفته باشند هر روز بايد آن را برداشته و دوباره سر جايش بگذارند.

زنان در چيدمان وسايل بيشتر به زيبايي و چشم‌نوازي چيدمان فكر مي‌كنند. مرتب بودن خانه برايشان اهميت زيادي دارد و از اين‌كه كسي خانه را به‌هم بريزد ناراحت مي‌شوند. اگر روزي خانه را مرتب و تميز مي‌كنند نسبت به حركات افراد خانه حساس شده و اگر كسي كمي بخواهد به اين نظم و تميزي خدشه‌اي وارد كند با او برخورد مي‌كنند. نظم زنانه يعني لوازم غيرضروري بايد از ديد پنهان باشند، لباس‌ها داخل كمد، كتاب‌ها داخل كتابخانه، لوازم تحرير روي ميز تحرير، ظروف در آشپزخانه و....

زن‌ها از اين‌كه جالباسي پر از لباس باشد خوش‌شان نمي‌آيد و دوست دارند روي ميزها خلوت باشد و از مجله و روزنامه و ليوان چاي و... روي آن خبري نباشد. خلاصه زن‌ها يك نظم‌تمام عيار همراه با زيبايي را براي خانه خود در نظر دارند. خانه‌اي كه هميشه مرتب باشد و كسي آن را به‌هم نريزد.

نظم مردانه

مردها دوست دارند هر چيزي كه به آن احتياج دارند دم دست باشد و دنبال چيزي نگردند و ممكن است تا آخر عمرشان جاي قيچي، رنده، چسب زخم، ليوان‌ها و... را در خانه ياد نگيرند و هر بار از زن خانه بپرسند كه فلان چيز كجاست. مردها چيدمان خانه را برحسب راحتي دوست دارند و بيشتر از زيبايي به راحتي خود فكر مي‌كنند. براي مردها مهم نيست كه هنگام آمدن مهمان حتما بايد خانه را جارو كشيد و جالباسي را خالي كرد. مردها براي اين‌كه جوراب‌هاي خود را هر روز مي‌خواهند بپوشند دليلي براي اين‌كه آنها را توي هم گذاشته و داخل كشو بگذارند، نمي‌بينند. مردها به راحتي درك نمي‌كنند كه چرا زن‌ها نمي‌توانند بپذيرند كه يك جعبه پر از ميخ و ابزار دم در و جلوي چشم باشد، چرا كه مردها فكر مي‌كنند هر لحظه ممكن است به جعبه ابزارشان احتياج پيدا كنند. چون مردها كمتر درگير كار خانه و تميز كردن خانه هستند به راحتي نيز خانه را به‌هم مي‌ريزند و دليل حساسيت همسرشان را نمي‌فهمند.

نظم منطقي

نظم منطقي نظمي است كه در آن همه احساس آرامش كنند. نظمي است كه در آن چيدمان هم برحسب راحتي است و هم زيبايي. در نظم منطقي هر چيزي سر جاي خود است و در عين حال راحت پيدا مي‌شود و دم دست است. براي رسيدن به اين نظم هم زنان و هم مردان بايد به تعادل برسند و با رها كردن نظم زنانه و مردانه به نظم منطقي روي بياورند و همديگر را درك كنند.

زن‌ها: 1 - خيلي سخت نگيرند: نظم و ترتيب براي رسيدن به آرامش است و نبايد دائما سر نظم و ترتيب خانه با همسرتان جر و بحث كنيد.

2 - به مردها فضا بدهيد و قلمرويي را بسته به فضاي خانه‌تان در اختيار مردها بگذاريد تا خودشان آن را بچينند و وسايل شخصي خود را هر طور كه مي‌خواهند نظم بدهند. اين قلمرو مي‌تواند از يك اتاق تا يك كشو باشد.

3 - نظم را به مردها ياد بدهيد. به جاي غر زدن و خودخوري مي‌توانيد نظم و ترتيب را با محبت و خوشرويي به همسرتان ياد دهيد و از او بخواهيد نظم را در خانه رعايت كند و صبر و تحمل داشته باشيد تا به تدريج به اين نظم عادت كنند. اگر از شما جاي وسيله‌اي را مي‌پرسند به او يادآوري كنيد كه به خاطر بسپارد تا دفعه بعد جاي آن وسيله را فراموش نكند و در ضمن بعد از استفاده از هر وسيله‌اي آن را جاي خود بگذارد. شما نيز چيدمان خانه و وسايل را طوري در نظر بگيريد كه برايتان در عين زيبايي راحت باشد.

4 - وسواس نداشته باشيد و خود را تعديل كنيد. اگر دچار وسواس در نظم و ترتيب هستيد و نمي‌توانيد با آن مقابله كنيد تا زندگي زناشويي‌تان دچار مشكل نشده به روان‌شناس مراجعه كنيد تا به شما در رفع وسواستان كمك كند.

مردها: 1 - همسر خود را درك كنيد. زن‌ها مدير خانه‌اند و هر مديري دوست دارد حوزه مديريتي‌اش سرشار از نظم باشد. پس نظم را رعايت كنيد و او را به خاطر اين‌كه منظم است سرزنش نكنيد و متشكر باشيد از اين‌كه خانه مشتركتان منظم است.

2 - نظم را ياد بگيريد. نظم در زندگي زناشويي با نظم مردانه متفاوت است و احتياج داريد كه آن را ياد بگيريد و تمرين كنيد تا بتوانيد خانه‌اي منظم داشته باشيد و همسرتان نيز خرسند تر باشد.

3 - عادات غلط را كنار بگذاريد. وقتي از سر كار برمي‌گرديد لباس‌هايتان را در جاي خود بگذاريد . هر‌چيزي را كه بر مي‌داريد سر جاي خودقرار دهيد و جاي وسايل را به خاطر بسپاريد. در نظم و ترتيب خانه به همسرتان كمك كنيد، چرا كه خانه مشترك خانه شما نيز هست و شما نيز در آن خانه در حال زندگي هستيد. آرامش خاطر و خونسردي همسرتان را با يك عادت غلط و يا يك بي‌نظمي به استرس و عصبانيت تبديل نكنيد.

4 - اگر همسرتان دچار وسواس است به او در رفع آن كمك كنيد. به راهنمايي‌هاي مشاور و روانشناس عمل كنيد و با همسرتان لجبازي نكنيد، چرا كه وسواس اختلالي است كه فرد را مي‌رنجاند و او بدون اين‌كه بخواهد وسواس به خرج مي‌دهد.

نظم بر اساس نظر شخصي نداريم

در خانه مشترك نظر شخصي نداريم. بعضي از زوج‌ها در خانه قرار مي‌گذارند كه هر كس به سبك خودش زندگي كند. در اين شرايط زن و شوهر يا دائما در حال خرده گرفتن از هم‌اند و يا در حال خودخوري. نظم بر اساس نظر شخصي و خودخواهانه در زندگي مشترك فقط مشكل‌ساز است و تا زن و شوهر به توافق نرسند و يك راه يكسان را در رعايت و برقراري نظم پيدا نكنند نمي‌توانند آرامش داشته باشند و اين امر مي‌تواند بر تمام ابعاد رابطه آنها تاثير بگذارد و زندگي مشتركشان را دچار مشكل كند.

 

نظم را به فرزندان خود بياموزيد

شايد بيش از نيمي از مشكلاتي كه زوجين در رعايت نظم خانه مشتركشان متحمل مي‌شوند مربوط به دوران كودكي و بعد از آن است، چرا كه خانواده رعايت نظم را به آنها ياد نداده و هميشه به جاي آنها اتاق و وسايل و لباس‌ها بقيه چيزهاي مربوط به آنها را جمع كرده است و آنها هيچ وقت مسووليتي در قبال نظم خانه نداشته‌اند. براي همين بياييد نظم را به فرزندان خود بياموزيم تا در زندگي مشترك براي خود و همسرشان مشكل‌ساز نباشند.

پسر و دختر فرقي نمي‌كند، همه بايد نظم را رعايت كنند و هر كاري كه از دستشان بر مي‌آيد براي برقراري نظم انجام دهند. شما مي‌توانيد مسووليت اتاق فرزندتان را به خودش واگذار كنيد و از او بخواهيد اتاقش را مرتب كند و يا مثلا اگر چيزي مي‌خورد ظرف آن را به آشپزخانه برده و سر جايش بگذارد و كارهايي از اين قبيل كه او را به نظم عادت دهد تا يكباره بعد از ازدواج دچار مسووليتي نشود كه تا به حال تجربه آن را نداشته است.

رعايت نظم منطقي در زندگي مي‌تواند بسيار در آرامش خاطر و نشاط شما و همسرتان موثر باشد، پس نظم را رعايت كنيد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 23:59  توسط عزیز  | 

رهايي از اختلالات رواني با خواب مناسب

شايد در اطرافيان خود افرادي را بشناسيد كه به اختلال رواني دچار باشند و علاوه بر آن مشكل خوابيدن هم داشته باشند. شايد فكر كنيد دليل اين كه او نمي‌تواند خواب راحتي داشته باشد به بيماري رواني او برمي‌گردد اما هم اكنون اين تصور به صورت ديگري خود را مطرح مي‌كند. بدين صورت كه خواب ناكافي مي‌تواند باعث اختلالات رواني شود يا اين كه موجب شود افراد به‌گونه‌اي رفتار كنند كه به اشتباه مشكلات رواني در آنها تشخيص داده شود. خبر خوشحال‌كننده اين است كه درمان خواب مي‌تواند وضعيت اين بيماران را اصلاح كند، اما متاسفانه ممكن است بسياري از افراد داروهاي محرك رواني مصرف كنند كه هيچ‌ كمكي به آنها نكند و گاهي براي آنها خطرناك باشد. هيچ‌كس نمي‌داند كه چه تعداد از مردم جزو اين دسته قرار مي‌گيرند. اما آيا فكر نمي‌كنيد مهم است كه بدانيم چند درصد كساني كه در آنها تشخيص بيماري رواني داده مي‌شود به طور ساده‌اي فقط از اختلال خواب رنج مي‌برند؟

خواب نامناسب علت بيماري مغزي

ابتدا بايد بدانيد كه اختلالات خواب چگونه و به چه مقدار در مشكلات رواني نقش دارند. پزشكاني كه مدت‌ها اختلالات رواني را مورد مطالعه قرار داده بودند، مدت‌ها قبل متوجه نقش موثر خواب نامنظم در اين موضوع شده بودند، به عنوان مثال بزرگسالاني كه افسردگي دارند نسبت به افراد سالم 5 برابر بيشتر دچار دشواري تنفس در هنگام خواب هستند و اين در حالي است كه بين يك‌چهارم تا نيمي از كودكاني كه اختلال توجه و بيش فعالي)ADHD( دارند دچار مشكلات مربوط به خواب هستند در صورتي كه اين مشكل در ساير كودكان فقط در 7 درصد موارد مشاهده مي‌شود.

تاكنون اين تفكر كه بدخوابي يك علامت است تا يك علت بيماري مغزي آنقدر قوي بوده است كه هيچ‌كسي آن را مورد سوال قرار نداده بود. رابرت استيكگولد كه از محققان خواب دانشگاه هاروارد است، مي‌گويد: «خيلي راحت است كه در مورد يك بيمار بگوييم او افسرده يا اسكيزوفرن است و البته خوب هم نمي‌خوابد، ولي هيچ وقت از خودمان نمي‌پرسيم كه شايد اين ارتباط درست برعكس تصور ما باشد.»

پژوهش‌هايي براي اثبات فرضيه

در سال 1987، پاتريشيا چانگ و همكارانش در دانشگاه جان هاپكينز بالتيمور نتايج مطالعه‌اي را گزارش كردند كه در آن 1053 دانشجوي پزشكي پسر براي 34 سال پس از فارغ‌التحصيلي مورد پيگيري قرار گرفته بودند. در طي آن مدت، 101 نفر آنها دچار افسردگي باليني شدند و 13 نفر از بين آنها دست به خودكشي زدند. معلوم شد دانشجوياني كه از بي‌خوابي رنج مي‌بردند 2 برابر شانس بيشتري براي ابتلا به افسردگي در مقابل آنهايي كه اختلال خواب نداشتند، دارا بودند. تيم پژوهشي اين طور نتيجه‌گيري كرد كه بي‌خوابي يك عامل خطرخاموش براي بروز مشكلات بيشتر در آينده است. استيكگولد از اين هم فراتر مي‌رود و باور دارد كه اين مطالعه نشان مي‌دهد كه بي‌خوابي مي‌تواند افراد را در معرض ابتلا به افسردگي قرار دهد. او تنها كسي نيست كه يافته‌هاي چانگ و اين حقايق در حال رشد كه بعضي از اختلالات خواب باعث ايجاد علائمي مي‌شود كه همانند علائم بيماري‌هاي رواني است توانسته باشند او را به مطالعه بيشتر ترغيب كرده باشند.

در سال 2006، پل پپارد از دانشگاه ويسكونزين ماديسون و تيم پژوهشي او ارتباط بين افسردگي و اختلالات تنفسي هنگام خواب را مورد بررسي قرار دادند. در قطع تنفس هنگام خواب كه شايع‌ترين نوع از اختلالات تنفسي هنگام خواب است، انسداد يا باريك شدن راه هوايي موجب مي‌شود كه سطح اكسيژن به سمت پايين سرازير شود و موقتا باعث بريدن فرد از خواب شود. اين تيم پژوهشي به صورت تصادفي حدود 800 مرد و 600 زن را از يك جمعيت‌ شاغل انتخاب كرد و آنها را در آزمايشگاه از نظر ابتلا به اختلالات تنفسي هنگام خواب و افسردگي مورد معاينه قرار داد. براي اختلالات تنفسي هنگام خواب 4 سطح تعريف شده است و هر سطح افزايش (مثلا از كمينه به خفيف) در اختلال تنفسي هنگام خواب باعث مي‌شود كه احتمال افسرده شدن آنها حدودا 2 برابر شود. افسردگي نمي‌تواند تنها علت فقر خواب باشد، زيرا ما مي‌دانيم كه ريشه اختلالات تنفسي هنگام خواب عوامل فيزيكي همچون افزايش ضخامت چربي ديواره راه‌هاي هوايي يا زبان بزرگ يا لوزه‌هاي بزرگ نسبت به قطر راه هوايي مي‌باشد. در عوض، اين مطالعه بيان مي‌كند كه اختلالات خواب مي‌توانند منجر به افسردگي شوند.

دانيل بايس، مديرپزشكي برنامه خواب و كرونوبيولوژي دانشگاه پيترزبورگ در پنسيلوانيا دريافت كه درمان اختلالات خواب بيماران افسرده با داروهايي چون بنزوديازپين‌ها مي‌تواند به ميزان قابل توجهي باعث برگشت اختلال خلق آنها شود. بايس براي تعداد افراد افسرده‌اي كه در اين گروه قرار مي‌گيرند درصدي را بيان نكرده است اما او بيان كرده است كه به نظر مي‌رسد در بعضي از بيماران بي‌خوابي باعث افسردگي شده است.

كم‌خوابي، علتي براي مشكلات رفتاري

فقر خواب ممكن است بتواند توضيحي براي بعضي از خصوصيات رفتاري همراه با بيماري‌هاي مغزي باشد. براي مثال، شواهد زيادي وجود دارد كه بيان مي‌كند اختلال خواب مي‌تواند محركي براي حمله‌هاي مانيا (شيدايي) در افراد مبتلا به اختلالات دوقطبي باشد.

استيكگولد حتي فكر مي‌كند كه كم خوابي مي‌تواند موجب ايجاد اختلال شايعي گردد كه در همراهي با اسكيزوفرني ديده مي‌شود شود يعني ناتواني در انجام كارهايي كه قبلا جزو عادت بوده‌اند مثلا ناتواني در كار با يك دستگاه. در حالي كه افراد سالم در چند شبانه‌روز براي انجام فعاليت‌هايي كه به قابليت‌هاي حركتي مغز وابسته است به پيشرفت‌هايي دست مي‌يابند، تيم استيكگولد دريافته است كه افراد مبتلا به اسكيزوفرني مزمن اين توانايي را ندارند. آنها مي‌گويند: ما نارسايي را درست در بخش وابسته به خواب يادگيري فرآيندها شناسايي كرده‌ايم. بنابراين به طور تئوري بهبود وضعيت خواب بايد اين علامت را برطرف كند.

هيجان زده‌ايد؟ پس بخوابيد

اگر مي‌بينيد كه با گذشت روز رابطه شما با ديگران بد و بدتر مي‌شود براي مدت كوتاهي بخوابيد. در مطالعه‌اي مت واكر از دانشگاه كاليفرنيا و همكارانش انجام دادند به افراد مختلف تصاويري از صورت‌هايي كه حالات هيجاني مختلف مانند ترس، عصبانيت، غم و خوشحالي را بروز مي‌دادند، نشان دادند و از آنها خواستند تا به مقدار هيجان موجود در اين صورت‌ها امتياز دهند.

پژوهشگران، اين آزمايش را يك‌بار در ظهر و بار ديگر ساعت 6 بعدازظهر تكرار كردند. مشاهده شد كه شركت‌كنندگان مشخصا در نوبت دوم نسبت به چهره‌هاي عصباني و هراسناك حساس‌ترند.

اما وقتي كه وقتي داوطلبان بين دو نوبت آزمايش 90 دقيقه به خواب رفتند ديگر اين اتفاق رخ نداد. علاوه بر آن اين افراد نسبت به چهره خوشحال پذيراتر شده بودند. واكر نتيجه گرفت كه خواب مي‌تواند واكنش‌هاي هيجاني بعدي ما را كاهش دهد و نيرويي تازه بخشد. او مي‌گويد: «خواب اساسا باعث تغيير شمال مغناطيسي قطب‌نماي هيجاني شما در جهتي خوب مي‌شود.»

مطرح شدن كمبود خواب به عنوان مشكل اساسي

به نظر مي‌رسد مشكلات رفتاري كه از كمبود خواب ناشي مي‌شوند اغلب به اشتباه، اختلال توجه يا اختلال بيش فعالي تشخيص داده مي‌شوند. در سال 2005، كليفورد ريسك، مدير مركز اختلالات خواب مارل براو در ماساچوست، مطالعه خود را در نشست سالانه پزشكان دانشگاه قفسه سينه آمريكا مطرح كرد. از بين 34 بزرگسال مبتلا به قطع تنفس هنگام خواب كه مورد مطالعه قرار گرفتند، امتيازهاي 16 نفر نشان داد كه آنها اختلال توجه متوسط تا شديد دارند. درمان قطع تنفس هنگام خواب در اين افراد موجب بهبودي امتياز توجه در 60 درصد اين افراد شد. اين مساله نشان مي‌دهد كه حداقل در اين زيرگروه قطع تنفس هنگام خواب موجب اختلال توجه بوده است.

به همين صورت در بررسي 83 كودك مبتلا به اختلال توجه و بيش فعالي توسط ديويد گوزال از دانشگاه لوئيزويل،‌ آنها به اين نتيجه رسيدند كه يك‌چهارم كودكاني كه براي آنها تشخيص اختلال توجه و بيش فعالي خفيف گذاشته شده بود، به قطع تنفس هنگام خواب مبتلا بودند كه اين درست در مقابل 5 درصد از كودكان مبتلا به اختلال توجه و بيش فعالي شديد و 5 درصد نمونه‌هاي سالم بود كه قطع تنفس هنگام خواب داشتند. آنها به اين نتيجه رسيدند كه اختلالات تنفسي هنگام خواب مي‌تواند منجر به رفتارهايي مشابه اختلال توجه و بيش فعالي خفيف شوند كه به آساني موجب تشخيص نادرست و به تاخير افتادن درمان مناسب مي‌شود.

علاوه برآن، مطالعه‌اي كه روي كودكاني كه قصد جراحي لوزه داشتند (درمان معمول خرخر و قطع تنفس هنگام خواب) انجام شد نشان داد كه قبل از عمل در يك‌چهارم آنها تشخيص اختلال توجه و بيش فعالي داده شده بود اما يك سال پس از عمل، نصف اين كودكان ديگر معيارهاي ابتلا به اين اختلال را نداشتند. مارك كوهلر از بيمارستان مادر كودك آدلايد در استراليا كه ارتباط بين اختلال توجه و بيش فعالي و خواب را مورد مطالعه قرار داده است، مي‌گويد بعضي از كودكان توسط داروهايي چون ريتالين تحت درمان قرار مي‌گيرند در حالي كه مشكل واقعي آنها كه اختلال خواب است ناشناخته باقي مي‌ماند.

مغز كامل به خواب نمي‌رود

در سال گذشته، جيمز كروگر از دانشگاه واشنگتن بيان كرد كه بعضي از نواحي مغز به طور مستقل به خواب مي‌روند و آن چيزي كه ما به آن «خواب» مي‌گوييم وقتي رخ مي‌دهد كه به اندازه كافي قسمت‌هاي مختلف مغز به خواب روند تا وضعيت هوشيار ما تغيير كند. اين در حالي است كه پيش از آن تصور مي‌شد كه مغز داراي مركز كنترل خوابي است كه به آن دستور مي‌دهد تا به طور كامل به خواب رود. او و همكارانش تصور مي‌كنند كه خواب از دسته‌هاي عصبي مجزا كه تحليل پايه مغز را به عهده دارند و در اثر فعاليت خسته مي‌شوند شروع مي‌شود و پس از مدتي توسط يك مكانيسم مركزي با هم يكي مي‌شوند.

اين ديدگاه مي‌تواند اختلالاتي چون راه رفتن در خواب كه در آن مي‌توان بدون آگاهي از رفتار با اشيا ارتباط برقرار كرد و اينرسي خواب كه به نيم ساعت اول خواب آلودگي پس از بيدار شدن گفته مي‌شود را توضيح دهد. تصور مي‌شود كه در اين پديده‌ها به طور همزمان قسمت‌هايي از مغز بيدارند در حالي كه ساير قسمت‌ها به خواب رفته‌اند.

هر چند كه پژوهشگران خواب هنوز اين نظريه را خيلي مورد پذيرش قرار نداده‌اند اما كروگر فكر مي‌كند كه بايد اين موضوع مجددا مورد تفكر واقع شود.

فقر خواب علتي براي مشكلات رفتاري و رواني

همه پدر و مادرها مي‌دانند كه كودك خسته فعاليت بيشتري نسبت به كودك خواب آلود از خود نشان مي‌دهد. شكسته شدن خواب باعث افزايش سطح هورمون‌هاي استرسي مي‌شود كه مي‌تواند منجر به اضطراب روزانه شود كه يكي از مشخصه‌هاي شايع بيماري‌هاي رواني مي‌باشد. به نظر مي‌رسد شكسته شدن خواب اساسا با توانايي مغز براي تحليل هيجان‌ها و پاسخ مناسب به محرك هيجاني مداخله مي‌كند.

حتما تا به حال شنيده‌ايد كه اگر شب‌ها خوب نخوابيد در روز دچار اضطراب و تحريك‌پذيري مي‌شويد. واكر و همكارانش كليد اين ماجرا را كشف كرده‌اند. اين تيم پژوهشگر يك سري تصاوير ناخوشايند را به افرادي كه خواب طبيعي داشتند و گروه ديگري كه براي 35 ساعت از خواب محروم بودند نشان دادند. در گروه محروم از خواب تصاوير ناخوشايند موجب 60 درصد فعاليت بيشتر در آميگدال (قسمت مربوط به فعاليت هيجاني در مغز) نسبت به افرادي كه خواب طبيعي داشتند شد. تصويربرداري‌هاي بيشتر نشان داد كه در افراد محروم از خواب آميگدال نمي‌توانست بخوبي با بخش جلوي پيشاني مغز ارتباط برقرار كند. بخش جلوي پيشاني به طور عادي پيام‌هاي مهاري به بخش هيجاني مغز مي‌فرستد. واكر مي‌گويد: علت اين كه ما در مقابل حرف‌هايي كه برايمان ناخوشايند است رفتارهاي نامربوط انجام نمي‌دهيم. اين است كه بخش جلوي پيشاني پيشرفته‌اي داريم كه مانند يك ترمز هيجاني عمل مي‌كند. از دست دادن ارتباط بين آميگدال و بخش جلوي پيشاني يكي از راه‌هايي است كه كمبود خواب مي‌تواند باعث علائم رواني شود. در تعدادي از اختلالات رواني، مانند افسردگي، نشان داده شده است كه فعاليت بخش پيشاني مغز مختل مي‌شود. شواهد اوليه‌اي نيز در اين زمينه براي اختلال عدم توجه و بيش فعالي و اختلال استرس پس از حادثه وجود دارد.

در گروه ديگري از مطالعات شواهدي به دست آمده كه نشان مي‌دهد خوابيدن به پردازش خاطرات در مغز كمك مي‌كند. اختلال در اين مكانيسم باعث مشكلات رواني مانند اختلال استرس پس از حادثه در شما مي‌شود.

در آگوست 2008، استيكگولد و همكارانش گزارش دادند كه وقتي افراد با تصاوير هيجا‌نانگيز يا خنثاي اشيا يا مناظر مواجه مي‌شوند، خاطره آن در طول روز كاهش مي‌يابد. پس از يك شب خوابيدن، آنها تقريبا همه آنچه را كه ديده بودند فراموش مي‌كنند مگر چيزهايي كه باعث برانگيخته شدن هيجان آنها شده بودند كه در اين موارد حافظه آنها به همان صورت يا حتي قوي‌تر باقي مي‌ماند. به عقب برگرديد خواهيد ديد كه بيشتر خاطرات شما جنبه هيجاني و احساسي دارند. واكر تصور مي‌كند كه اين بدان علت است كه هيجان مانند پرچمي براي موضوعات مهم است كه به ياد آوردن آنها لازم است. اما وقتي هم‌اكنون خاطرات گذشته را به ياد مي‌آوريد عكس‌العمل‌هايي را كه قبلا بروز داده‌ايد تجربه نمي‌كنيد. يعني مغز به‌گونه‌اي خاطره را حفظ كرده و عكس‌العمل‌هاي گذشته شما را حذف كرده است. استيكگولد و واكر تصور مي‌كنند كه اين عمل حذف شدن در خواب (در طي مرحله‌اي از خواب كهREM ناميده مي‌شود) انجام مي‌شود.

اين فرآيند در بيماري كه اختلال استرس پس از حادثه)PTSD( ناميده مي‌شود مختل است، بنابر اين خاطرات حوادث گذشته با عكس‌العمل‌هاي هيجاني همراهشان به ياد آورده مي‌شوند.

در واقع هنوز كارهاي زيادي بايد انجام شود تا راه‌هايي كه اختلال خواب توسط آنها موجب بروز علائم رواني مي‌شود روشن شوند.

يكي از مواردي كه نياز به توضيح دارد اين است كه چطور با اين كه داروهاي ضد افسردگي بخشREM خواب را كوتاه مي‌كنند مي‌توانند موثر باشند. واكر مي‌گويد: «5 سال قبل ما در اين مورد چيزي نمي‌دانستيم ولي هم‌اكنون در مورد آن سوال مطرح مي‌كنيم و آگاه‌تر شده‌ايم. اين خود نشان مي‌دهد كه ما در حال پيشرفت هستيم .»

منبع: New Scientist
مترجم: دكتر امير شيرواني

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 23:57  توسط عزیز  |